Orthodox Calendar

۱۹ مارس ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • شهیدان خریسانتیوس و داریا (۲۸۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱۰.۱۲-۲۰ (ساعت ششم)

۱۲پس چون خداوندگار کار خویش را به تمامی با کوه صَهیون و اورشلیم به پایان بَرَد، پادشاه آشور را به سبب تکبر دلش و غروری که از چشمان او می‌بارد، مجازات خواهد کرد. ۱۳زیرا می‌گوید: «به قوّت دست خود و به حکمت خویش چنین کردم، زیرا که فهیم هستم. مرزهای قومها را تغییر دادم، و خزائن ایشان را غارت کردم؛ همچون پهلوانی تخت‌نشینان را به زیر افکندم. ۱۴چنانکه کسی دست خود را به آشیانه‌ای دراز می‌کند، همچنان دست من به دولت ممالک رسیده است؛ چنانکه کسی تخمهای متروک را برمی‌چیند، من نیز تمامی ممالک زمین را برچیدم؛ و کسی نیست که بالی بجنباند، یا دهان بگشاید و جیک بزند.» ۱۵آیا تَبَر بر کسی که آن را به کار می‌برد فخر می‌فروشد، یا اره خود را بر کسی که آن را می‌کِشد برمی‌افرازد؟ که گویی عصا او را که آن را به دست گرفته، بلند کند، یا چوبدستی او را که چوب نیست، حرکت دهد! ۱۶بنابراین خداوندگار، خداوندِ لشکرها، بر جنگاوران تنومند او بیماری جانکاه خواهد فرستاد، و زیر جلال و شوکت او آتشی چون شعلۀ فروزان افروخته خواهد شد. ۱۷نور اسرائیل آتشی خواهد شد، و قدوس اسرائیل شعله‌‌ای، که خار و خَسَش را در یک روز سوزانده، به کام در خواهد کشید؛ ۱۸شکوه جنگل و مزارع حاصلخیزش، همچون تحلیل رفتن شخص بیمار، در جسم و در روح نابود خواهد شد؛ ۱۹و باقیماندگان درختان جنگلش چنان کم‌شمار خواهند بود که حتی کودکی آنها را مرقوم تواند داشت. ۲۰در آن روز باقیماندگان اسرائیل و بازماندگان خاندان یعقوب، دیگر بر آن که ایشان را زده است توکل نخواهند کرد، بلکه بر یهوه، قدوسِ اسرائیل خالصانه توکل خواهند نمود.

پیدایش ۷.۶-۹ (نماز شامگاهی)

۶نوح ششصد ساله بود که توفانِ آب بر زمین آمد؛ ۷و نوح با پسرانش و زنش و زنان پسرانش به کشتی درآمدند تا از آب توفان در امان باشند. ۸چارپایان طاهر و چارپایان نجس، پرندگان و همۀ خزندگان روی زمین، ۹دو به دو، نر و ماده، همان‌گونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نزد نوح به کشتی درآمدند.

امثال ۹.۱۲-۱۸ (LXX) (نماز شامگاهی)

۱۲اگر حکیمی، خود از آن بهره خواهی برد؛ اگر تمسخرگری، خود به تنهایی زیان خواهی دید.» ۱۳بانو ’جهالت‘، یاوه‌گو است و ساده‌لوح، و هیچ نمی‌داند. ۱۴بر درِ خانۀ خود می‌نشیند، بر کرسی‌ای در بالاترین نقطۀ شهر، ۱۵و رهگذران را ندا می‌دهد، آنان را که مستقیم به راه خود می‌روند: ۱۶«ای ساده‌لوحان، بدین سو آیید!» و به کم‌عقلان، گوید: ۱۷«آبِ دزدیده شیرین است؛ و نانی که پنهانی خورده شود، لذیذ.» ۱۸اما نمی‌دانند که مردگان، در آنجایند، و مهمانان او در اعماق گورند.

یادبودها

شهیدان خریسانتیوس و داریا (۲۸۳)

Chrysanthos was the only son of Polemon, a prominent pagan in Rome. As befit his status, he was given every opportunity for secular learning, but seemed unable to acquire worldly wisdom. By God’s providence, copies of the Gospels and the Acts of the Apostles came into his possession and, reading them avidly, he was enlightened and desired above all to be a Christian. He found a priest, Carpophorus, who instructed him in the Faith and baptised him. When his father discovered Chrysanthos’ conversion, he was angry and did everything he could to turn his son back to paganism, using even threats and imprisonment. When none of these measures worked, Polemon arranged for his son to be married to a beautiful and learned young pagan woman named Daria, hoping that affection for her would draw his son away from Christ. But instead, Chrysanthus persuaded Daria of the truth of Christianity, and she was secretly baptised.

When his father died, Chrysanthus and his wife began to confess Christ openly and to live publicly as Christians. They were soon arrested and grievously tortured for their faith. The torturer, whose name was Claudius, was so moved by their endurance and patience that he himself embraced the Faith, along with his whole household. For this they were executed: Claudius by drowning, his two sons by beheading, and his wife by hanging. Finally Chrysanthus and Daria were buried alive in a pit and covered with stones. This was during the reign of the Emperor Numerian.