Orthodox Calendar

۲۷ مارس ۲۰۲۶
جمعه هفته پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس بندیکت نورسیا (۵۴۷)
  • قدیس تئوگنوستوس, متروپولیت کیف (۱۳۵۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۵.۱۱-۱۷ (ساعت ششم)

۱۱خداوند که قدوس اسرائیل و صانع اوست، دربارۀ امور آینده چنین می‌فرماید: «آیا دربارۀ فرزندانم مرا زیر سؤال می‌برید؟ آیا درمورد اعمال دستانم به من امر و نهی می‌کنید؟ ۱۲منم که زمین را ساختم و انسان را بر آن آفریدم؛ دستان من بود که آسمانها را گسترانید، و تمامی لشکریان آسمان را من فرمان دادم. ۱۳من کوروش را برای اجرای عدالتم برانگیخته‌‌ام، و راههایش را جملگی راست خواهم گردانید. او شهر مرا بنا خواهد کرد، و اسیرانم را آزاد خواهد ساخت، اما نه برای دستمزد یا پاداش؛» این را خداوند لشکرها می‌گوید. ۱۴خداوند چنین می‌فرماید: «ثروت مصر و منفعتِ کوش و مردان بلندقامت سِبا، جملگی نزد تو آمده، از آن تو خواهند گشت. آنان از پی تو خواهند آمد، و در غُل و زنجیر به نزد تو عبور خواهند کرد، و در برابرت تعظیم کرده، التماس‌کنان خواهند گفت: ”براستی که خدا با توست و جز او کسی نیست؛ غیر از او خدایی نیست.“» ۱۵ای خدا و ای نجات‌دهندۀ اسرائیل، براستی که تو خدایی هستی که خود را پنهان می‌کنی. ۱۶همۀ سازندگان بتها سرافکنده و رسوا خواهند شد، آری همه با هم به رسوایی گرفتار خواهند آمد. ۱۷اما اسرائیل به دست خداوند به نجات جاودانی نجات خواهد یافت، و تا به ابد سرافکنده و رسوا نخواهد گشت.

پیدایش ۲۲.۱-۱۸ (نماز شامگاهی)

۱و اما ایامی چند پس از این وقایع، خدا ابراهیم را آزموده، بدو فرمود: «ای ابراهیم!» پاسخ داد: «لبیک!» ۲گفت: «پسرت را که یگانه پسر توست و او را دوست می‌داری، یعنی اسحاق را برگیر و به سرزمین موریا برو، و او را در آنجا بر یکی از کوه‌هایی که به تو خواهم گفت، چون قربانی تمام‌سوز تقدیم کن.» ۳پس، صبح زود، ابراهیم برخاسته، الاغ خود را زین کرد و دو تن از نوکران خویش را با پسرش اسحاق برگرفته، هیزم برای قربانی تمام‌سوز شکست و به سوی جایی که خدا به او گفته بود، روانه شد. ۴روز سوّم، ابراهیم چشمانش را برافراشت و آنجا را از دور دید. ۵آنگاه به نوکرانش گفت: «شما همین جا نزد الاغ بمانید تا من با پسر بدان‌جا برویم، و پرستش کرده، نزد شما باز آییم.» ۶ابراهیم هیزم قربانی تمام‌سوز را برگرفته، بر پسر خویش اسحاق نهاد، و آتش و چاقو را به دست خود گرفت، و هر دو با هم می‌رفتند. ۷و اما اسحاق به پدرش ابراهیم گفت: «پدر؟» پاسخ داد: «بله، پسرم؟» گفت: «این از آتش و هیزم، ولی برۀ قربانی تمام‌سوز کجاست؟» ۸ابراهیم پاسخ داد: «پسرم، خدا برۀ قربانی را برای خود فراهم خواهد کرد.» پس هر دو با هم می‌رفتند. ۹چون به جایی که خدا به ابراهیم گفته بود رسیدند، او در آنجا مذبحی بنا کرد و هیزم بر آن چید، و پسرش اسحاق را بسته، او را بر مذبح، روی هیزم گذاشت. ۱۰آنگاه دست دراز کرد و چاقو را گرفت تا پسر خود را ذبح کند. ۱۱اما فرشتۀ خداوند از آسمان وی را ندا در داد: «ابراهیم! ابراهیم!» پاسخ داد: «لبیک!» ۱۲فرشته گفت: «دست بر پسر دراز مکن و کاری با او نداشته باش! اکنون می‌دانم که از خدا می‌ترسی، زیرا پسرت، آری یگانه پسرت را، از من دریغ نداشتی.» ۱۳ابراهیم سر بلند کرد و پشت سرش قوچی را دید که با شاخهایش در بوته‌ای گرفتار شده بود. ابراهیم رفته، قوچ را گرفت و آن را به جای پسرش، چون قربانی تمام‌سوز تقدیم کرد. ۱۴پس ابراهیم آن مکان را ’خداوند فراهم خواهد کرد‘ نامید. و تا امروز نیز گفته می‌شود: «بر کوهِ خداوند، فراهم خواهد شد.» ۱۵فرشتۀ خداوند بارِ دوّم ابراهیم را از آسمان ندا در داد ۱۶و گفت: «خداوند می‌فرماید: به ذات خودم سوگند، از آنجا که این کار را کردی و پسرت را که یگانه پسر توست دریغ نداشتی، ۱۷به‌یقین تو را برکت خواهم داد و نسلت را همچون ستارگان آسمان و مانند شنهای کنارۀ دریا کثیر خواهم ساخت. نسل تو دروازه‌های دشمنانشان را تصرف خواهند کرد، ۱۸و به واسطۀ نسل تو همه قومهای زمین برکت خواهند یافت، زیرا به صدای من گوش گرفتی.»

امثال ۱۷.۱۷-۱۸.۵ (نماز شامگاهی)

۱۷دوست در همه حال محبت می‌کند، و برادر برای روز تنگی به دنیا آمده است. ۱۸مرد کم‌عقل دست می‌دهد و ضامن دیگری می‌شود. ۱۹آن که نافرمانی را دوست دارد، مشاجره را دوست دارد؛ آن که دَرِ خانۀ خویش در بلندی می‌سازد، به استقبال ویرانی می‌رود. ۲۰کج‌دِل، کامروا نخواهد شد؛ آن که زبان فریبکار دارد به بلا گرفتار می‌آید. ۲۱آن که فرزندِ نادان دارد غصه‌دار می‌شود؛ پدرِ فرزندِ ابله شادی به خود نمی‌بیند. ۲۲دل شادمان داروی شفابخش است، اما روح افسرده استخوانها را خشک می‌کند. ۲۳شریر، پنهانی رشوه می‌گیرد تا عدالت را منحرف سازد. ۲۴مرد فهیم بر حکمت چشم می‌دوزد، اما چشمان شخص نادان تا به کرانهای زمین سرگردان است. ۲۵فرزند نادان، پدر خود را به ستوه می‌آورد و مایۀ تلخی جانِ مادر خویش است. ۲۶نشاید مجازات بی‌گناهان، یا زدنِ مردمان شریف به سبب صداقتشان! ۲۷آن که زبان خود را بازمی‌دارد صاحب معرفت است، فهیم است مردی که خوی آرامی دارد. ۲۸نادان نیز اگر خاموش بماند، حکیمش می‌شمارند، آن که دهانش را بسته نگاه می‌دارد، فهیم شمرده می‌شود. ۱شخص انزواطلب در پی اهداف خودخواهانۀ خویش است؛ او با هر قضاوت صحیح می‌ستیزد. ۲نادان را از فهم هیچ لذتی نیست، بلکه تنها فاش کردن همۀ مکنونات دل خویش را خوش می‌دارد. ۳چون شریر می‌آید، دیدۀ حقارت نیز می‌آید، و با قباحت، تقبیح فرا می‌رسد. ۴آبِ عمیق است سخنان دهان آدمی، نهر جوشان است چشمۀ حکمت. ۵نشاید جانبداری از مجرمان یا منحرف ساختن دادرسی بی‌گناهان.

یادبودها

قدیس بندیکت نورسیا (۵۴۷)

His name, Benedictus, means “Blessed” in Latin. He was born in 480 in Nursia, a small town northeast of Rome. He had only rudimentary schooling: he wrote later of his fear that through book-learning he might ‘lose the great understanding of my soul.’ At an early age he fled to a monastery where he was tonsured; he then withdrew to a remote mountain, where he lived or several years in a cave, perfecting himself in prayer. His only food was some bread brought to him by Romanus, the monk who had tonsured him. When he became known in the area, he fled his cave to escape the attentions of the pious; but flight proved useless, and in time a community of monks formed around him. He was granted many spiritual gifts: he healed the sick and drove out evil spirits, raised the dead, and appeared in visions to others many miles away.

Benedict founded twelve monasteries, most famously that at Monte Cassino. Initially, each monastic house had twelve monks, to imitate the number of the Twelve Apostles. The Rule that he established for his monks was based on the works of St John Cassian and St Basil the Great, and became a standard for western monasteries. Thus he is sometimes called the first teacher of monks in the West.

Six days before his death, the Saint ordered that his grave be opened, gathered all his monks together, gave them counsel, then gave his soul back to God on the day that he had predicted. At the moment of his death, two monks in different places had the same vision: they saw a path from earth to heaven, richly adorned and lined on either side with ranks of people. At the top of the path stood a man, clothed in light and unspeakably beautiful, who told them that the path was prepared for Benedict, the beloved of God. In this way, the monks learned that their abbot had gone to his rest.

قدیس تئوگنوستوس, متروپولیت کیف (۱۳۵۳)

He was born in Greece and succeeded St Peter of Kiev as Metropolitan of that city. Some of his enemies among his own flock denounced him to the Mongol ruler, saying that he had collected no tribute from his churches to pay to the Mongols. Summoned before the Mongol prince and asked about this, he answered ‘Christ our God bought His Church from the unbelievers with His precious Blood. For what do we pay tribute to unbelievers?’ Returning home, he governed the Church for twenty-five more years and reposed in peace in 1353.