Orthodox Calendar

۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶
جمعه هفته شانزدهم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • قدیس اِومنس، اسقف گورتینا
  • قدیس آریادنه فریگیا (سده ۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

افسسیان ۱.۷-۱۷ (رساله)

۷در او، ما به واسطۀ خون وی رهایی یافته‌ایم، که این همان آمرزش گناهان است، که آن را به اندازۀ غنای فیض خود، ۸همراه با حکمت و فهم کامل، به‌فراوانی به ما بخشیده است. ۹او راز ارادۀ خود را به ما شناسانید، بنا بر قصد نیکوی خود که در مسیح نمایان ساخت ۱۰به جهت ادارۀ امورِ کمالِ دوران. و آن اراده این است که همه چیز را، خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، در یکی یعنی مسیح گرد ‌آورد. ۱۱ما نیز در وی میراث او گشتیم، زیرا بنا بر قصد او که همه چیز را مطابق رأی ارادۀ خود انجام می‌دهد، از پیش تعیین شده بودیم. ۱۲تا ما که نخستین کسانی بودیم که به مسیح امید بستیم، مایۀ ستایشِ جلال او باشیم. ۱۳و شما نیز در او جای گرفتید، آنگاه که پیامِ حقیقت، یعنی بشارتِ نجات خود را شنیدید؛ و در او نیز چون ایمان آوردید، با روح‌القدسِ موعود مُهر شدید، ۱۴که بیعانۀ میراث ماست برای تضمین رهاییِ آنان که از آنِ خدایند، تا جلال او ستوده شود. ۱۵از این رو من نیز چون وصف ایمان شما را به عیسای خداوند و محبتتان را به همۀ مقدسین شنیدم، ۱۶از شکرگزاری برای وجود شما باز نایستاده‌ام، بلکه پیوسته شما را در دعاهای خود یاد می‌کنم و ۱۷از خدای خداوند ما عیسی مسیح، آن پدر پرجلال، می‌خواهم که روح حکمت و مکاشفه را در شناخت خود به شما عطا فرماید،

مرقس ۸.۱-۱۰ (انجیل)

۱در آن روزها، باز جمعیتی انبوه گرد آمدند و چون چیزی برای خوردن نداشتند، عیسی شاگردان خود را فرا خواند و به ایشان فرمود: ۲«دلم بر حال این مردم می‌سوزد، زیرا اکنون سه روز است که با مَنَند و چیزی برای خوردن ندارند. ۳اگر آنها را گرسنه روانه کنم تا به خانه‌های خود بروند، در راه از پا در خواهند افتاد، زیرا برخی از ایشان از راهِ دور آمده‌اند.» ۴شاگردان در پاسخ گفتند: «در این بیابان از کجا کسی می‌تواند برای سیر کردن آنها نان فراهم آورد؟» ۵عیسی پرسید: «چند نان دارید؟» گفتند: «هفت نان.» ۶آنگاه جماعت را فرمود تا بر زمین بنشینند. سپس هفت نان را گرفت و پس از شکرگزاری، پاره کرده، به شاگردانِ خود داد تا پیش مردم بگذارند؛ و شاگردان نیز چنین کردند. ۷چند ماهی کوچک نیز داشتند. پس عیسی آنها را برکت داده، فرمود تا پیش مردم بگذارند. ۸همه خوردند و سیر شدند و هفت زنبیل نیز پر از خرده‌های باقی‌مانده برگرفتند. ۹در آنجا حدود چهار هزار تن بودند. سپس عیسی جماعت را مرخص کرد ۱۰و بی‌درنگ با شاگردان سوار قایق شد و به ناحیۀ دَلمانوتَه رفت.

یادبودها

قدیس اِومنس، اسقف گورتینا

“He gave himself to Christ with his whole heart from his youth, freeing himself from two heavy burdens: the burden of riches and the burden of the flesh. He freed himself from the first by giving away all his goods to the poor and needy, and from the latter by strict fasting. He thus healed himself and was able to heal others. Passionless and filled with the grace of the Holy Spirit, Eumenius shone with a radiance that could not be hidden, as it is written: ‘A city set on a hill cannot be hid’ (Matt. 5:14), and so holy Eumenius could not be hidden from the world. Seeing him, the people chose him as their bishop in Gortyna. As a bishop, he governed Christ’s flock as a good shepherd. He was a father to the poor, riches to the needy, consolation to the sad, healing to the sick and a marvellous wonder-worker. He worked many miracles by his prayers: he killed a poisonous snake, drove out demons, healed many of the sick, and did this not only in his home city but in Rome and in the Thebaid. In the Thebaid, he brought rain from God in a time of drought, and there finally finished his earthly course and entered into the eternal presence of his Lord. He lived and worked in the seventh century.” (Prologue)

قدیس آریادنه فریگیا (سده ۲)

She lived during the reign of the Emperor Hadrian in the town of Promisea in Phrygia. Though a Christian, she was the slave of a pagan nobleman named Tertullus. To celebrate his son’s birthday, Tertullus ordered his entire household to come to a pagan temple and make sacrifice to the idols; but Ariadne stayed home, praying to the only true God. This infuriated Tertullus, who beat her, threw her in prison, then drove her from his house. He quickly changed his mind and sent his servants to bring her back. When Ariadne saw her persecutors drawing near, she knelt by a large rock and prayed. The rock split open and hid her. At this point, the Synaxarion says that Angels bearing spears appeared around the rock and drove her pursuers away. The Prologue says that the servants, unable to find Ariadne, quarrelled among themselves, came to blows, and died at one another’s hands.