Orthodox Calendar

۱ مه ۲۰۲۶
جمعه هفته سوم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • قدیس یوحنا، شاگرد گریگوری دکاپولیتس (۸۲۰)
  • مقدس شهید یوحنا جدید یوآنینا (۱۵۲۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۸.۴۰-۹.۱۹ (رساله)

۴۰امّا فیلیپُس در اَشدود دیده شد. او در همۀ شهرهای آن ناحیه می‌گشت و بشارت می‌داد، تا به قیصریه رسید. ۱و امّا سولُس که همچنان به دمیدنِ تهدید و قتل بر شاگردان خداوند ادامه می‌داد، نزد کاهن اعظم رفت ۲و از او نامه‌هایی خطاب به کنیسه‌های دمشق خواست تا چنانچه کسی را از اهل طریقت بیابد، از زن و مرد، در بند نهاده، به اورشلیم بیاورد. ۳طی سفر، چون به دمشق نزدیک می‌شد، ناگاه نوری از آسمان بر گِردش درخشید ۴و او بر زمین افتاده، صدایی شنید که خطاب به وی می‌گفت: «شائول، شائول، چرا مرا آزار می‌رسانی؟» ۵وی پاسخ داد: «خداوندا، تو کیستی؟» پاسخ آمد: «من آن عیسی هستم که تو بدو آزار می‌رسانی. ۶حال، برخیز و به شهر برو. در آنجا به تو گفته خواهد شد که چه باید کنی.» ۷همسفران سولُس خاموش ایستاده بودند؛ آنها صدا را می‌شنیدند، ولی کسی را نمی‌دیدند. ۸سولُس از زمین برخاست، امّا چون چشمانش را گشود نتوانست چیزی ببیند؛ پس دستش را گرفتند و او را به دمشق بردند. ۹او سه روز نابینا بود و چیزی نمی‌خورد و نمی‌آشامید. ۱۰در دمشق شاگردی حَنانیا نام می‌زیست. خداوند در رؤیا بر او ظاهر شد و گفت: «ای حَنانیا!» پاسخ داد: «بله خداوندا.» ۱۱خداوند به او گفت: «برخیز و به کوچه‌ای که ’راست‘ نام دارد، برو و در خانۀ یهودا سراغ سولُس تارسوسی را بگیر. او به دعا مشغول است ۱۲و در رؤیا مردی را دیده، حَنانیا نام، که می‌آید و بر او دست می‌گذارد تا بینا شود.» ۱۳حَنانیا پاسخ داد: «خداوندا، از بسیاری دربارۀ این مرد شنیده‌ام که بر مقدسین تو در اورشلیم آزارها روا داشته است. ۱۴و در اینجا نیز از جانب سران کاهنان اختیار دارد تا هر که را که نام تو را می‌خواند، در بند نهد.» ۱۵ولی خداوند به حَنانیا گفت: «برو، زیرا که این مرد ظرف برگزیدۀ من است تا نام مرا نزد غیریهودیان و پادشاهانشان و قوم اسرائیل ببرد. ۱۶من به او نشان خواهم داد که به‌خاطر نام من چه مشقتها باید بر خود هموار کند.» ۱۷پس حَنانیا رفت و به آن خانه درآمد و دستهای خود را بر او گذاشته، گفت: «ای برادر، شائول، خداوند یعنی همان عیسی که چون بدین‌جا می‌آمدی در راه بر تو ظاهر شد، مرا فرستاده است تا بینایی خود را بازیابی و از روح‌القدس پر شوی.» ۱۸همان دم چیزی مانند فَلس از چشمان سولُس افتاد و او بینایی خود را بازیافت و برخاسته، تعمید گرفت. ۱۹سپس غذا خورد و قوّت خویش بازیافت. سولُس روزهایی چند با شاگردان در دمشق به سر برد.

یوحنا ۶.۴۸-۵۴ (انجیل)

۴۸من نان حیاتم. ۴۹پدران شما، مَنّا را در بیابان خوردند، و با این حال مردند. ۵۰امّا نانی که از آسمان نازل می‌شود چنان است که هر که از آن بخورَد، نخواهد مرد. ۵۱مَنَم آن نان زنده که از آسمان نازل شد. هر کس از این نان بخورَد، تا ابد زنده خواهد ماند. نانی که من برای حیات جهان می‌بخشم، بدن من است.» ۵۲پس جدالی سخت در میان یهودیان درگرفت که «این مرد چگونه می‌تواند بدن خود را به ما بدهد تا بخوریم؟» ۵۳عیسی به ایشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، که تا بدن پسر انسان را نخورید و خون او را ننوشید، در خود حیات ندارید. ۵۴هر که بدن مرا بخورَد و خون مرا بنوشد، حیات جاویدان دارد، و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید.

یادبودها

قدیس یوحنا، شاگرد گریگوری دکاپولیتس (۸۲۰)

He entered monastic life when young and became a disciple of St Gregory of Decapolis (Nov. 20). In the days of the iconoclast heresy, he was privileged to be tortured along with his teacher St Gregory and St Joseph the Hymnographer (April 3) for their defense of the holy icons. When Gregory died, John became Abbot of the Decapolite monastery in Constantinople. He reposed in peace around 820; St Joseph buried him near St Gregory’s grave.

مقدس شهید یوحنا جدید یوآنینا (۱۵۲۶)

He moved as a young man to Constantinople to work as a craftsman. After the Turkish conquest of Constantinople, many Christians had denied Christ and embraced Islam. John spoke with many of these about the Faith and challenged them for their betrayal of Christ. Shamed and angered, some of them had him arrested, falsely stating that he had earlier accepted Islam and then returned to Christianity, which is punishable by death in Islamic law. He was tortured and cast into prison. When he was brought out for more torture on the day of Pascha, John came forward full of joy and singing ‘Christ is risen from the dead!’ To his torturers he cried, ‘Do what you will to me, and send me as quickly as possible from this transient life into life eternal. I am Christ’s servant; I follow Christ, and I die for Christ that I may live with Him.’ He has bound in chains and taken to be burned, but when he ran joyfully into the fire, his tormentors pulled him from the flames and beheaded him instead, then threw his head and body into the fire. Christians were able to gather a few of his wonderworking relics and bury them in the Great Church in Constantinople.