Orthodox Calendar

۲۰ مارس ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • پدران مقدس شهید شده در صومعه قدیس ساباس
  • قدیس فوتینه سامری زن (۶۶)
  • قدیس کاتبرت معجزه‌گر, اسقف لیندیسفارن (۶۸۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱۱.۱۰-۱۲.۲ (ساعت ششم)

۱۰در آن روز، ریشۀ یَسا همچون عَلَمی برای قومها بر پا خواهد شد؛ و ملتها به او روی خواهند آورد، و استراحتگاه او پرجلال خواهد بود. ۱۱در آن روز، خداوندگار دیگر بار دست خود را دراز خواهد کرد تا باقیماندگان قوم خویش را از آشور و مصر و فَتروس و کوش، و از عیلام و شِنعار و حَمات، و از سواحل دریاها باز آورَد. ۱۲آری، او برای قومها عَلَمی بر خواهد افراشت و رانده‌شدگانِ اسرائیل را گرد خواهد آورد، و پراکندگان یهودا را از چهارگوشۀ جهان جمع خواهد کرد. ۱۳حسد اِفرایِم از میان خواهد رفت، و آنان که در یهودا دشمنی می‌ورزند، منقطع خواهند شد. آری، اِفرایِم دیگر به یهودا حسد نخواهد برد، و یهودا با اِفرایِم دشمنی نخواهد کرد. ۱۴بلکه بر دامنه‌های فلسطینیان در غرب فرود خواهند آمد، و با هم بنی‌مشرق را غارت خواهند کرد. دست خویش را بر اَدوم و موآب دراز خواهند کرد، و عَمّونیان از ایشان فرمان خواهند برد. ۱۵خداوند زبانۀ دریای مصر را به‌کلّ نابود خواهد کرد، و دست خود را به بادی سوزان بر فُرات خواهد کشید. او آن را به هفت مَعبَر تقسیم خواهد کرد، و مردمان را با نعلین از آن عبور خواهد داد! ۱۶برای باقیماندگان قوم شاهراهی خواهد بود، برای آنان که از آشور برجا مانده باشند، چنانکه برای اسرائیل بود آنگاه که از سرزمین مصر برآمدند. ۱در آن روز خواهی گفت: «خداوندا تو را سپاس می‌گویم، زیرا هرچند بر من غضبناک بودی، اما غضبت برگردانیده شده، مرا تسلی می‌دهی. ۲اینک خداست نجات من؛ بر او توکل کرده، نخواهم ترسید. زیرا خداوند یهوه قوّت و سرود من است؛ او نجات من گردیده است!»

پیدایش ۷.۱۱-۸.۳ (نماز شامگاهی)

۱۱در سال ششصدم از زندگی نوح، در روز هفدهم از ماه دوّم، آری، در همان روز، همۀ چشمه‌های ژرفای عظیم فوران کرد و پنجره‌های آسمان گشوده شد. ۱۲و باران چهل روز و چهل شب بر زمین فرو بارید. ۱۳در همان روز، نوح و پسرانش سام و حام و یافِث و زن نوح و سه زوجۀ پسرانش با آنها به کشتی درآمدند، ۱۴آنان و همۀ وحوش، گونه به گونه، و همۀ چارپایان، گونه به گونه، و همۀ خزندگان روی زمین، گونه به گونه، و همۀ پرندگان گونه به گونه، همۀ مرغان و همۀ بالداران. ۱۵پس دو به دو، از هر ذی‌جسدی که نَفَسِ حیات در خود داشت، نزد نوح به کشتی درآمدند. ۱۶و آنهایی که داخل شدند، همان‌گونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نر و ماده از هر ذی‌جسد بودند. آنگاه خداوند در را بر او بست. ۱۷و توفان چهل روز بر زمین ادامه داشت، و آب افزون گشت و کشتی را برگرفت که از زمین بلند شد. ۱۸و آب چیرگی یافته، بر زمین بسیار فزونی گرفت، و کشتی بر سطح آب شناور شد. ۱۹و آب بر زمین زیاد و زیادتر غلبه یافت تا آنکه همۀ کوههای بلند که زیر تمامی آسمان بود، پوشیده شد. ۲۰آب پانزده ذِراع از کوهها بالاتر رفت و آنها را پوشانید. ۲۱هر ذی‌جسدی که بر زمین حرکت می‌کرد، از پرندگان و چارپایان و وحوش و همۀ انبوه جنبندگان کوچک روی زمین و همۀ آدمیان، تلف شد. ۲۲هرآنچه بر خشکی بود و نَفَسِ حیات در بینی داشت، بمرد. ۲۳او هر موجودی را که بر روی زمین بود، محو کرد، از آدمیان و چارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان. آنها از زمین محو شدند؛ تنها نوح باقی ماند و آنها که با وی در کشتی بودند. ۲۴و آب صد و پنجاه روز بر زمین چیره بود. ۱و اما، خدا نوح و همۀ وحوش و چارپایان را که با او در کشتی بودند به یاد آورد، و خدا بادی بر زمین وزانید و آب فروکش کرد. ۲چشمه‌های ژرفا و پنجره‌های آسمان بسته شد؛ و باران از آسمان بازایستاد. ۳و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. در پایان صد و پنجاه روز، آب کم شده بود.

امثال ۱۰.۱-۲۲ (نماز شامگاهی)

۱امثال سلیمان: پسر حکیم، مایۀ شادمانی پدر است، اما پسر نادان مادر خویش را غصه‌دار می‌سازد. ۲گنجهای حاصل از شرارت سودی ندارد، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۳خداوند پارسایان را گرسنه نمی‌گذارد، اما شریران را از رسیدن به آرزویشان بازمی‌دارد. ۴دستانِ کاهل، فقیر می‌سازد، دستانِ کاری، دولتمند. ۵عاقل است پسری که در تابستان گِرد می‌آورد، اما پسری که در فصل درو می‌خوابد، شرمسار می‌سازد. ۶بر سَرِ پارسایان، برکتها قرار می‌گیرد، اما خشونت، دهان شریران را می‌بندد. ۷یادِ پارسایان برکت خواهد بود، اما نام شریران خواهد پوسید. ۸دانادل، احکام را می‌پذیرد، اما نادانِ پرگو تلف خواهد شد. ۹آن که در صداقت گام برمی‌دارد در راهِ بی‌خطر است، اما آن که به راهِ کج می‌رود رسوا خواهد شد. ۱۰آن که رِندانه چشمک می‌زند دلریش می‌سازد، اما آن که بی‌پرده نکوهش می‌کند باعث صلح می‌شود. ۱۱دهان پارسایان چشمۀ حیات است، اما دهان شریران خشونت را پنهان می‌سازد. ۱۲نفرت، نزاعها برمی‌انگیزد، اما محبت، خطاپوش است. ۱۳حکمت، بر لبهای فهیمان یافت می‌شود، اما چوب برای پشت کم‌عقلان است. ۱۴حکیمان، دانش‌را می‌اندوزند، اما زبانِ جاهل سر او را بر باد می‌دهد. ۱۵توانگریِ دولتمند، شهرِ مستحکم اوست، اما فقرِ بینوایان به نابودی آنها می‌انجامد. ۱۶مزد پارسایان، به حیات رهنمون می‌شود، عایدی شریران، به گناه. ۱۷آن که به تأدیب گوش می‌سپارد، در راهِ حیات است، اما آن که توبیخ را ترک می‌گوید، گمراهی به بار می‌آورد. ۱۸آن که نفرت را پنهان سازد، لبهای دروغگو دارد، آن که شایعه‌پراکنی کند، نادان است. ۱۹پرگویی خالی از گناه نیست، عاقل آن است که زبان خویش نگاه دارد. ۲۰زبانِ پارسایان، نقرۀ اعلاست، اما دلِ شریران، کم ارزش است! ۲۱لبهای پارسایان، بسیاری را می‌پرورد، اما جاهلان از کم‌عقلی می‌میرند. ۲۲برکت خداوند، دولتمند می‌سازد، و او زحمتی نیز با آن نمی‌افزاید.

یادبودها

پدران مقدس شهید شده در صومعه قدیس ساباس

The holy Monastery of St Sabbas is still in existence today, by the providence of God, though several times in its history it has been plundered and left empty. At one time it was attacked by Arab raiders. The monks considered fleeing, but their abbot, Thomas, said, ‘We have fled from the world into this wilderness for the love of Christ; it would be shameful for us now to flee from the wilderness for fear of men. If we are killed here, we shall be killed through love for Christ, for whose sake we have come here to live.’ So the monks agreed with one mind to wait their attackers unarmed. The Arabs killed some with arrows, and shut some in the cave of St Sabbas, lighting a fire at the entrance to suffocate them with smoke. The whole company of monks were thus privileged to give their lives for Christ’s sake.

Accounts of the date differ substantially: the Great Horologion says that they died during the reign of the Emperor Heraclius, when St Modestus was Patriarch of Jerusalem (632-634); the Prologue that they died in 796 during the reign of Constantine and Irene, when Elias was Patriarch of Jerusalem.

قدیس فوتینه سامری زن (۶۶)

See her commemoration on February 26.

قدیس کاتبرت معجزه‌گر, اسقف لیندیسفارن (۶۸۷)

‘Saint Cuthbert was born in Britain about the year 635, and became a monk in his youth at the monastery of Melrose by the River Tweed. After many years of struggle as a true priest of Christ, in the service both of his own brethren and of the neglected Christians of isolated country villages, he became a solitary on Farne Island in 676. After eight years as a hermit, he was constrained to leave his quiet to become Bishop of Lindisfarne, in which office he served for almost two years. He returned to his hermitage two months before he reposed in peace in 687.

‘Because of the miracles he wrought both during his life and at his tomb after death, he is called the “Wonderworker of Britain.” The whole English people honoured him, and kings were both benefactors to his shrine and suppliants of his prayers. Eleven years after his death, his holy relics were revealed to be incorrupt; when his body was translated from Lindisfarne to Durham Cathedral in August of 1104, his body was still found to be untouched by decay, giving off “an odour of the sweetest fragrancy,” and “from the flexibility of its joints representing a person asleep rather than dead.” Finally, when the most impious Henry VIII desecrated his shrine, opening it to despoil it of its valuables, his body was again found incorrupt, and was buried in 1542. It is believed that after this the holy relics of Saint Cuthbert were hidden to preserve them from further desecration.’ (Great Horologion)