Orthodox Calendar

۲۹ مارس ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا
  • پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۱.۴-۱۴ (ساعت ششم)

۴کیست که این همه را به عمل آورده، و کیست که نسلها را از آغاز فرا خوانده است؟ من هستم، یهوه، من که اوّلین و نیز با امور آخرینم، من هستم. ۵سواحل دوردست این را دیده، ترسان گشته‌اند، و کرانهای زمین به لرزه درآمده‌اند. آنها پیش آمده، نزدیک می‌شوند، ۶و هر یک دیگری را یاری می‌دهند، و به برادر خود می‌گویند: «قوی باش!» ۷صنعتگر به زرگر قوّت‌قلب می‌دهد، و چکش‌کار او را که بر سَندان می‌کوبد، تشویق می‌کند. دربارۀ آنچه جوش خورده، می‌گوید که «نیکوست»، و آن را به میخها محکم می‌کند تا واژگون نشود. ۸اما تو ای اسرائیل، خادم من، و ای یعقوب، که تو را برگزیده‌ام، و ای نسل دوست من ابراهیم، ۹من تو را از کرانهای زمین برگرفتم، و از دورترین نقاطش تو را فرا خواندم. به تو گفتم: «تو خادم من هستی؛ تو را برگزیده‌ام و رد نکرده‌ام»؛ ۱۰پس ترسان مباش زیرا من با تو هستم، و هراسان مباش زیرا من خدای تو هستم. تو را تقویت خواهم کرد و یاری خواهم داد، و به دست راست عدالتِ خویش از تو حمایت خواهم نمود. ۱۱اینک آنان که بر تو خشم گیرند، جملگی سرافکنده و رسوا خواهند شد، و آنان که با تو به مخالفت برخیزند، هیچ گشته، هلاک خواهند شد. ۱۲هرچند دشمنانت را بجویی، ایشان را نخواهی یافت، و آنان که با تو به جنگ برخیزند، نیست و نابود خواهند شد. ۱۳زیرا من که یهوه، خدای تو هستم، دست راست تو را می‌گیرم، و به تو می‌گویم، «مترس، من تو را یاری خواهم داد.» ۱۴ای یعقوب، که همچون کِرمی و ای اسرائیلِ کم‌شمار، مترس! خداوند می‌فرماید: من خود تو را یاری خواهم داد؛ وَلیّ تو، قدوس اسرائیل است.

پیدایش ۱۷.۱-۹ (نماز شامگاهی)

۱چون اَبرام نود و نه ساله بود، خداوند بر او ظاهر شد و فرمود: «من هستم خدای قادر مطلق ؛ پیش روی من گام بردار و کامل باش. ۲عهد خویش را میان خود و تو خواهم بست و تو را بسیار بسیار کثیر خواهم گردانید.» ۳آنگاه اَبرام به روی درافتاد و خدا به او فرمود: ۴«و اما من! این است عهد من با تو: تو پدر قومهای بسیار خواهی بود. ۵نام تو از این پس دیگر اَبرام خوانده نخواهد شد، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر قومهای بسیار گردانیده‌ام. ۶تو را بسیار بسیار بارور خواهم ساخت؛ از تو قومها پدید خواهم آورد، و پادشاهان از تو به وجود خواهند آمد. ۷عهد خویش را میان خود و تو، و نسل تو، پس از تو، استوار خواهم ساخت تا نسل اندر نسل عهد جاودانی باشد؛ تا تو را و پس از تو، نسل تو را، خدا باشم. ۸دیار غربت تو، یعنی تمام سرزمین کنعان را به تو و پس از تو به نسل تو، به ملکیت ابدی خواهم داد؛ و خدای آنان خواهم بود.» ۹آنگاه خدا به ابراهیم فرمود: «و اما تو! تو باید عهد مرا نگاه داری، آری، تو و فرزندانت، پس از تو، نسل اندر نسل.

امثال ۱۵.۲۰-۱۶.۹ (LXX) (نماز شامگاهی)

۲۰فرزند حکیم، مایۀ شادی پدر است، اما مرد نادان، مادر خویش را خوار می‌شمارد. ۲۱حماقت مایۀ شادی شخص کم‌عقل است، اما مرد فهیم در راه راست گام برمی‌دارد. ۲۲بی مشورت، تدبیرها باطل می‌شود، با مشاوران بسیار، به ثمر می‌رسد. ۲۳انسان از دادنِ پاسخ شایسته شادمان می‌شود، چه نیکوست سخنی که به وقتش گفته شود! ۲۴سفر زندگی برای دانایان به سوی بالا است، تا آنان را از پایین رفتن به گور بازدارد. ۲۵خداوند خانۀ متکبران را ویران می‌کند، اما حدود بیوه‌زنان را پاس می‌دارد. ۲۶افکار پلید در نظر خداوند کراهت‌آور است، اما سخنان پسندیده، در نظر او طاهر است. ۲۷طالبِ سودِ نامشروع، خانوادۀ خویش را به دردسر می‌افکند، اما آن که از رشوه نفرت کند، خواهد زیست. ۲۸دل پارسا در پاسخ‌دادن تأمل می‌کند، اما دهانِ شریران سیل سخنان بد را روان می‌سازد. ۲۹خداوند از شریران دور است، اما دعای پارسایان را می‌شنود. ۳۰نورِ چشمان، دل را شادمان می‌سازد، خبر خوش استخوانها را قوّت می‌بخشد. ۳۱آن که به توبیخِ جانبخش گوش فرا می‌دهد، در میان حکیمان ساکن خواهد شد. ۳۲آن که تأدیب را ترک گوید، جان خویش را حقیر می‌شمارد، اما آن که پذیرای توبیخ باشد، فهم را به دست می‌آورد. ۳۳ترس خداوند، مربّیِ حکمت است، فروتنی، پیشروِ عزّت. ۱تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. ۲همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما خداوند است که انگیزه‌ها را می‌آزماید. ۳کارهای خویش را به خداوند بسپار که تدبیرهایت استوار خواهد شد. ۴خداوند هر چیز را برای هدفش ساخته است، شریران را نیز برای روز بلا. ۵خداوند از هر که دلش متکبر باشد کراهت دارد، یقین دان که چنین کس بی‌سزا نخواهد ماند. ۶از محبت و امانت، تقصیر کفاره می‌شود، از ترسِ خداوند، آدمی از بدی اجتناب می‌کند. ۷آنگاه که راههای انسان خداوند را خشنود سازد، حتی دشمنانش را نیز به صلح با او وا می‌دارد. ۸دارایی اندک با پارسایی، بِه از عایدیِ فراوان با بی‌انصافی. ۹دل آدمی به راههایش می‌اندیشد، اما خداوند است که قدمهایش را استوار می‌سازد.

یادبودها

کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا

“Saint Mark was Bishop of Arethusa in Syria. In the days of Saint Constantine the Great, Saint Mark, moved with divine zeal, destroyed a temple of the idols and raised up a church in its stead. When Julian the Apostate reigned, in 361, as the pagans were now able to avenge the destruction of their temple, Saint Mark, giving way to wrath, hid himself; but when he saw that others were being taken on his account, he gave himself up. Having no regard to his old age, they stripped him and beat his whole body, cast him into filthy sewers, and pulling him out, had children prick him with their iron writing-pens. Then they put him into a basket, smeared him with honey and a kind of relish of pickled fish, and hung him up under the burning sun to be devoured by bees and wasps. But because he bore this so nobly, his enemies repented, and unloosed him.

“Saint Cyril was a deacon from Heliopolis in Phoenecia. During the reign of the Emperor Constantius, son of Saint Constantine, he had also broken the idols in pieces. When Julian came to power, Saint Cyril was seized by the idolators and his belly was ripped open. The other holy Martyrs celebrated today, martyred in Gaza and Ascalon during the reign of Julian, were men of priestly rank and consecrated virgins; they were disemboweled, filled with barley, and set before swine to be eaten. The account of all the above Saints is given in Book III, ch. 3, of Theodoret of Cyrrhus’ Ecclesiastical History. (Great Horologion)

پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

“He was the son of Juliana, a Christian woman of Armenia. While still a child, he left his mother and ran off to the desert. He was utterly aflame with love for Christ the Lord. In the beginning he entrusted himself to the guidance of a spiritual father, Pharmutius, who was so pleasing to God that an angel brought him bread every day. John later left him and withdrew into solitude. He let himself down into a dry well and lived there for a full ten years in fasting, prayer and vigils. St Pharmutius used to bring him some of the angel’s bread, for the angel of God did not wish to bring bread to the young John in person, lest he grow proud through this, so sent it through Pharmutius his spiritual father. After ten years of arduous asceticism in his well, St John went to the Lord and his relics revealed wonderworking power. He lived and was glorified by God and men in the 4th century.” (Prologue)