Orthodox Calendar

۲۹ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیسه مریم مصری

یادبودها

  • شهید سابیناس مصر (۲۸۷)
  • پدر مقدس ما خریستودولوس, معجزه‌گر پاتموس (۱۱۱۱)
  • رسول مقدس آریستوبولوس هفتاد, اول اسقف بریتانیا (سده ۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۹-۳۱ (انجیل نهم صبحگاهی)

۱۹شامگاه همان روز، که نخستین روز هفته بود، آنگاه که شاگردان گرد هم بودند و درها از ترس یهودیان قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۰چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان داد. شاگردان با دیدن خداوند شادمان شدند. ۲۱عیسی باز به آنان گفت: «سلام بر شما! همان‌گونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» ۲۲چون این را گفت، دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید. ۲۳اگر گناهان کسی را ببخشایید، بر آنها بخشیده خواهد شد؛ و اگر گناهان کسی را نابخشوده بگذارید، نابخشوده خواهد ماند.» ۲۴هنگامی که عیسی آمد، توما، یکی از آن دوازده تن، که دوقلو نیز خوانده می‌شد، با ایشان نبود. ۲۵پس دیگر شاگردان به او گفتند: «خداوند را دیده‌ایم!» امّا او به ایشان گفت: «تا خودْ نشانِ میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم و دست خویش را در سوراخ پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» ۲۶پس از هشت روز، شاگردان عیسی باز در خانه بودند و توما با آنها بود. در آن حال که درها قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۷آنگاه به توما گفت: «انگشت خود را اینجا بگذار و دستهایم را ببین، و دست خود را پیش آور و در سوراخ پهلویم بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان داشته باش.» ۲۸توما به او گفت: «خداوند من و خدای من!» ۲۹عیسی گفت: «آیا چون مرا دیدی ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنان که نادیده، ایمان آورند.» ۳۰عیسی آیات بسیارِ دیگر در حضور شاگردان به ظهور رسانید که در این کتاب نوشته نشده است. ۳۱امّا اینها نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی همان مسیح، پسر خداست، و تا با این ایمان، در نام او حیات داشته باشید.

عبرانیان ۹.۱۱-۱۴ (رساله)

۱۱امّا چون مسیح در مقام کاهن اعظمِ آن امورِ نیکو ظاهر گشت که هم‌اکنون واقع شده‌اند، به خیمه‌ای بزرگتر و کاملتر داخل شد که به دست انسان ساخته نشده است و به دیگر سخن، به این خلقت تعلّق ندارد. ۱۲و به خون بزها و گوساله‌ها داخل نشد، بلکه یک بار برای همیشه به خون خود به قُدس‌الاقداس داخل شد و رهایی ابدی را حاصل کرد. ۱۳زیرا اگر خون بزها و گاوها و پاشیدن خاکسترِ گوساله بر آنان که به لحاظ آیینی ناپاکند، ایشان را تقدیس می‌کند تا به ظاهر پاک باشند، ۱۴چقدر بیشتر، خون مسیح که به واسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بی‌عیب به خدا تقدیم کرد، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم!

غلاطیان ۳.۲۳-۲۹ (رساله, قدیسه مریم)

۲۳ما پیش از آمدن ایمان، تحت مراقبت شریعت به سر می‌بردیم و تا ظهور ایمان در بند نگاه داشته می‌شدیم. ۲۴پس شریعت مربی ما شد تا زمانی که مسیح بیاید و به وسیلۀ ایمان پارسا شمرده شویم. ۲۵امّا اکنون که ایمان آمده، دیگر زیر دستِ آن مربی نیستیم. ۲۶زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید. ۲۷چرا که همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید. ۲۸دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن، زیرا شما همگی در مسیحْ عیسی یکی هستید. ۲۹و حال اگر شما از آنِ مسیح هستید، پس نسل ابراهیم‌اید و بنا بر وعده، وارثان نیز هستید.

مرقس ۱۰.۳۲-۴۵ (انجیل)

۳۲آنان در راه اورشلیم بودند و عیسی پیشاپیش ایشان راه می‌پیمود. شاگردان در شگفت بودند و کسانی که از پی آنها می‌رفتند، هراسان. عیسی دیگر بار آن دوازده تن را به کناری برد و آنچه را می‌بایست بر او بگذرد، برایشان بیان کرد. ۳۳فرمود: «اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنان او را به مرگ محکوم خواهند نمود و به اقوام بیگانه خواهند سپرد. ۳۴ایشان استهزایش کرده، آبِ دهان بر وی خواهند انداخت و تازیانه‌اش زده، خواهند کشت. امّا پس از سه روز بر خواهد خاست.» ۳۵یعقوب و یوحنا پسران زِبِدی نزد او آمدند و گفتند: «استاد، تقاضا داریم آنچه از تو می‌خواهیم، برایمان به جای آوری!» ۳۶بدیشان گفت: «چه می‌خواهید برایتان بکنم؟» ۳۷گفتند: «عطا فرما که در جلال تو، یکی بر جانب راست و دیگری بر جانب چپ تو بنشینیم.» ۳۸عیسی به آنها فرمود: «شما نمی‌دانید چه می‌خواهید. آیا می‌توانید از جامی که من می‌نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، بگیرید؟» ۳۹گفتند: «آری، می‌توانیم.» عیسی فرمود: «شکی نیست که از جامی که من می‌نوشم، خواهید نوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، خواهید گرفت. ۴۰امّا بدانید که نشستن بر جانب راست و چپ من، در اختیار من نیست تا آن را به کسی ببخشم. این جایگاه از آنِ کسانی است که برایشان فراهم شده است.» ۴۱چون ده شاگرد دیگر از این امر آگاه شدند، بر یعقوب و یوحنا خشم گرفتند. ۴۲عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید آنان که حاکمانِ دیگر قومها شمرده می‌شوند بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. ۴۳امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. ۴۴و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد. ۴۵چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.»

لوقا ۷.۳۶-۵۰ (انجیل, قدیسه مریم)

۳۶روزی یکی از فَریسیان عیسی را به صرف غذا دعوت کرد. پس به خانۀ آن فَریسی رفت و بر سفره نشست. ۳۷در آن شهر، زنی بدکاره می‌زیست که چون شنید عیسی در خانۀ آن فَریسی میهمان است، ظرفی مرمرین، پر از عطر، با خود آورد ۳۸و گریان پشت سر عیسی، کنارِ پاهای او ایستاد. آنگاه با قطرات اشک به شستن پاهای عیسی پرداخت و با گیسوانش آنها را خشک کرد. سپس پاهای او را بوسید و عطرآگین کرد. ۳۹چون فَریسیِ میزبان این را دید، با خود گفت: «اگر این مرد براستی پیامبر بود، می‌دانست این زن که لمسش می‌کند کیست و چگونه زنی است - می‌دانست که بدکاره است.» ۴۰عیسی به او گفت: «ای شَمعون، می‌خواهم چیزی به تو بگویم.» گفت: «بفرما، استاد!» ۴۱عیسی گفت: «شخصی از دو تن طلب داشت: از یکی پانصد دینار، از دیگری پنجاه دینار. ۴۲امّا چون چیزی نداشتند به او بدهند، بدهی هر دو را بخشید. حال به گمان تو کدام‌یک او را بیشتر دوست خواهد داشت؟» ۴۳شَمعون پاسخ داد: «به گمانم آن که بدهی بیشتری داشت و بخشیده شد.» عیسی گفت: «درست گفتی.» ۴۴آنگاه به سوی آن زن اشاره کرد و به شَمعون گفت: «این زن را می‌بینی؟ به خانه‌ات آمدم، و تو برای شستن پاهایم آب نیاوردی، امّا این زن با اشکهایش پاهای مرا شست و با گیسوانش خشک کرد! ۴۵تو مرا نبوسیدی، امّا این زن از لحظۀ ورودم، دمی از بوسیدن پاهایم بازنایستاده است. ۴۶تو بر سر من روغن نمالیدی، امّا او پاهایم را عطرآگین کرد. ۴۷پس به تو می‌گویم، محبت بسیارِ او از آن روست که گناهان بسیارش آمرزیده شده است. امّا آن که کمتر آمرزیده شد، کمتر هم محبت می‌کند.» ۴۸پس رو به آن زن کرد و گفت: «گناهانت آمرزیده شد!» ۴۹میهمانان با یکدیگر گفتند: «این کیست که گناهان را نیز می‌آمرزد؟» ۵۰عیسی به آن زن گفت: «ایمانت تو را نجات داده است، به سلامت برو!»

یادبودها

شهید سابیناس مصر (۲۸۷)

He was the administrator (we would say mayor) of the city of Hermopolis in Egypt. During a persecution, he and many other Christians fled to the mountains, where Sabinas shut himself in a hut and spent his days in fasting and prayer. But a poor man who brought him food (and whom Sabinas had helped in many ways) betrayed him to the authorities for two pieces of gold. Sabinas and six others were arrested, bound and brought before the governor Arian. After harsh torture, Sabinas was drowned in the Nile.

پدر مقدس ما خریستودولوس, معجزه‌گر پاتموس (۱۱۱۱)

He was from the region of Nicaea, and was named John by his parents Theodore and Anna. He took up the monastic life at an early age, and was renamed Christodoulos (‘Slave of Christ’). After going far in the ascetical life, he was given permission by the Emperor Alexis I (1081-1118) to establish a church and monastery on the island of Patmos, dedicated to St John the Evangelist. Both the church and the monastery stand and continue in use to this day. When Patmos was attacked by the Arabs, he and his disciples fled to Euboea, where he reposed. The Saint’s disciples brought his relics back to his own monastery, where they continue to work miracles today.

رسول مقدس آریستوبولوس هفتاد, اول اسقف بریتانیا (سده ۱)

“He was the brother of the Apostle Barnabas and was born in Cyprus. He was a follower of the Apostle Paul, who mentions him in his Epistle to the Romans (16:10). When the great Apostle Paul created many bishops for different parts of the world, he made this Aristobulus bishop of Britain (i.e. England). In Britain there was a wild people, pagan and wicked, and Aristobulus endured among them unmentionable torments, misfortunes and malice. They smote him without mercy, dragged him through the streets, mocked him and jeered at him. But in the end this holy man came to success by the power of the grace of God. He enlightened the people, baptised them in the name of Christ the Lord, built churches, ordained priests and deacons and finally died there in peace and went to the Kingdom of the Lord whom he had served so faithfully.” (Prologue)

Note: in the Greek calendar he is commemorated on March 15.