Orthodox Calendar

۵ اکتبر ۲۰۲۵
یکشنبه هفدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید فوکاس، اسقف سینوپ (۱۰۲)
  • قابل احترام کوزما, بیابان‌نشین زوگرافو, کوه آتوس (۱۳۲۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۲۴.۳۶-۵۳ (انجیل ششم صبحگاهی)

۳۶هنوز در این باره گفتگو می‌کردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد!» ۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی می‌بینند. ۳۸به آنان گفت: «چرا این‌چنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به دل راه می‌دهید؟ ۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه می‌بینید من دارم!» ۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. ۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمی‌توانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟» ۴۲تکه‌ای ماهی بریان به او دادند. ۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد. ۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، می‌گفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد.» ۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدّس را درک کنند. ۴۶و به ایشان گفت: «نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر خواهد خاست، ۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود. ۴۸شما شاهدان این امور هستید. ۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.» ۵۰سپس ایشان را بیرون از شهر تا نزدیکی بِیت‌عَنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، برکتشان داد؛ ۵۱و در همان حال که برکتشان می‌داد از آنان جدا گشته، به آسمان برده شد. ۵۲ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند. ۵۳در آنجا پیوسته در معبد می‌ماندند و خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

دوم قرنتیان ۶.۱۶-۷.۱ (رساله)

۱۶و معبد خدا و بتها را چه سازگاری است؟ زیرا ما معبد خدای زنده‌ایم. چنانکه خدا می‌گوید: «بین آنها سکونت خواهم گزید و در میانشان راه خواهم رفت، و من خدای ایشان خواهم بود و آنان قوم من خواهند بود.» ۱۷پس، خداوند می‌گوید: «از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید. هیچ چیز نجس را لمس مکنید و من شما را خواهم پذیرفت.» ۱۸«من شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود، خداوندِ قادر مطلق می‌گوید.» ۱پس ای عزیزان، حال که این وعده‌ها از آنِ ما است، بیایید خود را از هر ناپاکیِ جسم و روح بزداییم و با ترس از خدا، تقدس را به کمال رسانیم.

لوقا ۵.۱-۱۱ (انجیل)

۱یک روز که عیسی در کنار دریاچۀ جِنیسارِت ایستاده بود و جمعیت از هر سو بر او ازدحام می‌کردند تا کلام خدا را بشنوند، ۲در کنار دریا دو قایق دید که صیادان از آنها بیرون آمده، مشغول شستن تورهایشان بودند. ۳پس بر یکی از آنها که متعلق به شَمعون بود سوار شد و از او خواست قایق را اندکی از ساحل دور کند. سپس خود بر قایق نشست و به تعلیم مردم پرداخت. ۴چون سخنانش به پایان رسید، به شَمعون گفت: «قایق را به جایی عمیق ببر، و تورها را برای صید ماهی در آب افکنید.» ۵شَمعون پاسخ داد: «استاد، همۀ شب را سخت تلاش کردیم و چیزی نگرفتیم. امّا چون تو می‌گویی، تورها را در آب خواهیم افکند.» ۶وقتی چنین کردند، آنقدر ماهی گرفتند که چیزی نمانده بود تورهایشان پاره شود! ۷از این رو، از دوستان خود در قایق دیگر به اشاره خواستند تا به یاری‌شان آیند. آنها آمدند و هر دو قایق را آنقدر از ماهی پر کردند که چیزی نمانده بود در آب فرو روند. ۸چون شَمعون پطرس این را دید، به پاهای عیسی افتاد و گفت: «ای خداوند، از من دور شو، زیرا مردی گناهکارم!» ۹چه خود و همراهانش از واقعۀ صید ماهی شگفت‌زده بودند. ۱۰یعقوب و یوحنا، پسران زِبِدی، نیز که همکار شَمعون بودند، همین حال را داشتند. عیسی به شَمعون گفت: «مترس، از این پس مردم را صید خواهی کرد.» ۱۱پس آنها قایقهای خود را به ساحل راندند و همه چیز را ترک گفته، از پی او روانه شدند.

یادبودها

کشیش‌شهید فوکاس، اسقف سینوپ (۱۰۲)

He was a zealous, wise and wonder-working bishop in his birthplace, Sinope, which lies on the southern shore of the Black Sea. For bringing many idolators to faith in Christ, he was hated by the pagans. He was arrested by the governor Africanus, subjected to various tortures,and finally scalded to death in a bath-house. He contested for the Faith during the reign of the Emperor Trajan.

قابل احترام کوزما, بیابان‌نشین زوگرافو, کوه آتوس (۱۳۲۳)

“Saint Cosmas came from Bulgaria where his devout parents provided him with a good education in Slavonic and Greek. They wanted him to marry but he was drawn by the love of Christ and, unknown to them, made his way to the Holy Mountain of Athos to become a monk at the Bulgarian monastery of Zographou. On the feast of the Annunciation at the Monastery of Vatopedi, he saw a woman among those serving in the Church and in the refectory, and he was grieved at first to observe this breach of the monastic rule, but overjoyed when he realized that it was the Mother of God who had appeared to him in this way.

“He was clothed in the holy angelic Habit and, after some time, was ordained priest. One day, as he was praying before the icon of the Mother of God, asking her with tears how to achieve his salvation, he heard a voice saying, ‘Let my servant withdraw to the desert outside the monastery.’ He was obedient to the will of God and, with the blessing of his Abbot, lived in silence from then on. Some years later, he was found worthy of the grace of discernment of thoughts and of beholding things happening elsewhere, as well as of other spiritual gifts. In the course of many years, he was the spiritual helper of a great number of monks. At the end of his life, Christ appeared to him saying that he would shortly have a great trial to endure from the Devil. Indeed, the prince of demons made his appearance next day with a host of his servants bewailing and bemoaning their inability to annihilate their great enemy Cosmas, who had held them in check for so long and gained possession, by his virtue, of the throne in Heaven that had once been Lucifer’s. Taking a heavy stick, the demon beat the Saint so violently that he left him half-dead. As God allowed, Saint Cosmas died in peace two days later, on 22 September 1323. When the fathers came from the monastery to bury him, the wild animals gathered round. They kept silent until the end of the service, but howled unusually loud as his body was covered with earth. Then having paid their respects, they made off into the wilderness. Forty days later, the monks came to take up the body of Saint Cosmas and translate it to the monastery, but it was no longer in the grave. Where it now is God alone knows.” (Synaxarion)