Orthodox Calendar

۴ مارس ۲۰۲۸
شنبه اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیس تئودور تیرو (سرباز)

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۱.۱-۱۲ (رساله)

۱در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون به واسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت، ۲امّا در این ایام آخر به واسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را وارث همه چیز مقرر داشت و به واسطۀ او جهان را آفرید. ۳او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همه چیز را با کلام نیرومند خود نگاه می‌دارد. او پس از پاک کردن گناهان، به دست راست مقام کبریا در عرش برین بنشست. ۴پس به همان اندازه که نامی برتر از فرشتگان به میراث بُرد، از مقامی والاتر از آنها نیز برخوردار شد. ۵زیرا خدا تا کنون به کدام‌یک از فرشتگان گفته است: «تو پسر من هستی؛ امروز من تو را مولود ساخته‌ام»؟ و یا: «من او را پدر خواهم بود، و او مرا پسر» ؟ ۶بلکه آن هنگام نیز که فرزند ارشد را به جهان می‌آورَد، می‌فرماید: «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند.» ۷حال آنکه دربارۀ فرشتگان می‌گوید: «فرشتگانش را بادها می‌سازد، و خادمانش را شعله‌های آتش.» ۸امّا دربارۀ پسر می‌گوید: «ای خدا، تخت سلطنت تو جاودانه است؛ عصای پادشاهی تو عصای عدل و انصاف است. ۹تو پارسایی را دوست می‌داری و شرارت را دشمن؛ از این رو خدا، خدای تو، تو را بیش از همقطارانت به روغن شادمانی مسح کرده است.» ۱۰و نیز می‌فرماید: «تو، ای خداوند، در آغازْ بنیان زمین را نهادی، و آسمانها صنعت دستان توست! ۱۱آنها از میان می‌روند، امّا تو بر‌جا می‌مانی! آنها همه چون جامهْ مندرس خواهند شد! ۱۲آنها را چون ردایی در هم خواهی پیچید، و بسان جامه‌ای جایگزین خواهند شد. امّا تو همان هستی، و سالهای تو را پایانی نیست!»

دوم تیموتائوس ۲.۱-۱۰ (رساله, قدیس تئودور)

۱پس تو ای فرزندم، در فیضی که در مسیحْ عیسی است نیرومند شو، ۲و آنچه را که در حضور گواهان بسیار از من شنیدی، به مردمان امینی بسپار که از عهدۀ آموزش دیگران نیز برآیند. ۳همچون سربازِ شایستۀ مسیحْ عیسی، در تحمّل رنجها سهیم باش. ۴هیچ‌کس به هنگام سربازی، خود را گرفتار مشغولیتهای زندگی نمی‌سازد، چرا که خواهان جلب خشنودی فرماندۀ خویش است. ۵به همین‌سان، ورزشکاری که هماوردی می‌کند، تاج پیروزی را دریافت نخواهد کرد، اگر به قانونْ هماوردی نکرده باشد. ۶آن که باید نخست از محصول نصیب ببرد، کشاورزی است که محنت کشیده است. ۷به آنچه می‌گویم بیندیش، که خداوند تو را در فهم همۀ اینها بصیرت خواهد بخشید. ۸عیسی مسیح را به خاطر دار که از نسل داوود بود و از مردگان برخاست؛ این است انجیل من، ۹که به‌خاطرش در رنجم، تا بدان حد که چون مجرمان به زنجیرم کشیده‌اند. امّا کلام خدا در زنجیر نیست. ۱۰پس همه چیز را به‌خاطر برگزیدگان تحمل می‌کنم تا آنان نیز نجاتی را که در مسیحْ عیساست، با جلال جاودانی به دست آورند.

مرقس ۲.۲۳-۳.۵ (انجیل)

۲۳در یکی از روزهای شَبّات، عیسی از میان مزارع گندم می‌گذشت و شاگردانش در حین رفتن، شروع به چیدن خوشه‌های گندم کردند. ۲۴فَریسیان به او گفتند: «چرا شاگردانت کاری انجام می‌دهند که در روز شَبّات جایز نیست؟» ۲۵پاسخ داد: «مگر تا به حال نخوانده‌اید که داوود چه کرد آنگاه که خود و یارانش محتاج و گرسنه بودند؟ ۲۶او در زمان اَبیّاتار، کاهن اعظم، به خانۀ خدا درآمد و نان حضور را خورد و به یارانش نیز داد، هرچند خوردن آن تنها برای کاهنان جایز است.» ۲۷آنگاه به ایشان گفت: «شَبّات برای انسان مقرر شده، نه انسان برای شَبّات. ۲۸بنابراین، پسر انسان حتی صاحب شَبّات است.» ۱عیسی بار دیگر به کنیسه درآمد. در آنجا مردی بود که یک دستش خشک شده بود. ۲برخی عیسی را زیر نظر داشتند تا اگر در روز شَبّات آن مرد را شفا بخشد، بهانه‌ای برای اتهام زدن به او بیابند. ۳عیسی به مردی که دستش خشک شده بود گفت: «در برابر همه بایست.» ۴آنگاه از ایشان پرسید: «آیا در روز شَبّات نیکی کردن جایز است یا بدی کردن؟ جان کسی را نجات دادن یا کشتن؟» امّا آنان خاموش ماندند. ۵عیسی، خشمگین به کسانی که پیرامونش بودند نگریست و غمگین از سنگدلی ایشان، به آن مرد گفت: «دستت را دراز کن.» او دست خود را دراز کرد و دستش سالم شد.

یوحنا ۱۵.۱۷-۱۶.۲ (انجیل, قدیس تئودور)

۱۷حکم من به شما این است که یکدیگر را محبت کنید. ۱۸«اگر دنیا از شما نفرت دارد، به یاد داشته باشید که پیش از شما از من نفرت داشته است. ۱۹اگر به دنیا تعلّق داشتید، دنیا شما را چون کسان خود دوست می‌داشت. امّا چون به دنیا تعلّق ندارید، بلکه من شما را از دنیا برگزیده‌ام، دنیا از شما نفرت دارد. ۲۰کلامی را که به شما گفتم، به یاد داشته باشید: ”بنده از ارباب خود بزرگتر نیست.“ اگر مرا آزار رسانیدند، با شما نیز چنین خواهند کرد؛ و اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را نیز نگاه خواهند داشت. ۲۱امّا این همه را به سبب نام من با شما خواهند کرد، زیرا فرستندۀ مرا نمی‌شناسند. ۲۲اگر نیامده و با ایشان سخن نگفته بودم، گناه نمی‌داشتند؛ امّا اکنون دیگر عذری برای گناهشان ندارند. ۲۳کسی که از من نفرت داشته باشد، از پدر من نیز نفرت دارد. ۲۴اگر در میان آنان کارهایی نکرده بودم که جز من هیچ‌کس نکرده است، گناه نمی‌داشتند؛ امّا اکنون، با اینکه آن کارها را دیده‌اند، هم از من و هم از پدرم نفرت دارند. ۲۵این‌گونه، کلامی که در تورات خودشان آمده است به حقیقت می‌پیوندد که: ”بی‌سبب از من نفرت داشتند.“ ۲۶«امّا چون آن مدافع که از نزد پدر برای شما می‌فرستم بیاید، یعنی روحِ راستی که از پدر صادر می‌شود، او خودْ دربارۀ من شهادت خواهد داد، ۲۷و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا از آغاز با من بوده‌اید. ۱«این چیزها را به شما گفتم تا نلغزید. ۲شما را از کنیسه‌ها اخراج خواهند کرد و حتی زمانی می‌رسد که هر که شما را بکشد، می‌پندارد که خدا را خدمت کرده است.

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)