Orthodox Calendar

۱۶ مه ۲۰۲۷
یکشنبه سوم پاسخا

بدون روزه

اعیاد

  • زنان حامل مر

یادبودها

  • قدیس تئودور تقدیس‌شده؛ انتقال ذخایر اِفرِم، رئیس دیر پرکوپ (۳۶۸)
  • قدیس نیکلاس میستیکوس, پاتریارک قسطنطنیه (۹۳۰)
  • مبارک موسی باکره (سده ۵)
  • قدیس برندان مسافر, رئیس دیر کلونفرت (حدود ۵۷۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

مرقس ۱۶.۹-۲۰ (انجیل سوم صبحگاهی)

۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. ۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد. ۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند. ۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع می‌رفتند، ظاهر شد. ۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند. ۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بی‌ایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند. ۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. ۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. ۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت ۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.» ۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. ۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه می‌کردند، و خداوند با ایشان عمل می‌کرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت می‌نمود.

اعمال رسولان ۶.۱-۷ (رساله)

۱در آن ایام که شمار شاگردان فزونی می‌یافت، یهودیانِ یونانی‌زبان از یهودیانِ عبرانی‌زبان گِلِه کردند که بیوه‌زنانِ ایشان از جیرۀ روزانۀ غذا بی‌بهره می‌مانند. ۲پس آن دوازده رسول، جماعتِ شاگردان را فرا خواندند و گفتند: «شایسته نیست که ما برای غذا دادن به مردم، از خدمتِ کلام خدا غافل مانیم. ۳پس ای برادران، از میان خود هفت تن نیک‌نام را که پر از روح و حکمت باشند برگزینید تا آنان را بر این کار بگماریم ۴و ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.» ۵این سخن همگان را پسند آمد. پس استیفان را که مردی پر از ایمان و روح‌القدس بود، به اتفاق فیلیپُس، پْروخُروس، نیکانور، تیمون، پَرمیناس و نیکولائوس، که از یهودی‌شدگان اَنطاکیه بود، برگزیدند. ۶این مردان را نزد رسولان حاضر کردند و رسولان دعا کرده، بر ایشان دست گذاشتند. ۷پس نشر کلام خدا ادامه یافت و شمار شاگردان در اورشلیم به‌سرعت فزونی گرفت و جمعی کثیر از کاهنان نیز مطیع ایمان شدند.

مرقس ۱۵.۴۳-۱۶.۸ (انجیل)

۴۳یوسف نامی از مردم رامَه، که عضوی محترم از شورای یهود بود و انتظار پادشاهی خدا را می‌کشید، شجاعانه نزد پیلاتُس رفت و جسد عیسی را طلب کرد. ۴۴پیلاتُس که باور نمی‌کرد عیسی بدین زودی درگذشته باشد، فرماندۀ سربازان را فرا خواند تا ببیند عیسی جان سپرده است یا نه. ۴۵چون از او دریافت که چنین است، جسد عیسی را به یوسف سپرد. ۴۶یوسف نیز پارچه‌ای کتانی خرید و جسد را از صلیب پایین آورده، در کتان پیچید و در مقبره‌ای که در صخره تراشیده شده بود، نهاد. سپس سنگی جلوی دهانۀ مقبره غلتانید. ۴۷مریم مَجدَلیّه و مریم، مادر یوشا، دیدند که عیسی کجا گذاشته شد. ۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

یادبودها

قدیس تئودور تقدیس‌شده؛ انتقال ذخایر اِفرِم، رئیس دیر پرکوپ (۳۶۸)

He was born and raised an unbeliever, but came to faith in Christ as a young man. Not long after being baptised, he heard of Pachomius (May 15) and fled to join him in the desert. Saint Pachomius accepted Theodore as a monk and, because of his humility and obedience, came to esteem him most highly of all the brethren. Theodore’s sister joined him in the desert, taking up life in a women’s monastery and becoming its abbess. When their mother came to bring them back from the desert, she in turn was persuaded to stay in the women’s monastery as a monastic. Finally, Theodore’s brother Paphnutius also came to the monastery and was tonsured.

Once the Bishop of Panopolis asked Saint Pachomius to build a monastery for him; Pachomius entrusted Theodore to carry out the work. Some of the brethren grumbled at the authority given to Theodore, for he was younger than many of them; but St Pachomius said: ‘Theodore and I fulfill the same service for God; and he also has the authority to give orders as father.’ When St Pachomius reposed, he left St Theodore to be spiritual father to the monasteries that he had founded, a task which he faithfully fulfilled until his death at a great age.

قدیس نیکلاس میستیکوس, پاتریارک قسطنطنیه (۹۳۰)

He was known for the purity and austerity of his life. When the Emperor Leo VI married a fourth time (his three previous wives having died), the Patriarch barred him from the church. The Emperor sent the Patriarch into exile and had his marriage approved by delegates of the Roman Pope. When the Emperor died, Nicholas was restored to the Patriarchal throne, and called a Council in 925, at which fourth marriages were forbidded in the Church under any circumstance. He died peacefully.

The title Mystikos was given to some high-ranking members of the Imperial council (perhaps because they met in secret). The Patriarch was a courtier with this title before he forsook the world and was tonsured a monk.

Note: From early times, the Eastern and Latin churches have differed in their views on marriage. The Latin church held, and still holds, that marriage is dissolved by death, so in theory any number of re-marriages is permissible (a view that the Emperor Leo sought to exploit). The Eastern Church has traditionally been uncomfortable with any second marriage — some of the Fathers even call the re-marriage of widows or widowers “bigamy”. Still the Eastern church tolerates re-marriage (even after divorce) as a concession for the salvation of those who cannot sustain the single state.

مبارک موسی باکره (سده ۵)

“St Gregory the Dialogist relates of her that she was a mere nine years old when the most holy Mother of God appeared to her on two occasions, surrounded by virgins bathed in light. When Musa expressed her desire to be included in the resplendent company of the Queen of heaven, the Mother of God told her that she would come for her and take her within a month, outlining for her how she should spend those thirty days. On the twenty-fifth day, Musa took to her bed and on the thirtieth day the most pure and holy Mother again appeared to her, calling to her in a quiet voice, to which Musa replied: ‘Here I am waiting, my Lady! I’m ready!’, and she breathed forth her spirit. She passed from this life to life eternal in the fifth century.” (Prologue)

قدیس برندان مسافر, رئیس دیر کلونفرت (حدود ۵۷۷)

He was born around 484 at Tralee in Kerry, Ireland. He founded several monasteries in Ireland, of which the chief was Cluain Ferta Brenaind (anglicized as Clonfert) in County Galway. His missionary and pastoral travels took him on voyages to the Scottish islands, and possibly to Wales; thus in his own time he was known as ‘Brendan the Voyager.’ He reposed in peace.

Early in the ninth century, a Latin saga, Navigatio Brendani (The Voyage of Brendan) made him the hero of a Christian adventure that included voyages to unknown lands far to the west of Ireland. The account provides strong evidence that Irish voyagers visited America as early as the 8th century, before the Vikings; but whether St Brendan himself made these voyages is disputed.