Orthodox Calendar

۲۰ ژانویه ۲۰۲۵
دوشنبه هفته سی‌ویکم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • مجمع قدیس یوحنای تعمیددهنده

یادبودها

  • مجمع قابل احترام و نامدار نبی, پیشرو و تعمیددهنده خداوند, یوحنا
  • شهید جدید آتاناسیوس آتالیا (۱۷۰۰)
  • پدر قابل احترام ما سِد, اسقف اِسِکس و رئیس دیر لاستینگهام (۶۶۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۹.۱-۸ (رساله, پیشرو)

۱و امّا هنگامی که آپولس در قُرِنتُس بود، پولس پس از گذر از نواحی مرتفع مرکزی، به اَفِسُس رسید. در آنجا شاگردانی چند یافت ۲و از ایشان پرسید: «آیا هنگامی که ایمان آوردید، روح‌القدس را یافتید؟» گفتند: «ما حتی نشنیده‌ایم که روح‌القدس هست.» ۳به ایشان گفت: «پس چه تعمیدی یافتید؟» گفتند: «تعمید یحیی.» ۴پولس گفت: «تعمید یحیی، تعمیدِ توبه بود. او به قوم می‌گفت به آن که پس از او می‌آمد ایمان بیاورند، یعنی به عیسی.» ۵چون این را شنیدند، در نام خداوندْ عیسی تعمید گرفتند. ۶و هنگامی که پولس دست بر آنان نهاد، روح‌القدس بر ایشان آمد، به گونه‌ای که به زبانهای غیر سخن گفتند و نبوّت کردند. ۷آن مردان، جملگی حدود دوازده تن بودند. ۸سپس پولس به کنیسه رفته، در آنجا سه ماه دلیرانه سخن می‌گفت و دربارۀ پادشاهی خدا مباحثه می‌کرد و دلایل قاطع می‌آورد.

عبرانیان ۱۱.۱۷-۲۳, ۲۷-۳۱ (رساله)

۱۷به ایمان بود که ابراهیم هنگامی که آزموده شد، اسحاق را به عنوان قربانی تقدیم کرد؛ و او که وعده‌ها را پذیرفته بود حاضر شد پسر یگانۀ خود را قربانی کند، ۱۸همان را که درباره‌اش گفته شده بود: «نسل تو از اسحاق خوانده خواهد شد.» ۱۹ابراهیم چنین اندیشید که خدا قادر است حتی مردگان را زنده کند، و می‌توان گفت که به نوعی اسحاق را از مرگ بازیافت. ۲۰به ایمان بود که اسحاق، یعقوب و عیسو را در خصوص امور آینده برکت داد. ۲۱به ایمان بود که یعقوب به هنگام مرگ، هر یک از پسران یوسف را برکت داد و در حالی که بر سر عصای خود تکیه زده بود، سَجده کرد. ۲۲به ایمان بود که یوسف چون به پایان عمر خود نزدیک شد، از خروج بنی‌اسرائیل سخن گفت و دربارۀ استخوانهای خود دستورهایی داد. ۲۳به ایمان بود که والدین موسی او را پس از تولّد به مدت سه ماه پنهان کردند، زیرا دیدند کودکی است بی‌نظیر؛ و از حکم پادشاه نهراسیدند. ۲۷به ایمان بود که او بی‌آنکه از خشم پادشاه بهراسد مصر را ترک گفت، زیرا آن نادیدنی را همواره در برابر چشمان خود داشت. ۲۸به ایمان بود که او پِسَخ و پاشیدن خون را به جا آورد تا هلاک‌کنندۀ نخست‌زادگان، بر نخست‌زادگان اسرائیل دست دراز نکند. ۲۹به ایمان بود که قوم از میان دریای سرخ همچون زمینی خشک گذشتند؛ امّا چون مصریان کوشیدند همان کار را انجام دهند، غرق شدند. ۳۰به ایمان بود که دیوارهای اَریحا پس از اینکه قوم هفت روز دور آن گشتند، فرو ریخت. ۳۱به ایمان بود که راحابِ فاحشه همراه با نامطیعان کشته نشد، زیرا جاسوسان را به‌سلامت پذیرا گردید.

یوحنا ۱.۲۹-۳۴ (انجیل, پیشرو)

۲۹فردای آن روز، یحیی چون عیسی را دید که به سویش می‌آید، گفت: «این است برۀ خدا که گناه از جهان برمی‌گیرد! ۳۰این است آن که درباره‌اش گفتم ”پس از من مردی می‌آید که بر من برتری یافته، زیرا پیش از من وجود داشته است.“ ۳۱من خود نیز او را نمی‌شناختم، امّا برای همین آمده‌ام و با آب تعمید داده‌ام که او بر اسرائیل ظاهر شود.» ۳۲پس یحیی شهادت داده، گفت: «روح را دیدم که چون کبوتری از آسمان فرود آمد و بر او قرار گرفت. ۳۳من خود نیز او را نمی‌شناختم، امّا همان که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم، مرا گفت: ”هر گاه دیدی روح بر کسی فرود آمد و بر او بمانْد، بدان همان است که با روح‌القدس تعمید خواهد داد.“ ۳۴و من دیده‌ام و شهادت می‌دهم که این است پسر خدا.»

مرقس ۹.۴۲-۱۰.۱ (انجیل)

۴۲«و هر که سبب شود یکی از این کوچکان که به من ایمان دارند لغزش خورَد، او را بهتر آن می‌بود که سنگ آسیابی بزرگ به گردنش بیاویزند و به دریا افکنند! ۴۳اگر دستت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن. زیرا تو را بهتر آن است که علیل به حیات راه یابی تا آنکه با دو دست به دوزخ روی، به آتشی که هرگز خاموش نمی‌شود. [ ۴۴جایی که کرم آنها نمی‌میرد و آتش خاموشی نمی‌پذیرد.] ۴۵و اگر پایت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن. زیرا تو را بهتر آن است که لنگ به حیات راه یابی، تا آنکه با دو پا به دوزخ افکنده شوی. ۴۶[جایی که کِرم آنها نمی‌میرد و آتش خاموشی نمی‌پذیرد.] ۴۷و اگر چشمت تو را می‌لغزاند، آن را به در آر، زیرا تو را بهتر آن است که با یک چشم به پادشاهی خدا راه یابی، تا آنکه با دو چشم به دوزخ افکنده شوی، ۴۸جایی که «”کِرم آنها نمی‌میرد و آتش خاموشی نمی‌پذیرد.“ ۴۹«زیرا همه با آتش نمکین خواهند شد. ۵۰نمک نیکوست، امّا اگر خاصیتش را از دست بدهد، چگونه می‌توان آن را نمکین ساخت؟ شما نیز در خود نمک داشته باشید و با یکدیگر در صلح و صفا به سر برید.» ۱عیسی آن مکان را ترک کرد و به نواحی یهودیه و آن سوی رود اردن رفت. دیگر بار جماعتها نزد او گرد آمدند، و او بنا به روال همیشۀ خود، به آنها تعلیم می‌داد.

یادبودها

مجمع قابل احترام و نامدار نبی, پیشرو و تعمیددهنده خداوند, یوحنا

On the day after a great Feast we usually honor the servant of the Mystery; today we honor him who baptized the Lord: the blessed Forerunner, “greatest of the Prophets, most noble of those born of women, voice of the Word, herald of Grace, swallow presaging the spiritual spring, torch and beacon of the divine Light, spiritual dawn announcing the Sun of Righteousness, and as terrestrial angel and celestial man, stationed at the border of heaven and earth, uniting the Old and the New Testaments” (Synaxarion).

شهید جدید آتاناسیوس آتالیا (۱۷۰۰)

A native of Attalia, he lived in Smyrna. Once he unguardedly spoke the opening words of the Muslim confession of faith, “There is no god but God.” Hearing this, some Turks immediately surrounded him and took him to the court, claiming that he had embraced Islam. This he vehemently denied, assuring them that he was a Christian and that the words he had spoken would be unremarkable to any Christian. He was thrown into prison as an apostate and, after a sham trial, beheaded. His body was thrown to the dogs, but the usually voracious animals refused to touch his body, and it was removed by some pious Christians and given honorable burial.

پدر قابل احترام ما سِد, اسقف اِسِکس و رئیس دیر لاستینگهام (۶۶۴)

He and his brother Chad (Mar. 2) were from an English family, educated under Saint Aidan (Aug. 31) of Lindisfarne. Both brothers entered monastic life at Lindisfarne and later became bishops. Cedd travelled as an evangelist among the people of Essex, where Saint Finan (Feb. 17) consecrated him to be their first bishop. He founded two monasteries in Essex, one of whose churches still stands; he built yet another monastery at Lastingham in Yorkshire, where he lived until his repose. He spoke both Irish and Anglo-Saxon, and served as a translator for the Irish at the Synod of Whitby in 664. He reposed at Lastingham not long after the Synod.