Orthodox Calendar

۲ مارس ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته گوشت‌خوری

بدون روزه

یادبودها

  • شهید بزرگ تئودور تیرو

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۳.۱۰-۲۰ (رساله)

۱۰فرزندان خدا و فرزندان ابلیس این‌گونه آشکار می‌شوند: آن که پارسایانه عمل نمی‌کند، از خدا نیست، و نه آن که برادر خود را محبت نمی‌کند. ۱۱همین است پیامی که از آغاز شنیدید، که باید یکدیگر را محبت کنیم. ۱۲نه چون قائن که از آنْ شریر بود و برادر خود را کشت. و چرا او را کشت؟ زیرا اعمال خودش بد بود و اعمال برادرش خوب. ۱۳ای برادران، از اینکه دنیا از شما نفرت دارد، تعجب نکنید. ۱۴ما می‌دانیم که از مرگ به زندگی منتقل شده‌ایم، زیرا برادران را محبت می‌کنیم. هر که محبت نمی‌کند، در قلمرو مرگ باقی می‌ماند. ۱۵کسی که از برادر خود نفرت دارد، قاتل است و شما می‌دانید که در هیچ قاتلی حیات جاویدان سکونت ندارد. ۱۶محبت را از آنجا شناخته‌ایم که او جان خود را در راه ما نهاد، و ما نیز باید جان خود را در راه برادران بنهیم. ۱۷اگر کسی از مال دنیا برخوردار باشد و برادر خود را محتاج ببیند، امّا شفقت خود را از او دریغ کند، چگونه محبت خدا در چنین کسی ساکن است؟ ۱۸ای فرزندان، بیایید محبت کنیم، نه به زبان و در گفتار، بلکه به راستی و در کردار! ۱۹از این خواهیم دانست که به حق تعلق داریم، و خواهیم توانست دل خود را در حضور خدا مطمئن سازیم؛ ۲۰زیرا هر گاه دلمان ما را محکوم کند، خدا بزرگتر از دلهای ما است و از همه چیز آگاه است.

مرقس ۱۴.۱۰-۴۲ (انجیل)

۱۰آنگاه یهودای اَسخَریوطی که یکی از آن دوازده تن بود، نزد سران کاهنان رفت تا عیسی را به آنها تسلیم کند. ۱۱آنها چون سخنان یهودا را شنیدند، شادمان شدند و به او وعدۀ پول دادند. پس او در پی فرصت بود تا عیسی را تسلیم کند. ۱۲در نخستین روز عید فَطیر که برۀ پِسَخ را قربانی می‌کنند، شاگردان عیسی از او پرسیدند: «کجا می‌خواهی برویم و برایت تدارک ببینیم تا شام پِسَخ را بخوری؟» ۱۳او دو تن از شاگردان خود را فرستاد و به آنها گفت: «به شهر بروید؛ در آنجا مردی با کوزه‌ای آب به شما برمی‌خورد. از پی او بروید. ۱۴هر جا که وارد شد، به صاحب آن خانه بگویید، ”استاد می‌گوید، میهمانخانۀ من کجاست تا شام پِسَخ را با شاگردانم بخورم؟“ ۱۵و او بالاخانه‌ای بزرگ و مفروش و آماده به شما نشان خواهد داد. در آنجا برای ما تدارک ببینید.» ۱۶آنگاه شاگردان به شهر رفته، همه چیز را همان‌گونه که به ایشان گفته بود یافتند و پِسَخ را تدارک دیدند. ۱۷چون شب فرا رسید، عیسی با دوازده شاگرد خود به آنجا رفت. ۱۸هنگامی که بر سفره نشسته، غذا می‌خوردند، عیسی گفت: «آمین، به شما می‌گویم که یکی از شما که با من غذا می‌خورَد مرا تسلیم دشمن خواهد کرد.» ۱۹آنها غمگین شدند و یکی پس از دیگری از او پرسیدند: «من که آن کس نیستم؟» ۲۰عیسی گفت: «یکی از شما دوازده تن است، همان که نان خود را با من در کاسه فرو می‌بَرَد. ۲۱پسر انسان همان‌گونه که دربارۀ او نوشته شده، خواهد رفت، امّا وای بر آن کس که پسر انسان را تسلیم دشمن می‌کند. بهتر آن می‌بود که هرگز زاده نمی‌شد.» ۲۲هنوز مشغول خوردن بودند که عیسی نان را برگرفت و پس از شکرگزاری، پاره کرد و به شاگردان داد و فرمود: «بگیرید، این است بدن من.» ۲۳سپس جام را برگرفت و پس از شکرگزاری، به آنها داد و همه از آن نوشیدند. ۲۴و بدیشان گفت: «این است خون من برای عهد [جدید] که به‌خاطر بسیاری ریخته می‌شود. ۲۵آمین، به شما می‌گویم که از محصول مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را در پادشاهی خدا، تازه بنوشم.» ۲۶آنگاه پس از خواندن سرودی، به سمت کوه زیتون به راه افتادند. ۲۷عیسی به آنان گفت: «همۀ شما خواهید لغزید زیرا نوشته شده، «”شبان را خواهم زد و گوسفندان پراکنده خواهند شد.“ ۲۸امّا پس از آنکه برخاستم، پیش از شما به جلیل خواهم رفت.» ۲۹پطرس به او گفت: «حتی اگر همه بلغزند، من هرگز نخواهم لغزید.» ۳۰عیسی به او گفت: «آمین، به تو می‌گویم که امروز، آری همین امشب، پیش از آنکه خروس دو بار بانگ زند، سه بار مرا انکار خواهی کرد!» ۳۱امّا پطرس با تأکید بسیار گفت: «اگر لازم باشد با تو بمیرم، انکارت نخواهم کرد.» سایر شاگردان نیز چنین گفتند. ۳۲آنگاه به مکانی به نام جِتْسیمانی رفتند و در آنجا عیسی به شاگردان خود گفت: «در اینجا بنشینید، تا من دعا کنم.» ۳۳سپس پطرس و یعقوب و یوحنا را با خود برد و پریشان و مضطرب شده، بدیشان گفت: ۳۴«از فرط اندوه، به حال مرگ افتاده‌ام. در اینجا بمانید و بیدار باشید.» ۳۵سپس قدری پیش رفته، بر خاک افتاد و دعا کرد که اگر ممکن باشد آن ساعت از او بگذرد. ۳۶او چنین گفت: «اَبّا، پدر، همه چیز برای تو ممکن است. این جام را از من دور کن، امّا نه به خواست من بلکه به ارادۀ تو.» ۳۷چون بازگشت، آنان را در خواب یافت. پس به پطرس گفت: «شَمعون، خوابیده‌ای؟ آیا نمی‌توانستی ساعتی بیدار بمانی؟ ۳۸بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید. روح مشتاق است امّا جسم ناتوان.» ۳۹پس دیگر بار رفت و همان دعا را کرد. ۴۰چون بازگشت، ایشان را همچنان در خواب یافت، زیرا چشمانشان بسیار سنگین شده بود. آنها نمی‌دانستند چه به او بگویند. ۴۱آنگاه عیسی سوّمین بار نزد شاگردان آمد و بدیشان گفت: «آیا هنوز در خوابید و استراحت می‌کنید؟ دیگر بس است! ساعت مقرر فرا رسیده. اینک پسر انسان به دست گناهکاران تسلیم می‌شود. ۴۲برخیزید، برویم. اینک تسلیم‌کنندۀ من از راه می‌رسد.»

یادبودها

شهید بزرگ تئودور تیرو

The Greek Tyron means “conscript.” This holy Martyr of Christ came from Pontus and was a Roman legionary during Maximian’s persecution (ca. 303). Though he had been a Christian since childhood, he kept his faith secret while in the army. While his cohort was stationed near a town called Euchaita, he learned that the people there were being terrorized by a dragon which lived in the neighboring forest. He set off to face the dragon, praying to God that the outcome of the contest would be a sign to him of whether the time had come to offer himself for martyrdom. He found the fire-spitting monster and, arming himself with the sign of the Cross, drove his spear through its head and killed it.

His success convinced him that, having vanquished this fleshly dragon, he was ready to vanquish the spiritual dragon, the Devil. When the commander of his camp next ordered a sacrifice to the Gods, Theodore boldly refused, saying “I am a Christian!” Further, he encouraged the other Christians in his company to do the same. That night he went to a nearby pagan temple of Rhea, mother of the gods, and burned it down. He was seen by the caretaker of the temple and was brought unresisting to the governor Publius. Theodore was thrown into a solitary dungeon cell; there he refused bread and water, saying that Christ had promised him food from heaven. He spent his time there chanting hymns with the angels, so that the guards were convinced that other Christians had somehow joined him in his cell.

When all argument, cajolery, bribery and threat had failed to turn the soldier from Christ, the governor resorted to torture, subjecting the Saint to terrible mutilations; but when Theodore endured them calmly and resolutely, the governor began to fear that his example would encourage other Christians, and ordered that he be burned. Taken to the stake, the Martyr walked freely into the flames, where he gave back his soul to God. When his body was ransomed and taken from the ashes by a pious Christian, it was found to be untouched. A church was built in Euchaita in honor of the Martyr; many pilgrims came there for the healing of soul and body.

In 361, the Emperor Julian the Apostate ordered the Prefect of Constantinople to have all foods in the marketplaces sprinkled with blood of animals sacrificed to the pagan gods during the first week of Lent, so that Christians would be unable to escape contact with idolatry. But St Theodore appeared in a vision to Patriarch Eudoxius (360-364), warned him of the plan and told him to instruct his flock not to buy any food in the marketplace, but to eat kolyva made from boiled wheat grains. So, through the Saint’s intervention, the people were preserved from the stain of idolatry. Ever since, the Church has commemorated the miracle on the first Saturday of Great Lent. Since that time kolyva has come to be offered also in honor of the Saints and in memory of the departed. The whole grain represents the body, sown corruptible, which will be raised incorruptible (2 Cor. 15:37); it is usually sweetened with honey to signify the delights of Paradise.