Orthodox Calendar

۳۰ آوریل ۲۰۲۸
یکشنبه سوم پاسخا

بدون روزه

اعیاد

  • زنان حامل مر
  • رسول مقدس یعقوب، برادر قدیس یوحنا

یادبودها

  • رسول مقدس یعقوب, برادر قدیس یوحنا الهیدان (۴۵)
  • قدیس ایگناتیوس (بریانچانینوف), اسقف استاوروپول و قفقاز (۱۸۶۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

یعقوب ۱.۱-۱۲ (نماز شامگاهی, قدیس یعقوب)

۱از یعقوب، غلامِ خدا و عیسی مسیح خداوند، به دوازده قبیله که در جهان پراکنده‌اند. سلام! ۲ای برادرانِ من، هر گاه با آزمایشهای گوناگون روبه‌رو می‌شوید، آن را کمال شادی بینگارید! ۳زیرا می‌دانید گذشتن ایمان شما از بوتۀ آزمایشها، پایداری به بار می‌آورد. ۴امّا بگذارید پایداری کار خود را به کمال رساند تا بالغ و کامل شوید و چیزی کم نداشته باشید. ۵اگر از شما کسی بی‌بهره از حکمت است، درخواست کند از خدایی که سخاوتمندانه و بدون ملامت به همه عطا می‌کند، و به وی عطا خواهد شد. ۶امّا با ایمان درخواست کند و هیچ تردید به خود راه ندهد، زیرا کسی که تردید دارد، چون موج دریاست که با وزش باد به هر سو رانده می‌شود. ۷چنین‌کس نپندارد که از خداوند چیزی خواهد یافت، ۸زیرا شخصی است دو دل و در تمامی رفتار خویش ناپایدار. ۹برادرِ حقیر به منزلت والای خود فخر کند، ۱۰امّا ثروتمند به حقارت خود، زیرا همچون گُلِ صحرا در گذر است. ۱۱همان‌گونه که خورشید با گرمای سوزان خود طلوع کرده، علف را می‌خشکاند و گُلَش فرو می‌ریزد و زیبایی‌اش محو می‌شود، ثروتمند نیز در حین کسب و کار، پژمرده و محو خواهد شد. ۱۲خوشا به حال آن که در آزمایشها پایداری نشان می‌دهد، زیرا چون از بوتۀ آزمایش سربلند بیرون آید، آن تاج حیات را خواهد یافت که خدا به دوستداران خویش وعده فرموده است.

یعقوب ۱.۱۳-۲۷ (نماز شامگاهی, قدیس یعقوب)

۱۳هیچ‌کس چون وسوسه می‌شود، نگوید: «خداست که مرا وسوسه می‌کند،» زیرا خدا با هیچ بدی وسوسه نمی‌شود، و کسی را نیز وسوسه نمی‌کند. ۱۴هنگامی که کسی وسوسه می‌شود، هوای نَفْس خودِ اوست که او را می‌فریبد و به دام می‌افکند. ۱۵هوای نَفْس که آبستن شود، گناه می‌زاید و گناه نیز چون به ثمر رسد، مرگ به بار می‌آورد. ۱۶برادرانِ عزیز من، فریفته مشوید! ۱۷هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، نازل شده از پدر نورها که در او نه تغییری است و نه سایۀ ناشی از دگرگونی. ۱۸او چنین اراده فرمود که ما را با کلام حق تولید کند تا همچون نوبرِ آفریده‌های او باشیم. ۱۹برادران عزیز من، توجه کنید: هر کس باید در شنیدنْ تند باشد، در گفتنْ کُند و در خشمْ آهسته! ۲۰زیرا خشمِ آدمی پارسایی مطلوب خدا را به بار نمی‌آورد. ۲۱پس هر گونه پلیدی و هر فزونی بدخواهی را از خود دور کنید و با حلم، کلامی را که در شما نشانده شده و می‌تواند جانهای شما را نجات بخشد، بپذیرید. ۲۲به‌جای‌آورندۀ کلام باشید، نه فقط شنوندۀ آن؛ خود را فریب مدهید! ۲۳زیرا هر کس که کلام را می‌شنود امّا به آن عمل نمی‌کند، به کسی مانَد که در آینه به چهرۀ خود می‌نگرد ۲۴و خود را در آن می‌بیند، امّا تا از برابر آن دور می‌شود، از یاد می‌برد که چگونه سیمایی داشته است. ۲۵امّا آن که به شریعتِ کامل که شریعت آزادی است چشم دوخته، آن را از نظر دور نمی‌دارد، و شنوندۀ فراموشکار نیست بلکه به‌جای‌آورنده است، او در عمل خویش خجسته خواهد بود. ۲۶آن که خود را دیندار بداند، امّا مهارِ زبان خود را نداشته باشد، خویشتن را می‌فریبد و دیانتش باطل است. ۲۷دینداریِ پاک و بی‌لکه در نظر پدرِ ما خدا، آن است که یتیمان و بیوه‌زنان را به وقت مصیبت دستگیری کنیم و خود را از آلایِش این دنیا دور بداریم.

یعقوب ۲.۱-۱۳ (نماز شامگاهی, قدیس یعقوب)

۱برادران من، ایمانِ شما به عیسی مسیح، خداوند پرجلالمان، با تبعیض همراه نباشد. ۲اگر کسی با انگشتریِ زرین و جامۀ فاخر به مجلس شما درآید و فقیری نیز با جامۀ ژنده وارد شود، ۳و شما به آن که جامۀ فاخر در بر دارد توجه خاص نشان دهید و به او بگویید: «در این جای نیکو بنشین،» امّا فقیر را بگویید: «همان جا بایست!» و یا: «اینجا پیش پاهای من بر زمین بنشین،» ۴آیا در میان خود تبعیض قائل نشده و با اندیشۀ بد قضاوت نکرده‌اید؟ ۵برادران عزیز، گوش فرا دهید! مگر خدا فقیران این جهان را برنگزیده تا در ایمان دولتمند باشند و پادشاهی‌ای را به میراث یابند که او به دوستدارانِ خود وعده فرموده است؟ ۶امّا شما به فقیر بی‌حرمتی روا داشته‌اید. آیا دولتمندان نیستند که بر شما ستم روا می‌دارند و شما را به محکمه می‌کشند؟ ۷آیا ایشان نیستند که به آن نام شریف که بر شما نهاده شده، کفر می‌گویند؟ ۸اگر براستی شریعت شاهانه را مطابق با این گفتۀ کتاب به جای آورید که می‌فرماید: «همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت کن،» کارِ نیکو کرده‌اید. ۹امّا اگر تبعیض قائل شوید، گناه کرده‌اید و شریعت، شما را چون افرادی قانون‌شکن، محکوم می‌کند. ۱۰زیرا اگر کسی تمام شریعت را نگاه دارد امّا در یک مورد بلغزد، مجرم به شکستن تمام شریعت است. ۱۱چه، او که گفت: «زنا مکن،» همچنین گفته است: «قتل مکن.» پس هرچند زنا نکنی، امّا اگر قتل کنی، شریعت را شکسته‌ای. ۱۲پس همچون کسانی سخن گویید و عمل کنید که می‌دانند بر پایۀ شریعتِ آزادی، بر آنها داوری خواهد شد، ۱۳زیرا داوری نسبت به آن که رحم نکرده باشد، بی‌رحم خواهد بود. امّا رحم بر داوری پیروز خواهد شد!

مرقس ۱۶.۹-۲۰ (انجیل سوم صبحگاهی)

۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. ۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد. ۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند. ۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع می‌رفتند، ظاهر شد. ۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند. ۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بی‌ایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند. ۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. ۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. ۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت ۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.» ۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. ۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه می‌کردند، و خداوند با ایشان عمل می‌کرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت می‌نمود.

اعمال رسولان ۶.۱-۷ (رساله)

۱در آن ایام که شمار شاگردان فزونی می‌یافت، یهودیانِ یونانی‌زبان از یهودیانِ عبرانی‌زبان گِلِه کردند که بیوه‌زنانِ ایشان از جیرۀ روزانۀ غذا بی‌بهره می‌مانند. ۲پس آن دوازده رسول، جماعتِ شاگردان را فرا خواندند و گفتند: «شایسته نیست که ما برای غذا دادن به مردم، از خدمتِ کلام خدا غافل مانیم. ۳پس ای برادران، از میان خود هفت تن نیک‌نام را که پر از روح و حکمت باشند برگزینید تا آنان را بر این کار بگماریم ۴و ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.» ۵این سخن همگان را پسند آمد. پس استیفان را که مردی پر از ایمان و روح‌القدس بود، به اتفاق فیلیپُس، پْروخُروس، نیکانور، تیمون، پَرمیناس و نیکولائوس، که از یهودی‌شدگان اَنطاکیه بود، برگزیدند. ۶این مردان را نزد رسولان حاضر کردند و رسولان دعا کرده، بر ایشان دست گذاشتند. ۷پس نشر کلام خدا ادامه یافت و شمار شاگردان در اورشلیم به‌سرعت فزونی گرفت و جمعی کثیر از کاهنان نیز مطیع ایمان شدند.

اعمال رسولان ۱۲.۱-۱۱ (رساله, قدیس یعقوب)

۱در آن زمان، هیرودیسِ پادشاه دست ستم بر برخی از افراد کلیسا دراز کرد. ۲به دستور او یعقوب برادر یوحنا را به شمشیر کشتند. ۳و چون دید این کار یهودیان را خشنود ساخت، گامی فراتر برداشت و پطرس را نیز گرفتار کرد. این در ایام عید فَطیر رخ داد. ۴هیرودیس پس از گرفتار کردن پطرس، او را به زندان انداخت و چهار دستۀ چهار نفری را به نگهبانی او برگماشت. و بر آن بود که پس از عید پِسَخ، او را در برابر همگان محاکمه کند. ۵پس پطرس را در زندان نگاه داشتند، امّا کلیسا با جدیّتِ تمام نزد خدا برای او دعا می‌کرد. ۶شبِ قبل از روزی که هیرودیس قصد داشت پطرس را به محاکمه بکِشد، او به دو زنجیر بسته و میان دو سرباز خفته بود، و نگهبانان نیز مقابل درِ زندان پاس می‌دادند. ۷ناگاه فرشتۀ خداوند ظاهر شد و نوری در درون زندان درخشید. فرشته به پهلوی پطرس زد و او را بیدار کرده، گفت: «زود برخیز!» در دم زنجیرها از دستهایش فرو افتاد. ۸فرشته به او گفت: «کمرت را ببند و کفش به پا کن.» پطرس چنین کرد. سپس فرشته به او گفت: «ردایت را بر خود بپیچ و از پی من بیا.» ۹پس پطرس از پی او از زندان بیرون رفت. امّا باور نمی‌کرد که آنچه فرشته انجام می‌دهد، واقعی است، بلکه گمان می‌کرد رؤیا می‌بیند. ۱۰آنها از نگهبانان اوّل و دوّم گذشتند و به دروازۀ آهنینی رسیدند که رو به شهر باز می‌شد. دروازه خود به خود مقابل ایشان گشوده شد. پس بیرون رفتند و چون به انتهای کوچه رسیدند، ناگاه فرشته ناپدید شد. ۱۱آنگاه پطرس به خود آمد و گفت: «اکنون دیگر یقین دارم که خداوند فرشتۀ خود را فرستاده و مرا از چنگ هیرودیس و آنچه قوم یهود در انتظارش بودند، رهانیده است.»

مرقس ۱۵.۴۳-۱۶.۸ (انجیل)

۴۳یوسف نامی از مردم رامَه، که عضوی محترم از شورای یهود بود و انتظار پادشاهی خدا را می‌کشید، شجاعانه نزد پیلاتُس رفت و جسد عیسی را طلب کرد. ۴۴پیلاتُس که باور نمی‌کرد عیسی بدین زودی درگذشته باشد، فرماندۀ سربازان را فرا خواند تا ببیند عیسی جان سپرده است یا نه. ۴۵چون از او دریافت که چنین است، جسد عیسی را به یوسف سپرد. ۴۶یوسف نیز پارچه‌ای کتانی خرید و جسد را از صلیب پایین آورده، در کتان پیچید و در مقبره‌ای که در صخره تراشیده شده بود، نهاد. سپس سنگی جلوی دهانۀ مقبره غلتانید. ۴۷مریم مَجدَلیّه و مریم، مادر یوشا، دیدند که عیسی کجا گذاشته شد. ۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

لوقا ۵.۱-۱۱ (انجیل, قدیس یعقوب)

۱یک روز که عیسی در کنار دریاچۀ جِنیسارِت ایستاده بود و جمعیت از هر سو بر او ازدحام می‌کردند تا کلام خدا را بشنوند، ۲در کنار دریا دو قایق دید که صیادان از آنها بیرون آمده، مشغول شستن تورهایشان بودند. ۳پس بر یکی از آنها که متعلق به شَمعون بود سوار شد و از او خواست قایق را اندکی از ساحل دور کند. سپس خود بر قایق نشست و به تعلیم مردم پرداخت. ۴چون سخنانش به پایان رسید، به شَمعون گفت: «قایق را به جایی عمیق ببر، و تورها را برای صید ماهی در آب افکنید.» ۵شَمعون پاسخ داد: «استاد، همۀ شب را سخت تلاش کردیم و چیزی نگرفتیم. امّا چون تو می‌گویی، تورها را در آب خواهیم افکند.» ۶وقتی چنین کردند، آنقدر ماهی گرفتند که چیزی نمانده بود تورهایشان پاره شود! ۷از این رو، از دوستان خود در قایق دیگر به اشاره خواستند تا به یاری‌شان آیند. آنها آمدند و هر دو قایق را آنقدر از ماهی پر کردند که چیزی نمانده بود در آب فرو روند. ۸چون شَمعون پطرس این را دید، به پاهای عیسی افتاد و گفت: «ای خداوند، از من دور شو، زیرا مردی گناهکارم!» ۹چه خود و همراهانش از واقعۀ صید ماهی شگفت‌زده بودند. ۱۰یعقوب و یوحنا، پسران زِبِدی، نیز که همکار شَمعون بودند، همین حال را داشتند. عیسی به شَمعون گفت: «مترس، از این پس مردم را صید خواهی کرد.» ۱۱پس آنها قایقهای خود را به ساحل راندند و همه چیز را ترک گفته، از پی او روانه شدند.

یادبودها

رسول مقدس یعقوب, برادر قدیس یوحنا الهیدان (۴۵)

“The son of Zebedee and brother of John, he was one of the Twelve. At the call of the Lord Jesus, he left his fishing nets and his father and, together with John, immediately followed Christ. He was one of the three apostles to whom the Lord revealed the greatest mysteries: before whom He was transfigured on Tabor and before whom He was in agony in the Garden of Gethsemane before His Passion. After receiving the Holy Spirit, he preached the Gospel in various places, going as far as Spain. On his return from Spain, a violent quarrel broke out between the Jews and himself on the Holy Scriptures, and, being unable to withstand him, they hired a magician, Hermogenes. But Hermogenes and Philip his pupil were overcome by the power and truth that James preached, and were baptised. Then the Jews denounced him to Herod, and persuaded one Josias to slander the Apostle. This Josias, seeing James’s manly bearing and hearing his clear preaching of the truth, repented and came to faith in Christ. When James was condemned to death, this Josias was also condemned. Mounting the scaffold, Josias begged James’s forgiveness for the sin of slander, and James embraced him, kissing him and saying: ‘peace be to thee, and forgiveness.’ And they both laid their heads under the sword and were beheaded for the sake of the Lord whom they had loved and served. St James suffered in Jerusalem in the year 45. His body was taken to Spain, where to this day miracles of healing are performed at his tomb.” (Prologue)

His relics are venerated at his shrine in Compostela, Spain.

قدیس ایگناتیوس (بریانچانینوف), اسقف استاوروپول و قفقاز (۱۸۶۷)

He was born in 1807 into Russian aristocracy — his father was a wealthy provincial gentleman. From a very early age he felt strongly called to monastic life, but at that time it was almost unheard of for a nobleman to take such a path, and Dimitri (as he was called in baptism) entered the Pioneer Military School in St Petersburg. There he distinguished himself, and even attracted the attention of Grand Duke Nicholas Pavlovich, an event which would profoundly affect his later life.

Despite his excellent record at the academy, young Dimitri still longed only for the things of God. In 1827 he graduated from the school and was commissioned as an officer in the army, but soon fell critically ill, and was granted a discharge. This proved to be providential: when he recovered his health, he immediately became a novice, living at several different monasteries and coming under the spiritual care of Starets Leonid, one of the celebrated fathers of the Optina monastery. In 1821 he took his monastic vows and received the name Ignatius. Soon afterwards he was ordained to the priesthood.

Soon after the newly-professed Fr Ignatius had entered the seclusion that he sought, Tsar Nicholas I — the former Grand Duke Nicholas — visited the Pioneer Military School and asked what had become of the promising cadet he had met a few years before. When the Tsar learned that the former Dimitri was now a monk, he sought him out, had him elevated to the rank of Archimandrite (at age 26!) and made him Superior of the St Sergius Monastery in St Petersburg. Tsar Nicholas instructed him to make the monastery a model for all Russian religious communities. Though he had desired only a life of solitude and prayer, the new Archimandrite devoted himself conscientiously to fulfilling the Tsar’s charge. The monastery did in fact become a kind of standard for Russian monasticism, and its abbot acquired many spiritual children, not only among his monks but among the laity in the capital.

After twenty-four years as superior of the monastery, St Iganatius was elevated to the episcopate in 1857, first as Bishop of Stavropol, then as Bishop of Kavkaz. Only four years later (aged 54) he resigned and spent the rest of his life in reclusion at the Nicolo-Babaevsky Monastery in the diocese of Kostromo. There he continued the large body of spiritual writings for which he is well known. His printed Works fills five volumes; of these, at least two major works have been translated into English: On the Prayer of Jesus and The Arena: an offering to contemporary monasticism. Both are gems of spiritual writing, profitable to every serious Orthodox Christian.

St Ignatius reposed in peace in 1867. He was glorified in 1988 by the Moscow Patriarchate, during the millennial celebrations in that year. Saints Andrei Rublev, Xenia of Petersburg, Theophan the Recluse and others were glorified in the same observances.