Orthodox Calendar

۲۸ مارس ۲۰۲۶
شنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • شنبه آکاتیست تئوتکس

یادبودها

  • شهید آگاپیوس و هفت نفر با او (۳۰۳)
  • شهید مقدس الکساندر (۲-۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۹.۲۴-۲۸ (رساله)

۲۴زیرا مسیح به محرابگاهی داخل نشد که ساختۀ دست بشر و تنها شبیه محرابگاه حقیقی باشد، بلکه به خودِ آسمان داخل شد تا اکنون به نمایندگی از ما در حضور خدا ظاهر شود. ۲۵و نیز به آنجا داخل نشد تا خویشتن را بارها چون قربانی تقدیم کند، همانند کاهن اعظم که هر ساله به قُدس‌الاقداس داخل می‌شود، آن هم با خونی که خون خودش نیست. ۲۶زیرا در این صورت، مسیح می‌بایست از زمان آفرینش جهان، بارها رنج کشیده باشد. امّا او اکنون یک بار برای همیشه در نقطۀ اوج تمامی اعصار ظاهر شد تا با قربانی خود، گناه را از میان بردارد. ۲۷همان‌گونه که برای انسان یک بار مردن و پس از آن داوری مقرر است، ۲۸مسیح نیز پس از آنکه یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را بر دوش کِشد، دیگر بار ظاهر خواهد شد، نه برای رفع گناه، بلکه تا آنان را که مشتاقانه چشم به راه اویند، نجات بخشد.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, والده خدا)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

مرقس ۸.۲۷-۳۱ (انجیل)

۲۷عیسی با شاگردان خود به روستاهای اطراف قیصریۀ فیلیپی رفت. در راه، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم من کِه هستم؟» ۲۸پاسخ دادند: «بعضی می‌گویند یحیای تعمیددهنده هستی، عده‌ای می‌گویند ایلیایی و عده‌ای دیگر نیز می‌گویند یکی از پیامبران هستی.» ۲۹از آنان پرسید: «شما چه می‌گویید؟ به نظر شما من که هستم؟» پطرس پاسخ داد: «تو مسیح هستی.» ۳۰امّا عیسی ایشان را منع کرد که دربارۀ او به کسی چیزی نگویند. ۳۱آنگاه عیسی به تعلیم دادن آنها آغاز کرد که لازم است پسر انسان زحمتِ بسیار بیند و از سوی مشایخ و سران کاهنان و علمای دین رد شده، کشته شود و پس از سه روز برخیزد.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

شهید آگاپیوس و هفت نفر با او (۳۰۳)

These holy Martyrs contested during the reign of Diocletian 284-305), in Palestinian Caesarea. All eight were very young; only Agapius was a baptized Christian. Urbanus, the governor of the region, observed a pagan festival by having some Christians publicly tortured and executed: some by fire, others on the gallows, some by being thrown to wild beasts in the arena. Six of the youths (Timolaus, Dionysius, Romulus, Plesius, and two named Alexander), seeing the patience and serenity with which the Christians endured their torments, were reached by the Holy Spirit and, tying their own hands, presented themselves to Urbanus saying ‘We too are Christians!’ They were immediately cast into prison. A few days later Agapius, a prominent Christian in that town, also presented himself along with a second Dionysius. All eight were beheaded together at Caesarea. Their martyrdom is recorded in Eusebius’ Ecclesiastical History.

شهید مقدس الکساندر (۲-۲)

“He was from the town of Side in Pamphylia. The Emperor Aurelian’s governor asked him who he was, to which Alexander replied that he was a pastor of the flock of Christ. ‘And where is this flock of Christ’, further enquired the evil and suspicious governor. Alexander replied: ‘Over the whole world live the people whom Christ the Lord created, among whom those who believe in Him are His sheep, but those who have fallen away from their Creator, who are enslaved to creation and the work of men’s hands, to dead idols, such as you, are strangers to His flock, and at the Dreadful Judgement of God will be put to the left with the goats.’ The wicked judge first commanded that he be whipped with iron flails and then thrown into a burning furnace. But the fire could in no way harm him. Then he was flayed and after that thrown to the wild beasts. But the beasts would not touch him. At last the governor ordered that he be beheaded. But as soon as the judge pronounced the sentence, an evil spirit took hold of him and made him rabid. He was led howling to his gods, the idols, but on the way the evil spirit wrested his wicked soul from him. St Alexander suffered between 270 and 275.’ (Prologue)

He is commemorated March 14 on the Greek calendar.