Orthodox Calendar

۳۰ ژوئیه ۲۰۲۸
یکشنبه هشتم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • رسولان سیلاس و سیلوانوس از هفتاد
  • کشیش‌شهید پولیخرونیوس, اسقف بابل, و کسانی که با او (۲۵۱)
  • قابل احترام آنجلینا, شاهدخت آلبانی

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

اول قرنتیان ۱.۱۰-۱۸ (رساله)

۱۰ای برادران، به نام خداوند ما عیسی مسیح از شما تمنا دارم که با هم توافق داشته باشید و در میان شما تفرقه نباشد، بلکه در اندیشه و رأی با هم متحد باشید. ۱۱زیرا ای برادرانِ من، اهل خانۀ خْلوئه به من خبر داده‌اند که در میان شما جدالهاست. ۱۲مقصود اینکه یکی از شما می‌گوید، «من به پولس تعلق دارم»؛ دیگری می‌گوید، «من متعلق به آپولس هستم»؛ یکی می‌گوید، «من به کیفا تعلق دارم»؛ و دیگری، که «من از آنِ مسیح هستم.» ۱۳آیا مسیح تقسیم شده است؟ آیا پولس بود که برای شما بر صلیب شد؟ و آیا به نام پولس تعمید گرفتید؟ ۱۴خدا را شکر می‌کنم که به‌جز کْریسپوس و گایوس، هیچ‌کس دیگر از شما را تعمید ندادم، ۱۵تا کسی نتواند بگوید به نام من تعمید یافتید. ۱۶البته خانوادۀ اِستِفاناس را نیز تعمید دادم؛ ولی به یاد ندارم کسی دیگر را تعمید داده باشم. ۱۷زیرا مسیح مرا نفرستاد تا تعمید دهم بلکه تا بشارت رسانم، ولی نه با حکمت سخنوری، مبادا قدرت صلیب مسیح بی‌اثر گردد. ۱۸زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک می‌شوند جهالت است، امّا برای ما که نجات می‌یابیم قدرت خداست.

متی ۱۴.۱۴-۲۲ (انجیل)

۱۴چون عیسی از قایق پیاده شد، جمعیتی بی‌شمار دید و دلش بر حال آنان به‌رحم آمده، بیمارانشان را شفا بخشید. ۱۵نزدیک غروب، شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «اینجا مکانی است دورافتاده، و دیروقت نیز هست. مردم را روانه کن تا به روستاهای اطراف بروند و برای خود خوراک بخرند.» ۱۶عیسی به آنان گفت: «نیازی نیست مردم بروند. شما خود به ایشان خوراک دهید.» ۱۷شاگردان گفتند: «در اینجا چیزی جز پنج نان و دو ماهی نداریم.» ۱۸عیسی گفت: «آنها را نزد من بیاورید.» ۱۹سپس به مردم فرمود تا بر سبزه‌ها بنشینند. آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت و به آسمان نگریسته، برکت داد. سپس نانها را پاره کرد و به شاگردان داد و آنان نیز به مردم دادند. ۲۰همه خوردند و سیر شدند و از خرده‌های باقی‌مانده، دوازده سبدِ پُر برگرفتند. ۲۱شمار خورندگان، به‌جز زنان و کودکان، پنج هزار مرد بود. ۲۲عیسی بی‌درنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص می‌کرد، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند.

یادبودها

رسولان سیلاس و سیلوانوس از هفتاد

St Silas was a companion and fellow-worker of the Apostle Paul (see Acts 15). He became Bishop of Corinth and reposed in peace. St Silvanus became Bishop of Thessalonica and reposed in peace. St Crescens, mentioned by St Paul in 2 Timothy 4:10, became Bishop of Chalcedon. St Epenetus, praised by St Paul in Romans 16:5 as “my well-beloved Epenetus, the first-fruits of Achaia” (that is the first Christian from the Greek land) became Bishop of Carthage. St Andronicus and his fellow-worker Junia are also commemorated May 17.

کشیش‌شهید پولیخرونیوس, اسقف بابل, و کسانی که با او (۲۵۱)

“When the Emperor Decius conquered Babylon, he arrested Polychronius, together with three priests, two deacons and two baptised princes, Eudin and Senis. Polychronius would make no reply before the Emperor, but kept silent, while St Parmenius, one of the priests, spoke for them all. The Emperor took the bishop and priests to Persia, to the city of Kordoba, and had them beheaded with an axe, but he took the princes with him to Rome, threw them first to the wild beasts and then had them slain with the sword. They all suffered with honour in 251.” (Prologue)

قابل احترام آنجلینا, شاهدخت آلبانی

She was the daughter of Scanderbeg, Albania’s national hero. She married Stefan, Prince of Serbia, a kinsman of Scanderbeg who sought refuge in his court. Stefan, a gentle, God-fearing man, had been blinded by the Turkish Sultan. Princess Angelina, loving him despite his loss of his vision and his worldly kingdom, married him with her father’s blessing. Together they had two sons, George and John. When their sons were grown, Albania was ravaged by an invasion of the Turks. Stefan, with Angelina and their sons, fled to Italy, where they lived until his repose in 1468. The widowed Angelina buried her husband in his Serbian homeland and devoted her remaining years to good works. Her elder son George gave up his princely title and entered monastic life. John married but died without children in 1503. When Angelina had outlived her two sons as well as her husband she too entered monastic life. She was buried with her sons at Krušedol monastery in northern Serbia. There her miracle-working relics are venerated to this day, and a service is held each year in her memory. She, her husband and her two sons are all glorified as saints of the Church.