Orthodox Calendar

۲۵ مارس ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس گریگوری کبیر ( دیالوگیست), پاپ روم (۶۰۴)
  • قدیس تئوفانس معترف (۸۱۸)
  • آرامش قدیس شمعون جدید الهیدان (۱۰۲۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۶.۱-۱۲ (ساعت ششم)

۱در سالی که عُزّیای پادشاه درگذشت، خداوند را دیدم که بر تختی بلند و رفیع نشسته بود و دامنِ ردایش معبد را پر ساخته بود. ۲بر فراز او سَرافین ایستاده بودند. هر یک از آنها شش بال داشت: با دو بال روی خود را می‌پوشانید، با دو بال پا‌های خود را، و با دو بال نیز پرواز می‌کرد. ۳هر یک از آنها به دیگری ندا در داده، می‌گفت: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است.» ۴پایه‌های آستانه از آوای او که ندا می‌کرد می‌لرزید و خانه از دود آکنده بود. ۵پس گفتم: «وای بر من که هلاک شده‌ام! زیرا که مردی ناپاک لب هستم و در میان قومی ناپاک لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است!» ۶آنگاه یکی از سَرافین پروازکنان نزد من آمد. او در دست خود اَخگری داشت که با انبُر از مذبح برگرفته بود. ۷با آن دهانم را لمس کرد و گفت: «هان، این لبانت را لمس کرده است؛ تقصیرت رفع شده و گناهت کفاره گشته است.» ۸آنگاه آوای خداوندگار را شنیدم که می‌گفت: «کِه را بفرستم و کیست که برای ما برود؟» گفتم: «لبیک؛ مرا بفرست!» ۹فرمود: «برو و به این قوم بگو: «”همچنان بشنوید، اما نفهمید؛ همچنان ببینید، اما درک نکنید.“ ۱۰دل این قوم را سخت ساز، گوشهایشان را سنگین کن، و چشمانشان را ببند؛ مبادا با چشمان خود ببینند، و با گوشهای خود بشنوند، و با دلهای خویش بفهمند، و بازگشت کرده، شفا یابند.» ۱۱آنگاه پرسیدم: «خداوندگارا، تا به کِی؟» پاسخ آمد: «تا آنگاه که شهرها ویران گشته، از سَکَنه تهی شوند؛ و خانه‌ها بدون آدمی و زمین، خراب و ویران گردد. ۱۲تا آنگاه که خداوند آدمیان را دور سازد، و در میان این سرزمین مکانهای متروک، بسیار گردد.

پیدایش ۵.۱-۲۴ (نماز شامگاهی)

۱این است کتاب تاریخچۀ نسل آدم. روزی که خدا انسان را آفرید، او را شبیه خدا ساخت. ۲او آنان را مرد و زن آفرید و ایشان را برکت داد، و در روز آفرینش آنها، ایشان را انسان نام نهاد. ۳آدم صد و سی ساله بود که پسری شبیه خود و به صورت خویش آورد، و او را شِیث نامید. ۴و آدم پس از آوردن شِیث، هشتصد سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۵پس روزهای زندگی آدم به تمامی، نهصد و سی سال بود؛ و او مرد. ۶شِیث صد و پنج ساله بود که اِنوش را آورد. ۷شِیث پس از آوردن اِنوش، هشتصد و هفت سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۸پس روزهای زندگی شِیث به تمامی، نهصد و دوازده سال بود؛ و او مرد. ۹اِنوش نود ساله بود که قینان را آورد. ۱۰اِنوش پس از آوردن قینان، هشتصد و پانزده سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۱۱پس روزهای زندگی اِنوش به تمامی، نهصد و پنج سال بود؛ و او مرد. ۱۲قینان هفتاد ساله بود که مَهَلَلئیل را آورد. ۱۳قینان پس از آوردن مَهَلَلئیل، هشتصد و چهل سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۱۴پس روزهای زندگی قینان به تمامی، نهصد و ده سال بود؛ و او مرد. ۱۵و مَهَلَلئیل شصت و پنج ساله بود که یارِد را آورد. ۱۶مَهَلَلئیل پس از آوردن یارِد، هشتصد و سی سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۱۷پس روزهای زندگی مَهَلَلئیل به تمامی، هشتصد و نود و پنج سال بود؛ و او مرد. ۱۸یارِد صد و شصت و دو ساله بود که خَنوخ را آورد. ۱۹یارِد پس از آوردن خَنوخ هشتصد سال زندگی کرد و پسران و دختران دیگر آورد. ۲۰پس روزهای زندگی یارِد به تمامی، نهصد و شصت و دو سال بود؛ و او مرد. ۲۱خَنوخ شصت و پنج ساله بود که مَتوشالَح را آورد. ۲۲خَنوخ پس از آوردن مَتوشالَح، سیصد سال با خدا راه می‌رفت و پسران و دختران دیگر آورد. ۲۳پس روزهای زندگی خَنوخ به تمامی، سیصد و شصت و پنج سال بود. ۲۴خَنوخ با خدا راه می‌رفت، و دیگر یافت نشد؛ زیرا خدا او را برگرفت.

امثال ۶.۳-۲۰ (نماز شامگاهی)

۳پس، پسرم، چنین کن تا رهایی یابی، زیرا به دست دیگری افتاده‌ای: برو و خویشتن را فروتن ساز و به او التماس کن! ۴خواب به چشمانت راه مده، و نه سنگینی به پِلکهایت. ۵خود را همچون غزالی از کمند شکارچی برهان، و همچون پرنده‌ای از دام صیاد. ۶کاهِلاٰ! نزد مورچه برو، و به راههایش بیَندیش و حکمت بیاموز! ۷که او را نه فرمانده‌ای است و نه صاحبمنصب و حاکمی؛ ۸با این همه، توشۀ خود در تابستان فراهم می‌کند و آذوقۀ خویش در موسم حصاد گرد می‌آورد. ۹کاهِلاٰ! تا به کی خواهی خُفت؟ و از خوابِ خود کی بر خواهی خاست؟ ۱۰اندکی خفتن و اندکی چُرت زدن، و اندکی دست بر دست گذاشتن برای استراحت، ۱۱و فقر همچون راهزن بر تو خواهد تاخت و ناداری، به‌سان مردی مسلح. ۱۲شخص رذل و خبیث با زبانی کج می‌گردد، ۱۳با چشم چشمک می‌زند، با پا علامت می‌دهد، به انگشت اشاره می‌کند، ۱۴با دلی منحرف شرارتها ابداع می‌کند و هر دَم تخم نفاق می‌پاشد. ۱۵از این رو، ناگهان بلا بر او نازل خواهد شد، و در دَمی، از پا در خواهد آمد و علاجی نخواهد بود. ۱۶شش چیز است که خداوند از آنها بیزار است، بلکه هفت چیز، که از آنها کراهت دارد: ۱۷چشمان متکبر، زبان دروغگو، دستانی که خون بی‌گناه را می‌ریزد، ۱۸دلی که نقشه‌های شریرانه می‌کشد، پاهایی که برای بدی تیزرو است، ۱۹شاهد دروغینی که دروغها می‌بافد و آن که تخم نفاق میان برادران می‌پاشد. ۲۰پسرم، فرمان پدر خود را نگاه دار و رهنمود مادر خویش را ترک مکن.

یادبودها

قدیس گریگوری کبیر ( دیالوگیست), پاپ روم (۶۰۴)

He was born in Rome to a wealthy senatorial family. He received a good education in secular and spiritual learning, and became Prefect of Rome. While still in the world, he used his great wealth mostly for the good of the Church, building six monasteries in Sicily and another in Rome itself. At this monastery, dedicated to the Apostle Andrew, Gregory was tonsured a monk. He was appointed Archdeacon of Rome, then, in 579, Papal legate to Constantinople, where he lived for nearly seven years. He returned to Rome in 585 and was elected Pope in 590.

He is famed for his many writings, his generous charity (he gave almost all his income to the poor, and often invited the poor to share his table), and for initiating missionary work among the Anglo-Saxon peoples. The Liturgy of the Presanctified Gifts, celebrated on Wednesday and Friday evenings during Great Lent, was compiled by him. St Gregory introduced elements of the chanting that he had heard in Constantinople into Western Church chant: The Gregorian Chant which beautified the Western churches for many years is named for him. Its system of modes is related to the eight tones of the Eastern church. He is called ‘the Dialogist’ after his book The Dialogues, an account of the lives and miracles of Italian saints.

Saint Gregory reposed in peace in 604.

قدیس تئوفانس معترف (۸۱۸)

He was born in 760 to an illustrious and very wealthy family — he was a kinsman of the Emperor Leo the Isaurian. In early life he lived in great luxury, married, and became a member of the Emperor’s court. Later, with his wife’s consent, he abandoned his home, his fortune and his rank to live humbly in a monastery. (His wife also entered monastic life; both of them entered monasteries that they had established with their wealth). Theophanes, though accustomed to a life of splendor and ease, joyfully lived as the lowest of monks for many years. He became so well-known for his faith, purity and wisdom that he was invited to the Seventh Ecumenical Council at Nicaea in 787. He prayed unceasingly for the sick and distressed, and was granted the gift of wonder working: his prayers healed all kinds of illnesses, but especially mania and madness. When he himself fell seriously ill for a long period, he refused to pray for his own healing, but accepted his infirmity with thanksgiving.

When a second iconoclast period arose under the Emperor Leo the Armenian, Theophanes, who was widely known for his defense of the holy icons, was taken to Constantinople and imprisoned under extremely harsh conditions for two years. The Emperor then sent him into exile on the island of Samothrace. There, his body broken by his cruel imprisonment, he lived for only twenty-three days before giving up his soul to God.

آرامش قدیس شمعون جدید الهیدان (۱۰۲۱)

His main commemoration is on October 12.