Orthodox Calendar

۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶
شنبه هفته شانزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • شنبه بعد از برافراشتن صلیب

یادبودها

  • شهیدان تروفیموس، ساباتیوس، دوریمدون
  • شهید مقدس زوسیماس زاهد کیلیکیه (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱.۲۶-۲۹ (رساله, شنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۲۶ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمی‌شدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیب‌زادگان نبودید. ۲۷امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت می‌پندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف می‌شمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛ ۲۸خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر می‌انگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد، ۲۹تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند.

اول قرنتیان ۱۰.۲۳-۲۸ (رساله)

۲۳«همه چیز جایز است» - امّا همه چیز مفید نیست. «همه چیز رواست» - امّا همه چیز سازنده نیست. ۲۴هیچ‌کس در پی نفع خود نباشد، بلکه نفع دیگران را بجوید. ۲۵هر گوشتی را که در قصابخانه می‌فروشند، بدون نظر به وجدان بخورید، ۲۶زیرا «زمین و هرآنچه در آن است از آنِ خداوند است.» ۲۷اگر شخصی بی‌ایمان شما را به صرف غذا دعوت می‌کند و شما نیز مایل به رفتن هستید، هرآنچه در برابرتان می‌گذارد بدون نظر به وجدان بخورید، ۲۸مگر اینکه کسی به شما بگوید: «این گوشت به بتها تقدیم شده است.» تنها در این صورت، به‌خاطر کسی که این را به شما گفت و به‌خاطر وجدان، از آن مخورید -

یوحنا ۸.۲۱-۳۰ (انجیل, شنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۲۱سپس دیگر بار به آنان گفت: «من می‌روم و شما مرا جستجو خواهید کرد، امّا در گناه خویش خواهید مرد. آنجا که من می‌روم، شما نمی‌توانید آمد.» ۲۲پس یهودیان گفتند: «آیا قصد کشتن خویش دارد که می‌گوید ”آنجا که من می‌روم، شما نمی‌توانید آمد“؟» ۲۳عیسی به ایشان گفت: «شما از پایینید، من از بالا. شما از این جهانید، امّا من از این جهان نیستم. ۲۴به شما گفتم که در گناهان خویش خواهید مرد، زیرا اگر ایمان نیاورید که من هستم، در گناهانتان خواهید مرد.» ۲۵به او گفتند: «تو کیستی؟» عیسی پاسخ داد: «همان که از آغاز به شما گفتم. ۲۶بسیار چیزها دارم که دربارۀ شما بگویم و محکومتان کنم. امّا آن که مرا فرستاد، بر حق است و من آنچه را از او شنیده‌ام، به جهان بازمی‌گویم.» ۲۷آنان درنیافتند که از پدر با ایشان سخن می‌گوید. ۲۸پس عیسی بدیشان گفت: «آنگاه که پسر انسان را برافراشتید، در خواهید یافت که من هستم و از خود کاری نمی‌کنم، بلکه فقط آن را می‌گویم که پدر به من آموخته است. ۲۹و او که مرا فرستاد، با من است. او مرا تنها نگذاشته، زیرا من همواره آنچه را که مایۀ خشنودی اوست، انجام می‌دهم.» ۳۰با این سخنان، بسیاری به او ایمان آوردند.

متی ۲۴.۳۴-۴۴ (انجیل)

۳۴آمین، به شما می‌گویم، تا این همه روی ندهد، این نسل از میان نخواهد رفت. ۳۵آسمان و زمین زایل خواهد شد، امّا سخنان من هرگز زوال نخواهد پذیرفت. ۳۶«هیچ‌کس آن روز و ساعت را نمی‌داند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند. ۳۷زمان ظهور پسر انسان مانند روزگار نوح خواهد بود. ۳۸در روزهای پیش از توفان، قبل از اینکه نوح به کشتی درآید، مردم می‌خوردند و می‌نوشیدند و زن می‌گرفتند و شوهر می‌کردند ۳۹و نمی‌دانستند چه در پیش است. تا اینکه توفان آمد و همه را با خود برد. ظهور پسر انسان نیز همین‌گونه خواهد بود. ۴۰از دو مرد که در مزرعه هستند، یکی برگرفته و دیگری واگذاشته خواهد شد. ۴۱و از دو زن که با هم دستاس می‌کنند، یکی برگرفته و دیگری واگذاشته خواهد شد. ۴۲پس بیدار باشید، زیرا نمی‌دانید سرورِ شما چه روزی خواهد آمد. ۴۳این را بدانید که اگر صاحبخانه می‌دانست دزد در چه پاسی از شب می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت به خانه‌اش دستبرد زنند. ۴۴پس شما نیز آماده باشید، زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظارش را ندارید.

یادبودها

شهیدان تروفیموس، ساباتیوس، دوریمدون

Saints Trophimus and Sabbatius came to Antioch during a great festival of Apollo and Daphne. Sorrowing for the blindness of the people they presented themselves to Atticus, the governor, and announced that they were Christians. Sabbatius was tortured so cruelly that he died in his sufferings; Trophimus was sent to Synnada, where he in turn was tortured, then imprisoned barely alive. An official of that city, Dorymedon, was moved to pity and came to the prison to care for Trophimus. (The Great Horologion says that he was still a pagan at the time, the Prologue that he was a secret Christian). When a pagan festival came, Dorymedon refused to worship the idols and proclaimed himself a Christian. He and Trophimus together were tortured, thrown to wild beasts (who would not touch them), and finally beheaded.

شهید مقدس زوسیماس زاهد کیلیکیه (سده ۴)

Dometian, a prince and a fierce persecutor of Christians, was hunting in the mountains when he came upon an old man surrounded by wild beasts, who were as gentle and tame as lambs in his presence. When asked who he was, the old man answered that he was Zosimas, a Christian who had left the persecutors in the city to live among the beasts instead. Dometian, hearing that Zosimas was a Christian, ordered him seized and bound, and subjected him to many tortures. When the holy man was wounded and beaten all over, the prince tied a rock around his neck and hanged him from a tree, mocking him with the words ‘Command a wild beast to come, then we will all believe!’ Zosimas prayed, and at once a large lion appeared, came up to Zosimas, and took the weight of the rock on its head to ease the martyr’s sufferings. The terrified prince freed Zosimas, who died of his wounds not long afterward.