Orthodox Calendar

۱۴ ژوئن ۲۰۲۶
یکشنبه دوم بعد از پنطیکاست

روزه رسولان — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • همه قدیسان آمریکا، همه قدیسان روسیه

یادبودها

  • شهید یوستین فیلسوف (۱۶۶)
  • پدر مقدس ما آگاپیتوس غارهای کیف (۱۰۹۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۳.۹-۱۴ (نماز شامگاهی)

۹تمامی قومها گرد هم آیند، و ملتها جمع شوند. کیست در میان آنها که این را بیان کند، و امور نخستین را بر ما اعلام دارد؟ شاهدان خود را بیاورند تا ثابت کنند که ایشان راست می‌گویند؛ تا دیگران بشنوند و بگویند: «آری، درست است.» ۱۰خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و خادم من که شما را برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید، و دریابید که من او هستم. پیش از من خدایی مصوّر نشده، و پس از من نیز نخواهد بود. ۱۱من، آری من، یهوه هستم، و جز من نجات‌دهنده‌ای نیست. ۱۲من بیان داشته و نجات داده و اعلام کرده‌ام، و خدایی بیگانه در میان شما نبوده است. خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و من خدا هستم. ۱۳آری از ایام قدیم من اویم؛ کسی از دست من رهایی نتواند داد؛ چون من عمل کنم، کیست که آن را برگرداند؟» ۱۴خداوند که ولیّ شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌فرماید: «من به‌خاطر شما به بابِل خواهم فرستاد و همۀ ایشان یعنی کَلدانیان را در همان کشتیهایی که بدان فخر می‌کنند، وادار به فرار خواهم کرد.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

مرقس ۱۶.۱-۸ (انجیل دوم صبحگاهی)

۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

Romans 2.10-16 (رساله)

۱۰امّا هر که نیکویی کند، از جلال و حرمت و آرامش برخوردار خواهد شد، نخست یهود و سپس یونانی. ۱۱زیرا خدا تبعیض قائل نمی‌شود. ۱۲همۀ کسانی که بدون شریعت گناه می‌کنند، بدون شریعت نیز هلاک خواهند شد؛ و همۀ کسانی که زیر شریعت مرتکب گناه می‌شوند، بنا ‌بر موازین شریعت داوری خواهند شد. ۱۳زیرا شنوندگانِ شریعت نیستند که در نظر خدا پارسایند، بلکه کسانی پارسا شمرده خواهند شد که به شریعت عمل می‌کنند. ۱۴براستی، وقتی غیریهودیان که شریعت ندارند، اصول شریعت را بنا به طبیعت به جا می‌آورند، آنان هرچند فاقد شریعتند، لیکن خود برای خویشتن شریعتی هستند. ۱۵زیرا نشان می‌دهند که عملِ شریعت بر دلشان نگاشته شده است، چنانکه وجدانشان گواهی می‌دهد و افکارشان در برابر هم، یا آنان را متهم می‌کند یا تبرئه می‌نماید. ۱۶این در روزی به وقوع خواهد پیوست که خدا بنا بر انجیلی که من اعلام می‌کنم، رازهای نهان انسانها را به توسط عیسی مسیح به محاکمه کشد.

عبرانیان ۱۱.۳۳-۱۲.۲ (رساله, قدیسان)

۳۳که به ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعده‌ها را به چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند، ۳۴شعله‌های سوزان آتش را بی‌اثر کردند و از دَمِ شمشیر رهایی یافتند؛ ضعفشان به قوّت بدل شد، در جنگ توانمند شدند و لشکریان بیگانه را تار‌و‌مار کردند. ۳۵زنان، مردگان خود را قیام کرده بازیافتند. امّا گروهی دیگر شکنجه شدند و رهایی را نپذیرفتند، تا به رستاخیزی نیکوتر دست یابند. ۳۶بعضی استهزا شدند و تازیانه خوردند، و حتی به زنجیر کشیده شده، به زندان افکنده شدند. ۳۷سنگسار گشتند، با ارّه دو پاره شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. در جامه‌هایی محقّر از پوست گوسفند و بز در هر جا گذر کرده، تنگدست، ستمدیده و مورد آزار بودند. ۳۸اینان که جهان لایقشان نبود، در بیابانها و کوهها، و غارها و شکافهای زمین، آواره بودند. ۳۹اینان همه به سبب ایمانشان به نیکویی یاد شدند. با این حال، هیچ‌یک آنچه را که بدیشان وعده داده شده بود، نیافتند. ۴۰زیرا خدا از پیش چیزی بهتر برای ما در نظر داشت تا ایشان بدون ما به کمال نرسند. ۱پس چون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به دست و پای ما می‌پیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم. ۲و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است.

متی ۴.۱۸-۲۳ (انجیل)

۱۸چون عیسی در کنار دریاچۀ جلیل راه می‌رفت، دو برادر را دید به نامهای شَمعون، ملقّب به پطرس، و برادرش آندریاس، که تور به دریا می‌افکندند، زیرا ماهیگیر بودند. ۱۹به ایشان گفت: «از پی من آیید که شما را صیاد مردمان خواهم ساخت.» ۲۰آنان بی‌درنگ تورهای خود را وانهادند و از پی او شتافتند. ۲۱چون به راه خود ادامه داد، دو برادر دیگر یعنی یعقوب پسر زِبِدی و برادرش یوحنا را دید که با پدرشان زِبِدی در قایق بودند و تورهای خود را آماده می‌کردند. آنان را نیز فرا خواند؛ ۲۲ایشان بی‌درنگ قایق و پدر خود را ترک گفتند و از پی او روانه شدند. ۲۳بدین‌سان، عیسی در سرتاسر جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد و بشارتِ پادشاهی را اعلام می‌کرد و هر درد و بیماری مردم را شفا می‌بخشید.

متی ۴.۲۵-۵.۱۲ (انجیل, قدیسان)

۲۵پس جماعتهای بزرگ از جلیل و دِکاپولیس، اورشلیم و یهودیه و فراسوی اردن از پی او روانه شدند. ۱چون عیسی آن جماعتها را دید، به کوهی برآمد و بنشست. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند ۲و او به تعلیم دادنشان آغاز کرد و گفت: ۳«خوشا به حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. ۴خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت. ۵خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد. ۶خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد. ۷خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد. ۸خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید. ۹خوشا به حال صلح‌جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. ۱۰خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. ۱۱«خوشا به حال شما، آنگاه که مردم به‌خاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به‌دروغ علیه‌تان بگویند. ۱۲خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چراکه همین‌گونه پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند.

یادبودها

شهید یوستین فیلسوف (۱۶۶)

Born in 103, he was a philosopher from the Samaritan town of Shechem in Palestine, who had devoted his life to the search for truth, trying many philosophical schools and sources of human wisdom: the Stoics, the Peripatetics, the Pythagoreans and finally the Platonists. One day an old man (whose name and origin are unknown) appeared to him and spoke to him of the Prophets and Apostles who had learned of God not by their own wisdom, but by revelation of God Himself. He read the scriptures and was convinced of the truth of the Faith, but he would not be baptised or call himself a Christian until he had tested all the pagans’ arguments against Christianity. To this end he traveled to Rome, where he engaged in debate at philosophical gatherings, impressing all with his wisdom. In Rome he also witnessed the martyrdom of Sts Ptolemy and Lucian; this moved him to write an Apologia for the Christian faith and the Christian people, which he gave to the Emperor Antoninus and the Senate. They were so moved by this document that the Emperor ordered that persecution of Christians should cease.

For the remainder of his life, Justin devoted all his skills to the proclamation of the Gospel and the defense of Christians. To the end of his life, wherever he preached Christ, he always wore his philosopher’s garb. In addition to his Apologia, he wrote a number of other learned defenses of the faith.

Eventually he was imprisoned following the false accusations of Crescens, a jealous Cynic philosopher. He died (one source says by beheading, another by poison) in Rome in 167 under the Emperor Marcus Aurelius, successor to Antoninus.

پدر مقدس ما آگاپیتوس غارهای کیف (۱۰۹۵)

“A natural doctor, he was a disciple of St Antony of Kiev. He healed people by prayer and the prescribing of cabbage, which they made into a sort of bread. Prince Vladimir Monomachus was healed in this way, and this made Agapitus famed on all sides. The Prince’s doctor, an Armenian, hearing of this, began to spread slander about him. When Agapitus became ill, the Armenian came and, looking at him, said that he would die in three days and that, if he did not do so, then he, the Armenian, would become a monk. Agapitus told him that it had been revealed to him by God that he would die, not in three days but in three months. And so it came to pass. After Agapitus’s death, the Armenian went to the abbot of the Monastery of the Caves and asked him to make him a monk. He explained that Agapitus had appeared to him from the other world and reminded him of his promise. And so the one-time envier became a humble monk, by the providence of God whose care it is that all men be saved. St Agapitus entered into rest in about 1095.” (Prologue)