Orthodox Calendar

۲۶ اوت ۲۰۲۶
چهارشنبه هفته سیزدهم بعد از پنطیکاست

روزه رقاد والده خدا — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیس تیخون زادونسک

یادبودها

  • قدیس ماکسیموس معترف (۶۶۲)
  • قدیس تیخون زادونسک (۱۷۸۳)
  • شهید مقدس هیپولیتوس روم و ۱۸ شهیدان با او (۲۵۸)
  • مادر مقدس ما ملکه ایرنه (کسنیا در رهبانیت) (سده ۱۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

Composite ۲ - امثال ۱۰, ۳, ۸ (نماز شامگاهی)

۱The memory of a just man is praised, and the Lord’s blessing is upon his head. Blessed is one who has found wisdom; a mortal who knows understanding. To import her is better than treasures of gold and silver. She is more valuable than precious stones; nothing of value equals her worth. Justice proceeds from her mouth; she bears law and mercy on her tongue. Therefore, my children, listen to me, for I speak weighty things. And blessed is the one who keeps my ways. For my goings out are the goings out of life, and favour is prepared from the Lord. Therefore I exhort you, and utter my voice to the children of humankind. Because I, Wisdom, have prepared counsel, knowledge and understanding. I have called on them. Counsel and sureness are mine; prudence is mine, strength is mine. I love those who are my friends, while those who seek me will find grace. You innocent, then, understand cunning; you untaught, take it to heart. Listen to me, for I will speak weighty things, and I will open right things from my lips. Because my throat will meditate truth; lying lips are abominable before me. All the words of my mouth are with justice, there is nothing crooked in them nor twisted. They are all straight for those who understand, and right for those who find knowledge. For I teach you what is true, that your hope may be in the Lord and that you may be filled with spirit.

امثال ۱۰.۳۱-۱۱.۱۲ (نماز شامگاهی)

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد. ۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف! ۱خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست. ۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است. ۳راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان. ۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۵پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند. ۶پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند. ۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد. ۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد. ۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد. ۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد. ۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون! ۱۲آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی)

یوحنا ۱۰.۹-۱۶ (انجیل نماز صبحگاهی)

۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. ۱۰دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. ۱۱«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. ۱۲مزدور، چون شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نیستند، هر گاه بیند گرگ می‌آید، گوسفندان را واگذاشته می‌گریزد و گرگ بر آنها حمله می‌برد و آنها را می‌پراکَنَد. ۱۳مزدور می‌گریزد، چرا که مزدوری بیش نیست و به گوسفندان نمی‌اندیشد. ۱۴من شبان نیکو هستم. من گوسفندان خود را می‌شناسم و گوسفندان من مرا می‌شناسند، ۱۵همان‌گونه که پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. ۱۶گوسفندانی دیگر نیز دارم که از این آغل نیستند. آنها را نیز باید بیاورم و آنها نیز به صدای من گوش فرا خواهند داد. آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان.

دوم قرنتیان ۹.۱۲-۱۰.۷ (رساله)

۱۲انجام این خدمت، نه تنها نیازهای مقدسین را برآورده می‌سازد، بلکه به صورت سپاسگزاریهای بسیار حتی به سوی خدا سَرریز می‌شود. ۱۳به‌خاطر مُهر تأیید این خدمت بر زندگی شما، مردم خدا را برای اطاعتی که با اعتراف شما به انجیل مسیح همراه است تمجید خواهند کرد، و نیز برای سخاوتی که در کمک به آنها و به همه نشان می‌دهید. ۱۴آنان به‌خاطر فیض عظیم خدا که بر شماست، با علاقه و اشتیاق بسیار برای شما دعا خواهند کرد. ۱۵سپاس بر خدا برای عطای وصف‌ناپذیرش! ۱من، پولس، که در حضور شما ’زبونم‘ امّا به دور از شما ’جسور‘، با حلم و نرمش مسیح از شما استدعا دارم ۲و التماس می‌کنم که به هنگام آمدنم نزد شما ناگزیر نباشم با کسانی که می‌پندارند ما با میزانهای این دنیا زندگی می‌کنیم، با جسارت بسیار عمل کنم. ۳زیرا هرچند در این دنیا به سر می‌بریم، امّا به روش دنیوی نمی‌جنگیم. ۴چرا که اسلحۀ جنگ ما دنیوی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست. ۵ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران می‌کنیم و هر اندیشه‌ای را به اطاعت از مسیح اسیر می‌سازیم. ۶و در حالِ آماده‌باش هستیم، تا وقتی اطاعت خودِ شما کامل شود، هر نااطاعتی را به مجازات رسانیم. ۷شما تنها به ظواهر می‌نگرید. اگر کسی اطمینان دارد از آنِ مسیح است، باید در نظر داشته باشد که ما نیز به همان اندازه از آنِ مسیحیم.

عبرانیان ۷.۲۶-۸.۲ (رساله, قدیس تیخون)

۲۶ما به چنین کاهن اعظمی نیاز داشتیم، کاهنی قدّوس، بی‌عیب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها. ۲۷برخلاف دیگر کاهنان اعظم، او نیازی ندارد هر روز، نخست برای گناهان خود و سپس برای گناهان قوم، قربانی تقدیم کند. بلکه آنگاه که خود را تقدیم کرد، یک بار برای همیشه برای گناهان ایشان قربانی داد. ۲۸زیرا شریعت، انسانهایی ضعیف را به کهانت اعظم برمی‌گمارد، امّا سوگندی که پس از شریعت آمد، پسر را برگماشت، که جاودانه کامل شده است. ۱جان کلام در آنچه می‌گوییم این است که ما چنین کاهن اعظمی داریم که بر جانب راست تختِ مقام کبریا در آسمان نشسته ۲و خدمتگزار مکان اقدس یعنی آن خیمۀ حقیقی است که خداوند بر پا کرده، نه انسان.

مرقس ۳.۱۹-۲۷ (انجیل)

۱۹و یهودا اَسخَریوطی که عیسی را تسلیم دشمن کرد. ۲۰روزی دیگر عیسی به خانه رفت و باز جماعتی گرد آمدند، به گونه‌ای که او و شاگردانش را حتی مجال غذا خوردن نبود. ۲۱چون خویشان عیسی این را شنیدند، روانه شدند تا او را برداشته با خود ببرند، زیرا می‌گفتند: «از خود بی‌خود شده است.» ۲۲علمای دین نیز که از اورشلیم آمده بودند می‌گفتند: «‌بِعِلزِبول دارد و دیوها را به یاری رئیس دیوها بیرون می‌راند.» ۲۳پس عیسی آنها را فرا خواند و مَثَلهایی برایشان آورد و گفت: «چگونه ممکن است شیطان، شیطان را بیرون براند؟ ۲۴اگر حکومتی بر ضد خود تجزیه شود، نمی‌تواند پابرجا ماند. ۲۵نیز اگر خانه‌ای بر ضد خود تجزیه شود، آن خانه پابرجا نمی‌ماند. ۲۶شیطان نیز اگر بر ضد خود قیام کند و تجزیه شود، نمی‌تواند دوام آورد، بلکه پایانش فرا رسیده است. ۲۷به‌واقع هیچ‌کس نمی‌تواند به خانۀ مردی نیرومند درآید و اموالش را غارت کند، مگر اینکه نخست آن مرد را ببندد. پس از آن می‌تواند خانۀ او را غارت کند.

متی ۵.۱۴-۱۹ (انجیل, قدیس تیخون)

۱۴«شما نور جهانید. شهری را که بر فراز کوهی بنا شده، نتوان پنهان کرد. ۱۵هیچ‌کس چراغ را نمی‌افروزد تا آن را زیر کاسه‌ای بنهد، بلکه آن را بر چراغدان می‌گذارد تا نورش بر همۀ آنان که در خانه‌اند، بتابد. ۱۶پس بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا کارهای نیکتان را ببینند و پدر شما را که در آسمان است، بستایند. ۱۷«گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم؛ نیامده‌ام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم. ۱۸زیرا آمین، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد، تا اینکه همه به انجام رسد. ۱۹پس هر که یکی از کوچکترینِ این احکام را کم‌اهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به شمار خواهد آمد. امّا هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

یادبودها

قدیس ماکسیموس معترف (۶۶۲)

He was from a noble family in Constantinople, and became the private secretary of the Emperor Heraclius and his grandson Constans. But when the Monothelite heresy (that Christ possesses one divine will, rather than a divine and a human will) took hold in the Imperial court, the Saint could not bear to be surrounded by this error and left the court for the Monastery at Chrysopolis, where in time he became the abbot. From the monastery he continued to speak and write in defense of Orthodox belief. The Emperor Constans ordered him either to accept Monothelite belief or to cease speaking against it, but St Maximos would do neither. For this, his tongue was torn out, his right hand was cut off, and he was sent into exile, where he reposed in 662. He is also commemorated on January 21; see that day for a slightly fuller account.

قدیس تیخون زادونسک (۱۷۸۳)

He is one of the best-loved Saints of the Russian people. He was born into a very poor family in Novgorod province and received the baptismal name of Timothy. He went to seminary in Novgorod, where he excelled, later teaching Greek and other subjects. He was tonsured a monk at the age of thirty-four, receiving the monastic name of Tikhon. As his ascesis and wisdom became known, he quickly became eminent in the Church and in 1761 was made a bishop. In 1763 he was consecrated Bishop of Voronezh. After serving as bishop for about seven years, he retired to the monastery of Zadonsk, where he spent the remainder of his life. He devoted his “retirement” to prayer and the writing of books, producing a huge collection of writings that have earned him the name “the Russian Chrysostom.” He reposed in peace in 1783 at the age of fifty-nine. Many miracles were wrought by him after his death, and he was soon proclaimed a Saint by the people. When his body was exhumed in 1845 (over sixty years later) to make way for a new church in Zadonsk, his relics were found to be whole and incorrupt; even his vestments were free from decay. He was officially glorified in 1863; some three hundred thousand pilgrims attended his glorification.

شهید مقدس هیپولیتوس روم و ۱۸ شهیدان با او (۲۵۸)

He was the pagan jailkeeper who guarded St Laurence (see August 10); seeing his prisoner’s holiness and the wonders wrought by him, Hippolytus was convinced of the truth of the Faith and became a Christian. When St Laurence baptized him, he was granted a vision of heaven and said ‘I see innocent souls in great joy.’ He took Laurence into his own home, and his entire household were baptized, nineteen in all.

When St Laurence was martyred, Hippolytus retrieved his body by night and buried it. He was detected and brought before the Emperor Valerian on the third day after Laurence’s death. Despite severe beatings he would not renounce his faith. The Emperor ordered that he be stripped and flayed but, standing naked before the emperor, Hippolytus said ‘You have not stripped me, but have begun to clothe me.’ Despite all torments, neither Hippolytus nor any of his household would deny Christ. All of his household were slain, one by one, before Hippolytus. Finally Hippolytus himself was bound behind a wild horse and dragged to death.

مادر مقدس ما ملکه ایرنه (کسنیا در رهبانیت) (سده ۱۲)

She was the pious wife of the Emperor John II Comnenus (reigned 1118-1143), but retired into monastic life. She founded the Monastery of the Pantokrator in Constantinople.