Orthodox Calendar

۸ مارس ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

اعیاد

  • یافتن اول و دوم سر محترم قدیس یوحنای تعمیددهنده

یادبودها

  • اول (سده ۴) و دوم (سده ۹) یافته‌ها مقدس سر قدیس یوحنا تعمیددهنده
  • قدیس اتلبرت (اتلبرت), اول مسیحی پادشاه کنت (۶۱۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۷.۱۷-۳۰ (انجیل نماز صبحگاهی, پیشرو)

۱۷خبر این کار عیسی در تمام یهودیه و نواحی اطراف منتشر شد. ۱۸شاگردان یحیی او را از همۀ این وقایع آگاه ساختند. پس او دو تن از آنان را فرا خواند ۱۹و با این پیغام نزد عیسی فرستاد: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۰آن دو نزد عیسی آمده، گفتند: «یحیای تعمیددهنده ما را فرستاده تا از تو بپرسیم آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۱در همان ساعت، عیسی بسیاری را از بیماریها و دردها و ارواح پلید شفا داد و نابینایان بسیار را بینایی بخشید. ۲۲پس در پاسخ آن فرستادگان فرمود: «بروید و آنچه دیده و شنیده‌اید به یحیی بازگویید، که کوران بینا می‌شوند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، مردگان زنده می‌گردند و به فقیران بشارت داده می‌شود. ۲۳خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد.» ۲۴چون فرستادگان یحیی رفتند، عیسی دربارۀ او سخن آغاز کرد و به جماعت گفت: «برای دیدن چه چیز به بیابان رفته بودید؟ برای دیدن نی‌ای که از باد در جنبش است؟ ۲۵برای دیدن چه چیز رفتید؟ مردی که جامه‌ای لطیف در بر دارد؟ آنان که جامه‌های فاخر می‌پوشند و در تجمّل زندگی می‌کنند، در قصرهای پادشاهانند. ۲۶پس برای دیدن چه رفته بودید؟ برای دیدن پیامبری؟ آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. ۲۷او همان است که درباره‌اش نوشته شده: «”اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم که راهت را پیش رویت مهیا خواهد کرد.“ ۲۸به شما می‌گویم که کسی بزرگتر از یحیی از مادر زاده نشده است؛ امّا کوچکترین در پادشاهی خدا، از او بزرگتر است.» ۲۹همۀ مردمانی که این سخنان را شنیدند، حتی خَراجگیران، تصدیق کردند که راه خدا حق است، زیرا به دست یحیی تعمید گرفته بودند. ۳۰امّا فَریسیان و فقیهان با امتناع از تعمید گرفتن به دست یحیی، ارادۀ خدا را برای خود رد کردند.

اشعیا ۵.۱۶-۲۵ (ساعت ششم)

۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود. ۱۷آنگاه گوسفندان خواهند چرید، چنانکه در چراگاه‌های خویش، و بره‌ها در میان ویرانه‌های دولتمندان خوراک خواهند خورد. ۱۸وای بر آنان که شرارت را به ریسمانهای دروغ، و گناه را گویی به طنابِ ارابه می‌کشند؛ ۱۹که می‌گویند: «بگذارید خدا تعجیل کند و کار خویش بشتاباند تا آن را ببینیم! بگذارید مشورت قدوس اسرائیل نزدیک آید؛ بگذارید بیاید تا آن را بدانیم!» ۲۰وای بر کسانی که بدی را نیکی و نیکی را بدی می‌خوانند؛ وای بر آنان که ظلمت را در جای نور و نور را در جای ظلمت می‌نشانند؛ وای بر آنان که تلخی را در جای شیرینی و شیرینی را در جای تلخی می‌نهند! ۲۱وای بر کسانی که در چشم خود حکیمند و در نظر خویش، خردمند! ۲۲وای بر آنان که پهلوانند، اما در شراب‌خواری! و قهرمانند، اما در آمیختن مُسکِرات! ۲۳که مجرمان را به رشوه تبرئه می‌کنند و حق بی‌گناهان را از آنان دریغ می‌دارند. ۲۴از این رو همان‌گونه که زبانه‌های آتش کاه را فرو می‌بلعد و علفِ خشک در شعله محو می‌شود، به همین‌سان ریشۀ ایشان خواهد گندید، و شکوفۀ ایشان چون دوده بالا خواهد رفت، زیرا شریعت خداوندِ لشکرها را نپذیرفتند و کلام قدوس اسرائیل را خوار شمردند. ۲۵بنابراین، خشم خداوند بر قوم خویش افروخته می‌شود و دست خود را بر ایشان دراز کرده، مبتلایِشان می‌سازد. کوهها به لرزه درمی‌آیند و اجساد مردگان چون فضولات بر معابر می‌افتد. با این همه، خشم او فرو ننشسته، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۴.۱۶-۲۶ (نماز شامگاهی)

۱۶پس قائن از حضور خداوند بیرون رفت، و در سرزمین نْود در شرق عدن ساکن شد. ۱۷قائن زن خود را بشناخت، و او باردار شد و خَنوخ را زایید. آنگاه قائن شهری ساخت و آن را به نام پسر خود، خَنوخ نامید. ۱۸و برای خَنوخ عیراد زاده شد، و عیراد مِحویائیل را آورد، مِحویائیل مِتوشائیل را، و مِتوشائیل لَمِک را. ۱۹لَمِک دو زن گرفت، یکی عادَه نام داشت و دیگری ظِلَّه. ۲۰عادَه، یابال را زایید؛ او پدر چادر‌نشینان و دامداران بود. ۲۱برادر او یوبال نام داشت؛ او پدر همۀ نوازندگان بربط و نی بود. ۲۲ظِلَّه نیز توبال‌قائِن را زایید، که صانع همه گونه ابزار برنجی و آهنی بود. خواهر توبال‌قائِن، نَعَمَه نام داشت. ۲۳لَمِک به زنان خود گفت: «ای عادَه، ای ظِلَّه، به من گوش فرا دهید، ای زنان لَمِک سخنانم را بشنوید. مردی را به سبب زخمی که به من زد کشتم، و جوانی را به سبب جراحتی که بر من وارد آورد. ۲۴اگر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود، برای لَمِک، هفتاد و هفت چندان.» ۲۵و آدم دیگر بار زن خود را بشناخت و او پسری بزاد و او را شِیث نامید و گفت: «خدا به جای هابیل که قائن او را کشت، نسلی دیگر برای من برقرار داشت.» ۲۶برای شِیث نیز پسری زاده شد و او را اِنوش نامید. در آن زمان، مردم به خواندن نام خداوند آغاز کردند.

امثال ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن. ۱۶چرا چشمه‌هایت در کویها جاری شود و نهرهایت در معابر عمومی؟ ۱۷بگذار تنها از آن تو باشند و بیگانگان را در آنها سهیم مساز. ۱۸سرچشمه‌ات مبارک باد، و از همسر روزگار جوانیِ خویش شادمان باش؛ ۱۹همچون غزالی دلپذیر و آهویی زیبا، پستانهایش تو را همیشه خرّم سازد و عشق او سرمستت کند. ۲۰چرا سرمستِ زنِ بیگانه باشی و با زنِ زناکار هم‌آغوشی کنی؟ ۲۱زیرا راههای انسان در برابر چشمان خداوند است و همۀ طریقهای او را می‌سنجد. ۲۲بدکاریهای شریر به دامش می‌افکنَد، و در بندِ گناهان خویش گرفتار می‌آید. ۲۳از بی‌ادبی خواهد مرد، و از جهلِ بسیار گمراه خواهد شد. ۱پسرم، اگر برای دیگری ضامن شده‌ای و برای بیگانه تعهد سپرده‌ای؛ ۲اگر از سخنان زبانت به دام افتاده‌ای و از کلام دهانت گرفتار آمده‌ای؛ ۳پس، پسرم، چنین کن تا رهایی یابی، زیرا به دست دیگری افتاده‌ای: برو و خویشتن را فروتن ساز و به او التماس کن!

دوم قرنتیان ۴.۶-۱۵ (رساله, پیشرو)

۶زیرا همان خدا که گفت: «نور از میان تاریکی بتابد،» نور خود را در دلهای ما تابانید تا شناخت جلال خدا در چهرۀ مسیح، ما را منوّر سازد. ۷امّا این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارق‌العاده از خداست نه از ما. ۸ما از هر سو در فشاریم، امّا خُرد نشده‌ایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛ ۹آزار می‌بینیم، امّا وانهاده نشده‌ایم؛ بر زمین افکنده شده‌ایم، امّا از پا درنیامده‌ایم. ۱۰همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود. ۱۱زیرا ما که زنده‌ایم، همواره به‌خاطر عیسی به مرگ سپرده می‌شویم تا حیات او در بدن فانی ما آشکار گردد. ۱۲پس مرگ در ما عمل می‌کند، امّا حیات در شما. ۱۳در کتب مقدّس آمده که «ایمان آوردم، پس سخن گفتم.» با همین روحِ ایمان، ما نیز ایمان داریم و سخن می‌گوییم. ۱۴زیرا می‌دانیم او که عیسای خداوند را از مردگان برخیزانید، ما را نیز با عیسی برخیزانیده، با شما به حضور او خواهد آورد. ۱۵اینها همه به‌خاطر شماست، تا فیضی که شامل حال عدۀ بیشتر و بیشتری می‌شود، سبب شکرگزاری هر چه بیشتر برای جلال خدا گردد.

متی ۱۱.۲-۱۵ (انجیل, پیشرو)

۲چون یحیی در زندان، وصف کارهای مسیح را شنید، شاگردان خود را نزد وی فرستاد ۳تا بپرسند: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۴عیسی در پاسخ گفت: «بروید و آنچه می‌بینید و می‌شنوید به یحیی بازگویید، که ۵کوران بینا می‌شوند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، مردگان زنده می‌گردند و به فقیران بشارت داده می‌شود. ۶خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد.» ۷چون شاگردان یحیی می‌رفتند، عیسی دربارۀ یحیی سخن آغاز کرد و به جماعت گفت: «برای دیدن چه چیز به بیابان رفتید؟ برای دیدن نی‌ای که از باد در جنبش است؟ ۸اگر نه، پس برای دیدن چه رفتید؟ برای دیدن مردی که جامه‌ای لطیف در بر دارد؟ آنان که جامه‌های لطیف در بر می‌کنند در کاخهای پادشاهانند. ۹پس برای دیدن چه رفتید؟ برای دیدن پیامبری؟ آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. ۱۰زیرا او همان است که درباره‌اش نوشته شده: «”اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم، که راهت را پیش رویت مهیا خواهد کرد.“ ۱۱آمین، به شما می‌گویم، که بزرگتر از یحیای تعمیددهنده از مادر زاده نشده است، امّا کوچکترین در پادشاهی آسمان از او بزرگتر است. ۱۲از زمان یحیای تعمیددهنده تا کنون، پادشاهی آسمان نیرومندانه به پیش می‌رود و زورآوران آن را تصاحب می‌کنند. ۱۳زیرا همۀ پیامبران و تورات تا زمان یحیی نبوّت می‌کردند. ۱۴و اگر بخواهید بپذیرید، یحیی همان ایلیا است که می‌بایست بیاید. ۱۵هر که گوش شنوا دارد، بشنود.

یادبودها

اول (سده ۴) و دوم (سده ۹) یافته‌ها مقدس سر قدیس یوحنا تعمیددهنده

After the Forerunner was beheaded at the order of Herod and his illicit wife Herodias, his head was discarded in what the Synaxarion calls “an unseemly location,” presumably a privy. According to some, it was secretly recovered by Joanna, one of the Myrrhbearing women, and given honorable burial near Jerusalem. There it was found, through a revelation of the Forerunner, by two monks who had come to Jerusalem to worship at the tomb of our Savior (the first finding). Putting the head in a bag, the monks returned home. On the way, they met an indigent potter from Emesa. That night the Forerunner appeared to the poor man and instructed him to make off with the relic. He returned with it to Emesa and immediately began to prosper in his business. Just before he died, he put the holy relic in a chest, which he left to his sister with these instructions: never to open it without instructions from the one hidden inside it; and to pass it on to a pious man beloved of God. Thus the Head of the Baptist passed through many generations, eventually being concealed in a cave near a monastery founded during the reign of Marcian (450-457), whose abbot was the godly Marcellus.

The blessed Forerunner appeared several times to Marcellus, embracing him and once even giving him a pot of honey. The Baptist ordered Marcellus to follow a star which led him to the cave and came to rest in front of a niche in the wall. Marcellus dug there and came upon a marble slab, under which was a large jar containing the precious Head. The holy relic was taken with rejoicing to the cathedral in Emesa,where it worked many wonders. In the reign of Michael III (842-867), it was taken to Constantinople. It was at this translation that the present Feast was instituted.

The version given here is that of St Symeon Metaphrastes. Other sources give substantially different accounts.

The Prologue observes: “It is important and interesting to note that, while he was alive, John did not work a single miracle (Jn 10:41), but to his relics was given the blessed power of working miracles.”

قدیس اتلبرت (اتلبرت), اول مسیحی پادشاه کنت (۶۱۶)

In 597, a party of forty missionary monks, led by St Augustine of Canterbury (May 28), was sent to Britain by the holy Pope Gregory the Great, to bring the blessed Gospel of Jesus Christ to the English people. Aethelberht, who had been King of Kent for thirty-six years, received the monks favorably, allowed them to preach in his kingdom, and invited them to establish their headquarters in Canterbury, his capital city, which already contained a small, ruined church dedicated to St Martin of Tours in Roman times.

The king himself was converted and received holy Baptism at the hands of St Augustine; a crowd of his subjects followed his example. When St Augustine was consecrated bishop, Aethelberht allowed him to be made Archbishop of Canterbury and gave his own palace to serve as a monastery. The king worked steadily for the conversion of the neighboring kindoms, and in 604 established an episcopal see in London. Unlike some Christian rulers, he refused to see anyone converted forcibly.

Saint Aethelberht reposed in peace in 616, after reigning for fifty-six years. He was buried in the Church of Saints Peter and Paul, which he had established. Many miracles were worked at his tomb, where a lamp was kept lit perpetually until the monastery was disbanded by the Protestants in 1538.