Orthodox Calendar

۲۹ آوریل ۲۰۲۸
شنبه هفته دوم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • نه شهید در کیزیکوس
  • قدیس باسیل, اسقف اوسترُگ در مونته‌نگرو (صربستان) (۱۶۷۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۵.۲۱-۳۳ (رساله)

۲۱پس سحرگاهان بنا بر آنچه بدیشان گفته شده بود به معبد درآمدند و به تعلیم مردم پرداختند. چون کاهن اعظم و همکارانش آمدند، اهل شورا و تمامی مشایخ اسرائیل را فرا خواندند و کسانی فرستادند تا رسولان را از زندان بیاورند. ۲۲امّا چون مأموران وارد زندان شدند، رسولان را نیافتند. پس بازگشته، خبر دادند که ۲۳«درهای زندان محکم بسته بود و نگهبانان نیز مقابل درها ایستاده بودند. ولی چون درها را گشودیم، هیچ‌کس را در زندان نیافتیم.» ۲۴با شنیدن این خبر، فرماندۀ نگهبانانِ معبد و سران کاهنان حیران مانده، به فکر فرو رفتند که «عاقبت این کار چه خواهد شد؟» ۲۵در این هنگام، کسی آمد و به آنها خبر داده، گفت: «آنها که به زندانشان افکنده بودید، اکنون در معبد ایستاده‌اند و مردم را تعلیم می‌دهند.» ۲۶پس فرماندۀ نگهبانانِ معبد با مأموران رفتند و رسولان را آوردند، لیکن نه به اجبار، زیرا بیم داشتند مردم سنگسارشان کنند. ۲۷چون رسولان را آوردند، ایشان را در برابر شورا به پا داشتند. آنگاه کاهن اعظم از ایشان پرسید: ۲۸«مگر شما را منعِ اکید نکردیم که دیگر به این نام تعلیم ندهید؟ ولی شما اورشلیم را با تعلیم خود پر ساخته‌اید و می‌خواهید خون این مرد را به گردن ما بیندازید.» ۲۹پطرس و رسولان دیگر پاسخ دادند: «خدا را باید بیش از انسان اطاعت کرد. ۳۰خدای پدران ما، همان عیسی را که شما بر صلیب کشیده، کشتید، از مردگان برخیزانید ۳۱و او را به دست راست خود بالا برده، سرور و نجات‌دهنده ساخت تا قوم اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بخشد. ۳۲و ما شاهدان این امور هستیم، چنانکه روح‌القدس نیز هست که خدا او را به مطیعان خود عطا کرده است.» ۳۳چون این سخنان را شنیدند چنان برآشفتند که خواستند ایشان را بکشند.

یوحنا ۶.۱۴-۲۷ (انجیل)

۱۴مردم با دیدن این آیت که از عیسی به ظهور رسید، گفتند: «براستی که او همان پیامبر است که می‌باید به جهان بیاید.» ۱۵عیسی چون دریافت که قصد دارند او را برگرفته، به‌زور پادشاه کنند، آنجا را ترک گفت و بار دیگر تنها به کوه رفت. ۱۶هنگام غروب، شاگردانش به سوی دریا فرود آمدند ۱۷و سوار قایق شده، به آن سوی دریا، به جانب کَفَرناحوم روانه شدند. هوا تاریک شده بود، امّا عیسی هنوز به آنان نپیوسته بود. ۱۸در این حین، دریا به سبب وزش بادی شدید به تلاطم آمد. ۱۹چون به اندازۀ بیست و پنج یا سی پرتاب تیر پارو زده بودند، عیسی را دیدند که بر روی دریا راه می‌رود و به قایق نزدیک می‌شود. پس به هراس افتادند. ۲۰امّا او به آنها گفت: «من هستم؛ مترسید.» ۲۱آنگاه خواستند او را سوار قایق کنند، که قایق همان دم به جایی که عازمش بودند، رسید. ۲۲روز بعد، جماعتی که آن سوی دریا مانده بودند، دریافتند که به‌جز یک قایق، قایقی دیگر در آنجا نبوده است، و نیز می‌دانستند که عیسی با شاگردانش سوار آن نشده بود، بلکه شاگردان به تنهایی رفته بودند. ۲۳آنگاه قایقهای دیگری از تیبِریه آمدند و نزدیک جایی رسیدند که آنها پس از شکرگزاریِ خداوند، نان خورده بودند. ۲۴چون مردم دریافتند که نه عیسی آنجاست و نه شاگردانش، بر آن قایقها سوار شدند و در جستجوی عیسی به کَفَرناحوم رفتند. ۲۵چون او را آن سوی دریا یافتند، به وی گفتند: «استاد، کِی به اینجا آمدی؟» ۲۶عیسی پاسخ داد: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، مرا می‌جویید نه به سبب آیاتی که دیدید، بلکه به سبب آن نان که خوردید و سیر شدید. ۲۷کار کنید، امّا نه برای خوراک فانی، بلکه برای خوراکی که تا حیات جاویدان باقی است، خوراکی که پسر انسان به شما خواهد داد. زیرا بر اوست که خدای پدر مُهر تأیید زده است.»

یادبودها

نه شهید در کیزیکوس

Both were disciples of the Apostle Paul, who mentions them in his Epistle to the Romans: “Jason and Sosipater my kinsmen greet you” (16:21). Jason was born in Tarsus of Cilicia (as was the Apostle Paul), and became bishop of that town. Sosipater was from Patras of Achaia (now Greece), and became bishop of Iconium. After serving their flocks for many years, these two travelled together to Corfu, where they were the first to preach the Gospel. They were furiously opposed by the ruler of that island, but when he died, the new king came to faith in Christ and was baptised with the name Sebastian. Jason and Sosipater remained on Corfu, freely preaching the Gospel and building up the Church until they reposed in great old age. An ancient church in the city of Corfu, dating from the first centuries, bears inscriptions that mention the Saints by name.

They are commemorated April 28 on the Slavic calendar.

قدیس باسیل, اسقف اوسترُگ در مونته‌نگرو (صربستان) (۱۶۷۱)

As a monk, he was known for his very severe asceticism. Against his will, he was made Bishop of Zahum, where he served his flock faithfully for many years, “keeping it from the cruelty of the Turks and the guile of the Latins” (Prologue). When his monastery was destroyed by the Turks he moved to Ostrog, where he reposed. His body has remained whole, incorrupt, healing and wonderworking to this day. Innumerable miracles have been worked at his grave; both Christians and Muslims seek out his relics for healing from sicknesses and sufferings.

(A story heard from a parishioner at St Basil of Ostrog Church in Illinois: while the Saint’s relics remain intact, reputedly his shoes wear out from time to time and need to be replaced.)