Orthodox Calendar

۲ اوت ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته نهم بعد از پنطیکاست

روزه رقاد والده خدا

یادبودها

  • انتقال ذخایر نخستین شهید استفان
  • کشیش‌شهید استفان, پاپ روم (۲۵۷), و کسانی که با او
  • مبارک باسیل مسکو, دیوانه-برای-مسیح (۱۵۵۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۳.۴-۱۴.۵ (رساله)

۴محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمی‌برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد. ۵رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمی‌جوید؛ به آسانی خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد؛ ۶محبت از بدی مسرور نمی‌شود، امّا با حقیقت شادی می‌کند. ۷محبت با همه چیز مدارا می‌کند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه حال پایداری می‌کند. ۸محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد. ۹زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛ ۱۰امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت. ۱۱آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم. ۱۲آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فرا خواهد رسید که به کمال خواهم شناخت، چنانکه به کمال نیز شناخته شده‌ام. ۱۳و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است. ۱طریق محبت را پیروی کنید و با اشتیاق تمام در پی تجلیات روح باشید، بخصوص اینکه نبوّت کنید. ۲زیرا آن که به زبانِ غیر سخن می‌گوید، نه با انسانها بلکه با خدا سخن می‌گوید. زیرا هیچ‌کس سخنش را درک نمی‌کند؛ او به واسطۀ روح، رازها را بیان می‌کند. ۳امّا آن که نبوّت می‌کند، با انسانهای دیگر برای بنا، تشویق و تسلی‌شان سخن می‌گوید. ۴آن که به زبانِ غیر سخن می‌گوید خود را بنا می‌کند، امّا آن که نبوّت می‌کند باعث بنای کلیسا می‌شود. ۵آرزوی من این است که همۀ شما به زبانهای غیر سخن بگویید، امّا بیشتر می‌خواهم که نبوّت کنید. آن که نبوّت می‌کند، بزرگتر است از آن که به زبانهای غیر سخن می‌گوید، مگر اینکه ترجمه کند تا باعث بنای کلیسا شود.

متی ۲۰.۱-۱۶ (انجیل)

۱«زیرا پادشاهی آسمان صاحب باغی را می‌ماند که صبح زود بیرون رفت تا برای تاکستان خود کارگرانی به مزد بگیرد. ۲او با آنان توافق کرد که روزی یک دینار بابت کار در تاکستان به هر یک بپردازد. سپس ایشان را به تاکستان خود فرستاد. ۳نزدیک ساعت سوّم دوباره بیرون رفت و عده‌ای را در میدان شهر بی‌کار ایستاده دید. ۴به آنان نیز گفت: ”شما هم به تاکستان من بروید و آنچه حق شماست به شما خواهم داد.“ ۵پس آنها نیز رفتند. باز نزدیک ساعت ششم و نهم بیرون رفت و چنین کرد. ۶در حدود ساعت یازدهم نیز بیرون رفت و باز چند تن دیگر را بی‌کار ایستاده دید. از آنان پرسید: ”چرا تمام روز در اینجا بی‌کار ایستاده‌اید؟“ ۷پاسخ دادند: ”چون هیچ‌کس ما را به مزد نگرفت.“ به آنان گفت: ”شما نیز به تاکستان من بروید و کار کنید.“ ۸هنگام غروب، صاحب تاکستان به مباشر خود گفت: ”کارگران را فرا خوان و از آخرین شروع کرده تا به اوّلین، مزدشان را بده.“ ۹کارگرانی که در حدود ساعت یازدهم به سرِ کار آمده بودند، هر کدام یک دینار گرفتند. ۱۰چون نوبت به کسانی رسید که پیش از همه آمده بودند، گمان کردند که بیش از دیگران خواهند گرفت. امّا هر یک از آنان نیز یک دینار دریافت کردند. ۱۱چون مزد خود را گرفتند، لب به شکایت گشوده، به صاحب باغ گفتند: ۱۲”اینان که آخر آمدند فقط یک ساعت کار کردند و تو آنان را با ما که تمام روز زیر آفتاب سوزان زحمت کشیدیم، برابر ساختی!“ ۱۳او رو به یکی از آنان کرد و گفت: ”ای دوست، من به تو ظلمی نکرده‌ام. مگر قرار ما یک دینار نبود؟ ۱۴پس حق خود را بگیر و برو! من می‌خواهم به این آخری مانند تو مزد دهم. ۱۵آیا حق ندارم با پول خود آنچه می‌خواهم بکنم؟ آیا چشم دیدن سخاوت مرا نداری؟“ ۱۶پس، آخرینها اوّلین خواهند شد و اوّلینها آخرین!»

یادبودها

انتقال ذخایر نخستین شهید استفان

After the First Martyr Stephen was stoned to death, his body was left for the dogs; but his teacher Gamaliel had his body secretly taken to a place outside Jerusalem and buried by night. About the year 427, a Fr Lucian, the parish priest near the place, was told in a dream where the relics of the Protomartyr were buried. He told Patriarch John of Jerusalem, and they went together to the place revealed. Digging there they found a box labeled with the word “Stephen” in Aramaic letters. They took the sacred relics to Jerusalem in solemn procession.

کشیش‌شهید استفان, پاپ روم (۲۵۷), و کسانی که با او

As Bishop of Rome from 254 to 257, he battled the Novatian heresy. By his prayers he once healed Lucilla, the daughter of the Roman tribune Nemesius; for this both father and daughter were baptized into Christ. Saint Stephen and twelve of his priests were beheaded during a celebration of the Liturgy, during the reign of Valerian.

مبارک باسیل مسکو, دیوانه-برای-مسیح (۱۵۵۲)

At the age of sixteen, he took up the podvig of folly for Christ, in which he continued for seventy-two years, living to the age of eighty-eight. He was homeless, barefood and dressed in tatters, wandering the streets of Moscow. Though mocked by many, he spoke to strangers of their secret sins, rebuked nobles for their hard-heartedness, and slowly became known as a Saint. Tsar Ivan and the Metropolitan of Moscow attended his funeral. He was buried in the church in Moscow that now bears his name.