Orthodox Calendar

۱ آوریل ۲۰۲۸
شنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • شنبه آکاتیست تئوتکس

یادبودها

  • شهیدان خریسانتیوس و داریا (۲۸۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۹.۲۴-۲۸ (رساله)

۲۴زیرا مسیح به محرابگاهی داخل نشد که ساختۀ دست بشر و تنها شبیه محرابگاه حقیقی باشد، بلکه به خودِ آسمان داخل شد تا اکنون به نمایندگی از ما در حضور خدا ظاهر شود. ۲۵و نیز به آنجا داخل نشد تا خویشتن را بارها چون قربانی تقدیم کند، همانند کاهن اعظم که هر ساله به قُدس‌الاقداس داخل می‌شود، آن هم با خونی که خون خودش نیست. ۲۶زیرا در این صورت، مسیح می‌بایست از زمان آفرینش جهان، بارها رنج کشیده باشد. امّا او اکنون یک بار برای همیشه در نقطۀ اوج تمامی اعصار ظاهر شد تا با قربانی خود، گناه را از میان بردارد. ۲۷همان‌گونه که برای انسان یک بار مردن و پس از آن داوری مقرر است، ۲۸مسیح نیز پس از آنکه یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را بر دوش کِشد، دیگر بار ظاهر خواهد شد، نه برای رفع گناه، بلکه تا آنان را که مشتاقانه چشم به راه اویند، نجات بخشد.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, والده خدا)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

مرقس ۸.۲۷-۳۱ (انجیل)

۲۷عیسی با شاگردان خود به روستاهای اطراف قیصریۀ فیلیپی رفت. در راه، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم من کِه هستم؟» ۲۸پاسخ دادند: «بعضی می‌گویند یحیای تعمیددهنده هستی، عده‌ای می‌گویند ایلیایی و عده‌ای دیگر نیز می‌گویند یکی از پیامبران هستی.» ۲۹از آنان پرسید: «شما چه می‌گویید؟ به نظر شما من که هستم؟» پطرس پاسخ داد: «تو مسیح هستی.» ۳۰امّا عیسی ایشان را منع کرد که دربارۀ او به کسی چیزی نگویند. ۳۱آنگاه عیسی به تعلیم دادن آنها آغاز کرد که لازم است پسر انسان زحمتِ بسیار بیند و از سوی مشایخ و سران کاهنان و علمای دین رد شده، کشته شود و پس از سه روز برخیزد.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

شهیدان خریسانتیوس و داریا (۲۸۳)

Chrysanthos was the only son of Polemon, a prominent pagan in Rome. As befit his status, he was given every opportunity for secular learning, but seemed unable to acquire worldly wisdom. By God’s providence, copies of the Gospels and the Acts of the Apostles came into his possession and, reading them avidly, he was enlightened and desired above all to be a Christian. He found a priest, Carpophorus, who instructed him in the Faith and baptised him. When his father discovered Chrysanthos’ conversion, he was angry and did everything he could to turn his son back to paganism, using even threats and imprisonment. When none of these measures worked, Polemon arranged for his son to be married to a beautiful and learned young pagan woman named Daria, hoping that affection for her would draw his son away from Christ. But instead, Chrysanthus persuaded Daria of the truth of Christianity, and she was secretly baptised.

When his father died, Chrysanthus and his wife began to confess Christ openly and to live publicly as Christians. They were soon arrested and grievously tortured for their faith. The torturer, whose name was Claudius, was so moved by their endurance and patience that he himself embraced the Faith, along with his whole household. For this they were executed: Claudius by drowning, his two sons by beheading, and his wife by hanging. Finally Chrysanthus and Daria were buried alive in a pit and covered with stones. This was during the reign of the Emperor Numerian.