Orthodox Calendar

۳۰ آوریل ۲۰۲۶
پنجشنبه هفته سوم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۸.۲۶-۳۹ (رساله)

۲۶آنگاه فرشتۀ خداوند به فیلیپُس گفت: «برخیز و به سمت جنوب برو، به آن راه بیابانی که از اورشلیم به غزه می‌رود.» ۲۷پس برخاست و روانه شد، که در راه به خواجه‌سرایی حَبَشی برخورد که از بزرگان دربار ’کَنداکِه‘ ملکۀ حَبَشه و خزانه‌دار او بود، و برای عبادت به اورشلیم آمده بود. ۲۸او در بازگشت به وطن بر ارابۀ خویش نشسته بود و کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. ۲۹آنگاه روح به فیلیپُس گفت: «نزدیک برو و با آن ارابه همراه شو.» ۳۰فیلیپُس به سوی ارابه پیش دوید و شنید که خواجه‌سرای حَبَشی کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. پس به او گفت: «آیا آنچه می‌خوانی، می‌فهمی؟» ۳۱گفت: «چگونه می‌توانم بفهمم، اگر کسی رهنمایی‌ام نکند؟» پس از فیلیپُس خواهش کرد سوار شود و کنار او بنشیند. ۳۲بخشی از کتب مقدّس که می‌خواند، این بود: «همچون گوسفندی که برای ذبح می‌برند، و چون بره‌ای که نزد پشم‌چینان خود خاموش است، همچنان دهان نگشود. ۳۳در حقارتش، عدالت از او دریغ شد؛ چه کسی از نسل او سخن تواند گفت؟ زیرا حیات او از روی زمین منقطع گردید.» ۳۴خواجه‌سرا به فیلیپُس گفت: «تمنا دارم به من بگویی که نبی در اینجا از که سخن می‌گوید، از خود یا از شخصی دیگر؟» ۳۵پس فیلیپُس سخن آغاز کرد و از همان بخش از کتب مقدّس شروع کرده، دربارۀ عیسی به او بشارت داد. ۳۶همچنان که در راه پیش می‌راندند، به آبی رسیدند. خواجه‌سرا گفت: «بنگر، اینک آب مهیاست! آیا تعمید گرفتن مرا مانعی است؟» ۳۷[فیلیپُس گفت: «اگر با تمام دل ایمان آورده‌ای، مانعی نیست.» خواجه‌سرا گفت: «ایمان دارم که عیسی مسیح پسر خداست.»] ۳۸پس خواجه‌سرا دستور داد ارابه را نگاه دارند، و فیلیپُس و خواجه‌سرا، هر دو به آب درآمدند و فیلیپُس او را تعمید داد. ۳۹چون از آب بیرون آمدند، ناگاه روحِ خداوند فیلیپُس را برگرفت و برد و خواجه‌سرا دیگر او را ندید، ولی با شادی راه خود را در پیش گرفت.

یوحنا ۶.۴۰-۴۴ (انجیل)

۴۰زیرا ارادۀ پدر من این است که هر که به پسر بنگرد و به او ایمان آوَرَد، از حیات جاویدان برخوردار شود، و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید.» ۴۱آنگاه یهودیان دربارۀ او همهمه آغاز کردند، چرا که گفته بود «مَنَم آن نان که از آسمان نازل شده است.» ۴۲می‌گفتند: «مگر این مرد، عیسی پسر یوسف نیست که ما پدر و مادرش را می‌شناسیم؟ پس چگونه می‌گوید، ”از آسمان نازل شده‌ام“؟» ۴۳عیسی در پاسخ گفت: «با یکدیگر همهمه مکنید. ۴۴هیچ‌کس نمی‌تواند نزد من آید مگر آنکه پدری که مرا فرستاد او را جذب کند، و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید.

یادبودها

شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

شمعونِ مقدس اسقفِ شهرهای شاهیِ سلوکیه و تیسفون در ایران بود، در روزگار آزار بزرگی در پادشاهی شاپور دوم. مغانِ (زرتشتی)، که بر رشد ایمان در سرزمینشان رشک می‌بردند، و برخی از یهودیانِ ساکن ایران، شاه را برانگیخته بودند. شاه پیش از این نیز از اسقف مقدس ناخشنود بود: خواجهٔ او، اُستازان، که پنهانی مسیحی بود، مسیح را انکار کرده بود، اما چون شمعون او را سرزنش کرد، در برابر شاه به ایمان اقرار کرد و به همین سبب اعدام شد. در جمعهٔ مقدس سال ۳۴۳، شمعون همراه دست‌کم صد تن دیگر از خادمان کلیسا برای کشته شدن فرستاده شد. شمعون هر یک را به دلیری فراخواند، و خود آخرین کسی بود که کشته شد. یک سال بعد، باز در جمعهٔ مقدس، آزاد، خواجهٔ شاه، همراه شمار بسیاری از مؤمنان به خاطر مسیح اعدام شد.