Orthodox Calendar

۲۹ اوت ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته سیزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • تصویر مسیح که با دست ساخته نشده

یادبودها

  • انتقال تصویر ساخته‌نشده‌توسط-دست‌ها خداوند ما عیسی مسیح از اِدِسا به قسطنطنیه (۹۴۴)
  • شهید دیومدس پزشک تارسوس در کیلیکیه (۲۹۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم قرنتیان ۸.۱۶-۹.۵ (رساله)

۱۶خدا را شکر می‌کنم که در دل تیتوس نیز نهاده است که همچون من خالصانه به فکر شما باشد. ۱۷زیرا او نه تنها تقاضای ما را پذیرفت، بلکه خود با اشتیاقِ بسیار، برای آمدن نزد شما پیشقدم شد. ۱۸و ما همراه او برادری را می‌فرستیم که همۀ کلیساها او را به‌خاطر خدمتش به انجیل می‌ستایند. ۱۹به‌علاوه، او از سوی کلیساها انتخاب شده تا در انجام این کار خیر که برای جلال خدا و نشان دادن خیرخواهیمان خدمت آن را بر عهده گرفته‌ایم، همسفر ما باشد. ۲۰ما بسیار مراقبیم که خدمت ما در گردآوری این هدیۀ سخاوتمندانه مورد انتقاد کسی قرار نگیرد. ۲۱زیرا می‌کوشیم نه تنها در نظر خداوند، بلکه در نظر مردم نیز آنچه شایسته است انجام دهیم. ۲۲همراه این افراد، برادر خود را نیز می‌فرستیم که بارها اشتیاقش از راههای گوناگون بر ما ثابت شده، و اکنون اشتیاق او به‌خاطر اطمینان بسیارش به شما حتی افزونتر نیز گردیده است. ۲۳دربارۀ تیتوس باید بگویم که در خدمت به شما شریک و همکار من است؛ و دربارۀ برادرانمان نیز باید بگویم که فرستادگان کلیساها و جلال مسیح‌اند. ۲۴پس محبت خود را در عمل به آنها ثابت کنید و نشان دهید که فخر ما به شما بی‌اساس نیست، تا همۀ کلیساها ببینند. ۱نیازی نیست دربارۀ این خدمتِ به مقدسین به شما بنویسم، ۲زیرا از اشتیاقتان به یاری رساندن آگاهم و در این خصوص نزد ایمانداران مقدونیه به شما بالیده‌ام. بدیشان گفته‌ام که شما در ایالت اَخائیه از سال گذشته برای دادنِ هدیه آماده بوده‌اید. این شور و حرارت شما بیشترِ آنان را نیز به عمل برانگیخته است. ۳امّا این برادران را می‌فرستم تا فخر ما به شما در این خصوص اشتباه از کار درنیاید، بلکه تا همان‌گونه که به ایشان گفته‌ام، آمادگی لازم را داشته باشید. ۴زیرا اگر کسی از ایماندارانِ مقدونیه همراهم بیاید و دریابد که آماده نیستید، ما - و چقدر بیشتر خودتان - از اطمینانی که به شما داشته‌ایم، سرافکنده خواهیم شد. ۵پس ضروری دانستم از برادران بخواهم که پیشاپیش به دیدارتان بیایند و تدارک هدیۀ سخاوتمندانه‌ای را که وعده داده بودید، به اتمام رسانند. آنگاه این هدیه، هدیه‌ای خواهد بود که نه با تنگ‌چشمی، بلکه با گشاده‌دستی داده شده است.

Colossians 1.12-18 (رساله, شمایل)

۱۲پدر را شکر گویید که شما را شایستۀ سهیم شدن در میراث مقدسین در قلمرو نور گردانیده است. ۱۳زیرا ما را از قدرت تاریکی رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل ساخته است، ۱۴که در او از رهایی، یعنی از آمرزش گناهان برخورداریم. ۱۵او صورت خدای نادیده است و فرزند ارشد بر تمامی آفرینش، ۱۶زیرا همه چیز به واسطۀ او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها، همه به واسطۀ او و برای او آفریده شدند. ۱۷او پیش از همه چیز وجود داشته، و همه چیز در او قوام دارد. ۱۸او بدن، یعنی کلیسا، را سَر است. او سرآغاز و نخست‌زاده از میان مردگان است، تا در همه چیزْ برتری از آن او باشد.

مرقس ۳.۱۳-۱۹ (انجیل)

۱۳عیسی به کوهی برآمد و آنانی را که خواست، به حضور خویش فرا خوانْد و آنها نزدش آمدند. ۱۴او دوازده تن را تعیین کرد و آنان را رسول خواند، تا همراه وی باشند و آنها را برای موعظه بفرستد، ۱۵و از این اقتدار برخوردار باشند که دیوها را بیرون برانند. ۱۶آن دوازده تن که تعیین کرد عبارت بودند از: شَمعون (که وی را پطرس خواند)؛ ۱۷یعقوب پسر زِبِدی و برادر وی یوحنا (که آنها را ’بوآنِرجِس‘، یعنی ’پسران رعد‘ لقب داد)؛ ۱۸آندریاس، فیلیپُس، بَرتولْما، مَتّی، توما، یعقوب پسر حَلْفای، تَدّای، شَمعون غیور، ۱۹و یهودا اَسخَریوطی که عیسی را تسلیم دشمن کرد.

لوقا ۹.۵۱-۵۶, ۱۰.۲۲-۲۴ (انجیل, شمایل)

۵۱چون زمان صعود عیسی به آسمان نزدیک می‌شد، با عزمی راسخ رو به سوی اورشلیم نهاد. ۵۲پس پیشاپیش خود فرستادگانی اعزام داشت که به یکی از دهکده‌های سامِریان رفتند تا برای او تدارک ببینند. ۵۳امّا مردم آنجا او را نپذیرفتند، زیرا عازم اورشلیم بود. ۵۴چون شاگردان او، یعقوب و یوحنا، این را دیدند، گفتند: «ای سرور ما، آیا می‌خواهی بگوییم آتش از آسمان نازل شود و همۀ آنها را نابود کند [چنانکه ایلیا کرد]؟» ۵۵امّا عیسی روی گردانده، توبیخشان کرد. [و گفت: «شما نمی‌دانید از کدام روح هستید! ۵۶زیرا پسر انسان نیامده تا جان مردم را هلاک کند بلکه تا نجات بخشد.»] سپس به دهکده‌ای دیگر رفتند. ۲۲پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچ‌کس نمی‌داند پسر کیست جز پدر، و هیچ‌کس نمی‌داند پدر کیست جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد.» ۲۳سپس در خلوت، رو به شاگردان کرد و گفت: «خوشا به حال چشمانی که آنچه شما می‌بینید، می‌بینند. ۲۴زیرا به شما می‌گویم بسیاری از انبیا و پادشاهان آرزو داشتند آنچه شما می‌بینید، ببینند و ندیدند، و آنچه شما می‌شنوید، بشنوند و نشنیدند.»

یادبودها

انتقال تصویر ساخته‌نشده‌توسط-دست‌ها خداوند ما عیسی مسیح از اِدِسا به قسطنطنیه (۹۴۴)

The Third “Feast of the Savior” in August While the Lord was preaching in Palestine, his fame reached a king Avgar of Edessa, who suffered from leprosy. Avgar sent a messenger named Ananias to ask whether the Lord could heal his illness. The king also charged Ananias, if he was unable to bring back Jesus Himself, to bring back a likeness of Him. When Ananias found Jesus, the Lord told him that he could not come to Edessa since the time of His passion was at hand. But he took a cloth and washed His face, miraculously leaving a perfect image of His face on the cloth. Ananias brought the holy image back to the king, who reverently kissed it. Immediately his leprosy was healed, save for a small lesion that remained on his forehead. Later the Apostle Thaddeus came to Edessa, preaching the gospel, and Avgar and his household were baptized, at which time his remaining leprosy vanished. The king had the holy likeness mounted on wood and displayed above the city gate for all to revere. But Avgar’s grandson returned to idolatry, and the Bishop of Edessa had the image hidden in the city wall to prevent it from being defiled. Many years later, when the Persian king Chosroes besieged Edessa, the Bishop Eulabius was told in a vision to find the sealed chamber, whose location had been forgotten. The holy icon was found, completely incorrupt, and by its power the Persian army was driven off. In the year 944 the image was brought to Constantinople and enshrined in the Church of the Theotokos called the Pharos. This is the event commemorated today.

شهید دیومدس پزشک تارسوس در کیلیکیه (۲۹۸)

He is one of the Holy Unmercenary Physicians, a physician who practiced in Tarsus during the reign of Diocletian. Around 288 he came to Nicaea, where he healed many bodies by his medical arts and many souls through his preaching of the Gospel of Christ. The Emperor Diocletian sent men to arrest him, but when they arrived they found that he had already reposed. They cut off his head to take it back to the Emperor, and for this abomination were all struck blind. When Diocletian saw St Diomedes’ head, he ordered the men to return it to the body from which they had taken it. As soon as they had done so, their sight was restored.