Orthodox Calendar

۲۴ مارس ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس سوفرونیوس, پاتریارک اورشلیم (۶۳۸)
  • قدیس یوحنا موسخوس, نویسنده روحانی مرغزار (۶۲۲)
  • شهید مقدس پیونیوس (۲۵۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۵.۱۶-۲۵ (ساعت ششم)

۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود. ۱۷آنگاه گوسفندان خواهند چرید، چنانکه در چراگاه‌های خویش، و بره‌ها در میان ویرانه‌های دولتمندان خوراک خواهند خورد. ۱۸وای بر آنان که شرارت را به ریسمانهای دروغ، و گناه را گویی به طنابِ ارابه می‌کشند؛ ۱۹که می‌گویند: «بگذارید خدا تعجیل کند و کار خویش بشتاباند تا آن را ببینیم! بگذارید مشورت قدوس اسرائیل نزدیک آید؛ بگذارید بیاید تا آن را بدانیم!» ۲۰وای بر کسانی که بدی را نیکی و نیکی را بدی می‌خوانند؛ وای بر آنان که ظلمت را در جای نور و نور را در جای ظلمت می‌نشانند؛ وای بر آنان که تلخی را در جای شیرینی و شیرینی را در جای تلخی می‌نهند! ۲۱وای بر کسانی که در چشم خود حکیمند و در نظر خویش، خردمند! ۲۲وای بر آنان که پهلوانند، اما در شراب‌خواری! و قهرمانند، اما در آمیختن مُسکِرات! ۲۳که مجرمان را به رشوه تبرئه می‌کنند و حق بی‌گناهان را از آنان دریغ می‌دارند. ۲۴از این رو همان‌گونه که زبانه‌های آتش کاه را فرو می‌بلعد و علفِ خشک در شعله محو می‌شود، به همین‌سان ریشۀ ایشان خواهد گندید، و شکوفۀ ایشان چون دوده بالا خواهد رفت، زیرا شریعت خداوندِ لشکرها را نپذیرفتند و کلام قدوس اسرائیل را خوار شمردند. ۲۵بنابراین، خشم خداوند بر قوم خویش افروخته می‌شود و دست خود را بر ایشان دراز کرده، مبتلایِشان می‌سازد. کوهها به لرزه درمی‌آیند و اجساد مردگان چون فضولات بر معابر می‌افتد. با این همه، خشم او فرو ننشسته، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۴.۱۶-۲۶ (نماز شامگاهی)

۱۶پس قائن از حضور خداوند بیرون رفت، و در سرزمین نْود در شرق عدن ساکن شد. ۱۷قائن زن خود را بشناخت، و او باردار شد و خَنوخ را زایید. آنگاه قائن شهری ساخت و آن را به نام پسر خود، خَنوخ نامید. ۱۸و برای خَنوخ عیراد زاده شد، و عیراد مِحویائیل را آورد، مِحویائیل مِتوشائیل را، و مِتوشائیل لَمِک را. ۱۹لَمِک دو زن گرفت، یکی عادَه نام داشت و دیگری ظِلَّه. ۲۰عادَه، یابال را زایید؛ او پدر چادر‌نشینان و دامداران بود. ۲۱برادر او یوبال نام داشت؛ او پدر همۀ نوازندگان بربط و نی بود. ۲۲ظِلَّه نیز توبال‌قائِن را زایید، که صانع همه گونه ابزار برنجی و آهنی بود. خواهر توبال‌قائِن، نَعَمَه نام داشت. ۲۳لَمِک به زنان خود گفت: «ای عادَه، ای ظِلَّه، به من گوش فرا دهید، ای زنان لَمِک سخنانم را بشنوید. مردی را به سبب زخمی که به من زد کشتم، و جوانی را به سبب جراحتی که بر من وارد آورد. ۲۴اگر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود، برای لَمِک، هفتاد و هفت چندان.» ۲۵و آدم دیگر بار زن خود را بشناخت و او پسری بزاد و او را شِیث نامید و گفت: «خدا به جای هابیل که قائن او را کشت، نسلی دیگر برای من برقرار داشت.» ۲۶برای شِیث نیز پسری زاده شد و او را اِنوش نامید. در آن زمان، مردم به خواندن نام خداوند آغاز کردند.

امثال ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن. ۱۶چرا چشمه‌هایت در کویها جاری شود و نهرهایت در معابر عمومی؟ ۱۷بگذار تنها از آن تو باشند و بیگانگان را در آنها سهیم مساز. ۱۸سرچشمه‌ات مبارک باد، و از همسر روزگار جوانیِ خویش شادمان باش؛ ۱۹همچون غزالی دلپذیر و آهویی زیبا، پستانهایش تو را همیشه خرّم سازد و عشق او سرمستت کند. ۲۰چرا سرمستِ زنِ بیگانه باشی و با زنِ زناکار هم‌آغوشی کنی؟ ۲۱زیرا راههای انسان در برابر چشمان خداوند است و همۀ طریقهای او را می‌سنجد. ۲۲بدکاریهای شریر به دامش می‌افکنَد، و در بندِ گناهان خویش گرفتار می‌آید. ۲۳از بی‌ادبی خواهد مرد، و از جهلِ بسیار گمراه خواهد شد. ۱پسرم، اگر برای دیگری ضامن شده‌ای و برای بیگانه تعهد سپرده‌ای؛ ۲اگر از سخنان زبانت به دام افتاده‌ای و از کلام دهانت گرفتار آمده‌ای؛ ۳پس، پسرم، چنین کن تا رهایی یابی، زیرا به دست دیگری افتاده‌ای: برو و خویشتن را فروتن ساز و به او التماس کن!

یادبودها

قدیس سوفرونیوس, پاتریارک اورشلیم (۶۳۸)

He was born in Damascus to an eminent family, and was well educated in his youth. Discontented with the wisdom of the world, he entered monastic life in the monastery of St Theodosius, where he became the lifelong friend and disciple of John Moschos. Together they visited the monasteries and hermitages of Egypt; they later wrote down their discoveries among the holy monks in the classic Spiritual Meadow. After the death of his teacher, St Sophronius traveled to Jerusalem, which had just been liberated from the Persians. He was there to see the Precious Cross returned from Persia by the Emperor Heraclius, who carried it into Jerusalem on his back. A few years later, in 634, St Sophronius was elected Patriarch of Jerusalem, where he served his flock wisely for three years and three months. He was zealous in the defense of Orthodoxy against the Monothelite heresy: He convoked a Council in Jerusalem which condemned it before it was condemned at the Sixth Ecumenical Council. The holy Patriarch even traveled to Constantinople to rebuke the Patriarch Sergius and Emperor Heraclius, who had embraced the Monothelite error.

The years of peace were few for the Holy Land; for just as the Persian Empire was decisively defeated by Heraclius, the followers of Islam erupted out of Arabia, conquering most of North Africa and the Middle East in a few years. The Saint was so grieved by the capture of Jerusalem in 637 by the Caliph Omar that begged God to take him, so that he might not live to see the desecration of the holy places. His prayer was granted, and he reposed in peace less than a year later.

St Sophronios is the author of the Life of Saint Mary of Egypt, appointed to be read in the churches during every Great Lent. He also wrote the service of the Great Blessing of the Waters. Some have attributed the Vesperal hymn “Gladsome Light” to him, but we know that it dates from before the time of St Basil the Great, who mentions it in his writings. It seems though, that St Sophronios supplemented the hymn, and that its present form is due to him.

قدیس یوحنا موسخوس, نویسنده روحانی مرغزار (۶۲۲)

He is commemorated today along with his disciple and friend St Sophronius (see above).

شهید مقدس پیونیوس (۲۵۰)

“A priest of Smyrna, he suffered there in the time of Decius’ persecution. They condemned him to be crucified, which was a great joy to him. And as soon as the soldiers assembled the cross and laid it on the ground, Pionius laid himself on it and stretched out his arms, calling to the soldiers to put the nails into his hands. The cross was inserted into the ground upside down, and a fire lit under the martyr’s head. There were many bystanders. Pionius closed his eyes and prayed to God within himself. The flames could not succeed in igniting even his hair, and when the fire had at last gone out and everyone thought that he was dead, Pionius opened his eyes and cried out joyfully: ‘O Lord, receive my spirit!’, and breathed his last. This saint wrote the life of St Polycarp of Smyrna, together with whom he now makes merry in the Kingdom of Christ. He suffered and was glorified in 250.” (Prologue)