Orthodox Calendar

۱ مارس ۲۰۲۷
دوشنبه هفته گوشت‌خوری

بدون روزه

یادبودها

  • شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۲.۱۸-۳.۱۰ (رساله)

۱۸بچه‌ها، این ساعتِ آخر است و چنانکه شنیده‌اید ’ضدّمسیح‘ می‌آید، هم‌اکنون نیز ضدّمسیحانِ بسیار ظهور کرده‌اند، و از همین در‌می‌یابیم که ساعت آخر است. ۱۹آنها از میان ما بیرون رفتند، امّا از ما نبودند؛ چه اگر از ما بودند، با ما می‌ماندند. ولی رفتنشان نشان داد که هیچ‌یک از ایشان از ما نبودند. ۲۰امّا شما مسحی از آن قدّوس یافته‌اید و همگی دارای معرفت هستید. ۲۱من اینها را به شما می‌نویسم، نه از آن رو که حقیقت را نمی‌دانید، بلکه از آن رو که آن را می‌دانید، و نیز می‌دانید که هیچ دروغی از حقیقت پدید نمی‌آید. ۲۲دروغگو کیست، جز آن که مسیح بودنِ عیسی را انکار می‌کند. چنین کسی همان ’ضدّمسیح‘ است که هم پدر و هم پسر را انکار می‌کند. ۲۳هر که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و هر که پسر را اقرار کند، پدر را نیز دارد. ۲۴بگذارید آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند؛ اگر آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند، شما نیز در پسر و در پدر خواهید ماند. ۲۵و این است آنچه او به ما وعده داده است، یعنی حیات جاویدان. ۲۶من اینها را به شما دربارۀ کسانی نوشتم که گمراهتان می‌کنند. ۲۷امّا دربارۀ شما باید بگویم آن مسح که از او یافته‌اید، در شما می‌ماند و نیازی ندارید کسی به شما تعلیم دهد، بلکه مسحِ او دربارۀ همه چیز به شما تعلیم می‌دهد. آن مسح، حقیقی است، نه دروغین. پس همان‌گونه که به شما تعلیم داده است، در او بمانید. ۲۸پس حال، ای فرزندان، در او بمانید تا آنگاه که او ظهور کند اطمینان داشته باشیم و هنگام آمدنش از وی شرمنده نشویم. ۲۹اگر دریافته‌اید که او پارساست، پس می‌دانید آن که پارسایی را به عمل می‌آورد، از او مولود شده است. ۱ببینید پدر چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم! و چنین نیز هستیم! از همین روست که دنیا ما را نمی‌شناسد، چرا که او را نشناخت. ۲ای عزیزان، اینک فرزندانِ خداییم، ولی آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود، چون او را چنانکه هست خواهیم دید. ۳هر که چنین امیدی بر وی دارد، خود را پاک می‌سازد، چنانکه او پاک است. ۴هر کس در گناه زندگی می‌کند بر‌خلاف شریعت عمل می‌کند؛ گناه به‌واقع مخالفت با شریعت است. ۵شما می‌دانید که او ظهور کرد تا گناهان را از میان بردارد. در او هیچ گناهی نیست. ۶آن که در او می‌ماند گناه نمی‌کند، امّا کسی که در گناه زندگی می‌کند، او را نه دیده و نه شناخته است. ۷ای فرزندان، کسی شما را گمراه نسازد. هر که پارسایانه عمل می‌کند، پارساست، چنانکه او پارساست. ۸آن که در گناه زندگی می‌کند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان آغاز گناه کرده و می‌کند. از همین رو پسر خدا ظهور کرد تا کارهای ابلیس را باطل سازد. ۹آن که از خدا مولود شده است گناه نمی‌کند، زیرا سرشت خدا در او می‌ماند؛ پس او نمی‌تواند در گناه زندگی کند، چرا که از خدا مولود شده است. ۱۰فرزندان خدا و فرزندان ابلیس این‌گونه آشکار می‌شوند: آن که پارسایانه عمل نمی‌کند، از خدا نیست، و نه آن که برادر خود را محبت نمی‌کند.

مرقس ۱۱.۱-۱۱ (انجیل)

۱چون به بِیت‌فاجی و بِیت‌عَنْیا رسیدند که نزدیک اورشلیم در دامنۀ کوه زیتون بود، عیسی دو تن از شاگردان خود را فرستاد ۲و به آنان فرمود: «به دهکده‌ای که پیش روی شماست، بروید. به محض ورود، کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا کنون کسی بر آن سوار نشده است. آن را باز کنید و بیاورید. ۳اگر کسی از شما پرسید: ”چرا چنین می‌کنید؟“ بگویید: ”خداوند بدان نیاز دارد و بی‌درنگ آن را به اینجا باز خواهد فرستاد.“‌» ۴آن دو رفتند و بیرون، در کوچه‌ای کره الاغی یافتند که مقابل دری بسته شده بود. پس آن را باز کردند. ۵در همان هنگام، بعضی از کسانی که آنجا ایستاده بودند پرسیدند: «چرا کره الاغ را باز می‌کنید؟» ۶آن دو همان‌گونه که عیسی بدیشان فرموده بود، پاسخ دادند؛ پس گذاشتند بروند. ۷آنگاه کره الاغ را نزد عیسی آورده، رداهای خود را بر آن افکندند، و عیسی سوار شد. ۸بسیاری از مردم نیز رداهای خود را بر سر راه گستردند و عده‌ای نیز شاخه‌هایی را که در مزارع بریده بودند، در راه می‌گستردند. ۹کسانی که پیشاپیش او می‌رفتند و آنان که از پس او می‌آمدند، فریاد‌کنان می‌گفتند: «هوشیعانا!» «مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید!» ۱۰«مبارک است پادشاهی پدر ما داوود که فرا می‌رسد!» «هوشیعانا در عرش برین!» ۱۱پس عیسی به اورشلیم درآمد و به معبد رفت. در آنجا همه چیز را ملاحظه کرد، امّا چون دیروقت بود همراه با آن دوازده تن به بِیت‌عَنْیا رفت.

یادبودها

شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

These twelve holy Martyrs suffered in the reign of Diocletian.

“The first of these, Pamphilius, was priest in the church at Caesarea in Palestine; a learned and devout man, he corrected the mistakes of various copiers in the text of the New Testament. He himself copied this saving Book and gave it to any who desired it. The second was a deacon, Valentine, old in years and white with wisdom. He was a great expert in the Holy Scriptures, knowing them by heart. The third was Paul, a respected and eminent man, who had on a previous occasion been cast into the fire for the sake of Christ. With them were five Egyptians, brothers both in blood and soul, who were returning to their native land from serving a sentence in the mines of Cilicia. As they reached the gate of the town of Caesarea they said that they were Christians, and were therefore brought to trial. When asked their names, they replied: ‘We have cast away the pagan names given us by our mother, and are called Elias, Isaiah, Jeremiah, Samuel and Daniel.’ when asked where they were from, they replied: ‘From Jerusalem that is above.’ They were all beheaded, and a young man called Porphyrius, who had searched for their bodies to give them burial, suffered soon afterwards. Him they burned. An officer, Seleucus, who had come up to the martyrs and embraced them before the sword descended on their heads, was also burned, and an old man, Theodulus, a servant of the Roman judge, who had embraced one of the martyrs while they were under escort. Lastly Julian, who had kissed the dead bodies of the martyrs and honoured them, followed them in death. So they exchanged the small for the greater, the tawdry for the precious and death for immortality, and went to the Lord in 308.” (Prologue)

The Synaxarion concludes, “After the martyrdom of Pamphilius, the leader of the glorious cohort, the impious governor gave orders that his body and those of his companions should be left where they lay as food for carnivorous animals. However by God’s Providence, no animal came near their holy relics, which the Christians were able to lay to rest with due honour.” The account of these Martyrs was written by Eusebius of Caeserea, Pamphilius’ disciple.