Orthodox Calendar

۲ آوریل ۲۰۲۸
یکشنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیسه مریم مصری

یادبودها

  • پدران مقدس شهید شده در صومعه قدیس ساباس
  • قدیس فوتینه سامری زن (۶۶)
  • قدیس کاتبرت معجزه‌گر, اسقف لیندیسفارن (۶۸۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

عبرانیان ۹.۱۱-۱۴ (رساله)

۱۱امّا چون مسیح در مقام کاهن اعظمِ آن امورِ نیکو ظاهر گشت که هم‌اکنون واقع شده‌اند، به خیمه‌ای بزرگتر و کاملتر داخل شد که به دست انسان ساخته نشده است و به دیگر سخن، به این خلقت تعلّق ندارد. ۱۲و به خون بزها و گوساله‌ها داخل نشد، بلکه یک بار برای همیشه به خون خود به قُدس‌الاقداس داخل شد و رهایی ابدی را حاصل کرد. ۱۳زیرا اگر خون بزها و گاوها و پاشیدن خاکسترِ گوساله بر آنان که به لحاظ آیینی ناپاکند، ایشان را تقدیس می‌کند تا به ظاهر پاک باشند، ۱۴چقدر بیشتر، خون مسیح که به واسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بی‌عیب به خدا تقدیم کرد، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم!

غلاطیان ۳.۲۳-۲۹ (رساله, قدیسه مریم)

۲۳ما پیش از آمدن ایمان، تحت مراقبت شریعت به سر می‌بردیم و تا ظهور ایمان در بند نگاه داشته می‌شدیم. ۲۴پس شریعت مربی ما شد تا زمانی که مسیح بیاید و به وسیلۀ ایمان پارسا شمرده شویم. ۲۵امّا اکنون که ایمان آمده، دیگر زیر دستِ آن مربی نیستیم. ۲۶زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید. ۲۷چرا که همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید. ۲۸دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن، زیرا شما همگی در مسیحْ عیسی یکی هستید. ۲۹و حال اگر شما از آنِ مسیح هستید، پس نسل ابراهیم‌اید و بنا بر وعده، وارثان نیز هستید.

مرقس ۱۰.۳۲-۴۵ (انجیل)

۳۲آنان در راه اورشلیم بودند و عیسی پیشاپیش ایشان راه می‌پیمود. شاگردان در شگفت بودند و کسانی که از پی آنها می‌رفتند، هراسان. عیسی دیگر بار آن دوازده تن را به کناری برد و آنچه را می‌بایست بر او بگذرد، برایشان بیان کرد. ۳۳فرمود: «اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنان او را به مرگ محکوم خواهند نمود و به اقوام بیگانه خواهند سپرد. ۳۴ایشان استهزایش کرده، آبِ دهان بر وی خواهند انداخت و تازیانه‌اش زده، خواهند کشت. امّا پس از سه روز بر خواهد خاست.» ۳۵یعقوب و یوحنا پسران زِبِدی نزد او آمدند و گفتند: «استاد، تقاضا داریم آنچه از تو می‌خواهیم، برایمان به جای آوری!» ۳۶بدیشان گفت: «چه می‌خواهید برایتان بکنم؟» ۳۷گفتند: «عطا فرما که در جلال تو، یکی بر جانب راست و دیگری بر جانب چپ تو بنشینیم.» ۳۸عیسی به آنها فرمود: «شما نمی‌دانید چه می‌خواهید. آیا می‌توانید از جامی که من می‌نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، بگیرید؟» ۳۹گفتند: «آری، می‌توانیم.» عیسی فرمود: «شکی نیست که از جامی که من می‌نوشم، خواهید نوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، خواهید گرفت. ۴۰امّا بدانید که نشستن بر جانب راست و چپ من، در اختیار من نیست تا آن را به کسی ببخشم. این جایگاه از آنِ کسانی است که برایشان فراهم شده است.» ۴۱چون ده شاگرد دیگر از این امر آگاه شدند، بر یعقوب و یوحنا خشم گرفتند. ۴۲عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید آنان که حاکمانِ دیگر قومها شمرده می‌شوند بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. ۴۳امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. ۴۴و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد. ۴۵چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.»

لوقا ۷.۳۶-۵۰ (انجیل, قدیسه مریم)

۳۶روزی یکی از فَریسیان عیسی را به صرف غذا دعوت کرد. پس به خانۀ آن فَریسی رفت و بر سفره نشست. ۳۷در آن شهر، زنی بدکاره می‌زیست که چون شنید عیسی در خانۀ آن فَریسی میهمان است، ظرفی مرمرین، پر از عطر، با خود آورد ۳۸و گریان پشت سر عیسی، کنارِ پاهای او ایستاد. آنگاه با قطرات اشک به شستن پاهای عیسی پرداخت و با گیسوانش آنها را خشک کرد. سپس پاهای او را بوسید و عطرآگین کرد. ۳۹چون فَریسیِ میزبان این را دید، با خود گفت: «اگر این مرد براستی پیامبر بود، می‌دانست این زن که لمسش می‌کند کیست و چگونه زنی است - می‌دانست که بدکاره است.» ۴۰عیسی به او گفت: «ای شَمعون، می‌خواهم چیزی به تو بگویم.» گفت: «بفرما، استاد!» ۴۱عیسی گفت: «شخصی از دو تن طلب داشت: از یکی پانصد دینار، از دیگری پنجاه دینار. ۴۲امّا چون چیزی نداشتند به او بدهند، بدهی هر دو را بخشید. حال به گمان تو کدام‌یک او را بیشتر دوست خواهد داشت؟» ۴۳شَمعون پاسخ داد: «به گمانم آن که بدهی بیشتری داشت و بخشیده شد.» عیسی گفت: «درست گفتی.» ۴۴آنگاه به سوی آن زن اشاره کرد و به شَمعون گفت: «این زن را می‌بینی؟ به خانه‌ات آمدم، و تو برای شستن پاهایم آب نیاوردی، امّا این زن با اشکهایش پاهای مرا شست و با گیسوانش خشک کرد! ۴۵تو مرا نبوسیدی، امّا این زن از لحظۀ ورودم، دمی از بوسیدن پاهایم بازنایستاده است. ۴۶تو بر سر من روغن نمالیدی، امّا او پاهایم را عطرآگین کرد. ۴۷پس به تو می‌گویم، محبت بسیارِ او از آن روست که گناهان بسیارش آمرزیده شده است. امّا آن که کمتر آمرزیده شد، کمتر هم محبت می‌کند.» ۴۸پس رو به آن زن کرد و گفت: «گناهانت آمرزیده شد!» ۴۹میهمانان با یکدیگر گفتند: «این کیست که گناهان را نیز می‌آمرزد؟» ۵۰عیسی به آن زن گفت: «ایمانت تو را نجات داده است، به سلامت برو!»

یادبودها

پدران مقدس شهید شده در صومعه قدیس ساباس

The holy Monastery of St Sabbas is still in existence today, by the providence of God, though several times in its history it has been plundered and left empty. At one time it was attacked by Arab raiders. The monks considered fleeing, but their abbot, Thomas, said, ‘We have fled from the world into this wilderness for the love of Christ; it would be shameful for us now to flee from the wilderness for fear of men. If we are killed here, we shall be killed through love for Christ, for whose sake we have come here to live.’ So the monks agreed with one mind to wait their attackers unarmed. The Arabs killed some with arrows, and shut some in the cave of St Sabbas, lighting a fire at the entrance to suffocate them with smoke. The whole company of monks were thus privileged to give their lives for Christ’s sake.

Accounts of the date differ substantially: the Great Horologion says that they died during the reign of the Emperor Heraclius, when St Modestus was Patriarch of Jerusalem (632-634); the Prologue that they died in 796 during the reign of Constantine and Irene, when Elias was Patriarch of Jerusalem.

قدیس فوتینه سامری زن (۶۶)

See her commemoration on February 26.

قدیس کاتبرت معجزه‌گر, اسقف لیندیسفارن (۶۸۷)

‘Saint Cuthbert was born in Britain about the year 635, and became a monk in his youth at the monastery of Melrose by the River Tweed. After many years of struggle as a true priest of Christ, in the service both of his own brethren and of the neglected Christians of isolated country villages, he became a solitary on Farne Island in 676. After eight years as a hermit, he was constrained to leave his quiet to become Bishop of Lindisfarne, in which office he served for almost two years. He returned to his hermitage two months before he reposed in peace in 687.

‘Because of the miracles he wrought both during his life and at his tomb after death, he is called the “Wonderworker of Britain.” The whole English people honoured him, and kings were both benefactors to his shrine and suppliants of his prayers. Eleven years after his death, his holy relics were revealed to be incorrupt; when his body was translated from Lindisfarne to Durham Cathedral in August of 1104, his body was still found to be untouched by decay, giving off “an odour of the sweetest fragrancy,” and “from the flexibility of its joints representing a person asleep rather than dead.” Finally, when the most impious Henry VIII desecrated his shrine, opening it to despoil it of its valuables, his body was again found incorrupt, and was buried in 1542. It is believed that after this the holy relics of Saint Cuthbert were hidden to preserve them from further desecration.’ (Great Horologion)