Orthodox Calendar

۲۳ مارس ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهید نیکون و ۱ شاگرد (۲۵۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۵.۷-۱۶ (ساعت ششم)

۷آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود! ۸وای بر شما که خانه بر خانه و مزرعه بر مزرعه می‌افزایید، تا آنگاه که مکانی باقی نمانَد و شما تنها صاحبانِ زمین در میان آن باشید! ۹خداوندِ لشکرها در گوش من گفت: «براستی که خانه‌های بسیار منهدم خواهد شد؛ خانه‌‌‌های بزرگ و مجلل، خالی از سَکَنِه خواهد گشت. ۱۰از ده جریب تاکستان، تنها یک بَت شراب حاصل خواهد شد، و از یک حومِر تخم، تنها یک ایفَه غَله.» ۱۱وای بر آنان که سحرگاهان برمی‌خیزند تا در پی مُسکِرات روند، و شب تا دیرگاه بیدار می‌مانند تا شرابْ ایشان را گرم کند! ۱۲در بزمهای ایشان بربط و چنگ است، و دف و نی و شراب؛ اما به کارهای خداوند نظر نمی‌کنند، و عمل دستهای او را نمی‌بینند. ۱۳بنابراین، قوم من به سبب عدم معرفت به اسارت خواهند رفت؛ اشراف ایشان گرسنگی خواهند کشید، و عوام ایشان از تشنگی بی‌تاب خواهند شد. ۱۴از این رو هاویه گلوی خود را گشادتر کرده، و دهان خویش را بی‌اندازه گشوده است؛ نجبای اورشلیم و عوام آن، عربده‌‌کشان و وجدکنندگان آن، بدان فرو خواهند رفت. ۱۵مردمان خم خواهند شد، و هر یک ذلیل خواهند گشت، و چشمان متکبران پست خواهد گردید. ۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود.

پیدایش ۴.۸-۱۵ (نماز شامگاهی)

۸قائن به برادر خویش هابیل گفت: «بیا تا به صحرا برویم». و چون در صحرا بودند قائن بر برادرش هابیل برخاست و او را کشت. ۹آنگاه خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی‌دانم؛ مگر من نگهبان برادرم هستم؟» ۱۰خداوند فرمود: «چه کرده‌ای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی‌آورد. ۱۱و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را گشود تا خون برادرت را از دست تو دریافت کند. ۱۲چون زمین را کِشت کنی، دیگر قوّت خود را به تو نخواهد داد. و تو بر زمین آواره و سرگردان خواهی بود.» ۱۳قائن به خداوند گفت: «مکافاتم بیش از تحمل من است. ۱۴هان امروز مرا از این زمین طرد کردی و از حضور تو پنهان خواهم بود. پس در جهان آواره و سرگردان خواهم بود و هر که مرا یابد، مرا خواهد کشت.» ۱۵آنگاه خداوند به او گفت: «در این صورت، هر که قائن را بکشد، از او هفت چندان انتقام گرفته خواهد شد.» و خداوند نشانی بر قائن نهاد تا اگر کسی او را بیابد، وی را نکشد.

امثال ۵.۱-۱۵ (نماز شامگاهی)

۱پسرم! به حکمت من توجه کن، و به بصیرت من نیک گوش فرا ده؛ ۲تا دوراندیشی را پاس داری و لبانت معرفت را نگاه دارد. ۳زیرا از لبان زن زناکار عسل می‌چکد، و زبان او از روغن چربتر است. ۴اما سرانجامش همچون اَفسَنطین، تلخ است، و تیز همچون شمشیرِ دو دم. ۵پاهایش به کام مرگ فرو می‌رود؛ و گامهایش مستقیم به گور می‌انجامد. ۶به راه حیات هرگز نمی‌اندیشد؛ گمراه است، اما این را نمی‌داند. ۷پس اکنون، پسرم به من گوش فرا ده، و سخنان زبانم را ترک مگو. ۸راه خویش از او دور نگاه دار و به درِ خانه‌اش نزدیک مشو. ۹مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی و سالهای خویش را به آن که بی‌رحم است. ۱۰مبادا بیگانگان از دولت تو سیر شوند و دسترنج تو، خانۀ غریبه را آباد کند؛ ۱۱و در پایانِ عمر، ناله سر دهی، آنگاه که گوشت و تَنَت زایل شده باشد. ۱۲و بگویی: «دریغا که از تأدیب بیزار بودم! و افسوس که دل من توبیخ را خوار شمرد! ۱۳آوای معلمانِ خویش نشنیدم و به آموزگاران خود گوش فرا ندادم. ۱۴و در میان قوم و جماعت، به لبۀ پرتگاه رسیده‌ام.» ۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن.

یادبودها

شهید نیکون و ۱ شاگرد (۲۵۱)

He was born in Neapolis (Naples) to a pagan father and a Christian mother, and became an officer in the Roman army. Though he was not baptised, his mother had secretly instructed him in the Christian faith. Once, in a battle, his company was completely surrounded by the enemy, and Nikon recalled his mother’s counseling that, whenever he was in trouble, he should make the sign of the Cross and call upon Christ. This he did, and was immediately filled with strength and resolution, so that the enemy’s army was routed. Nikon went home, openly crying out ‘Great is the God of the Christians!’ to the great joy of his mother.

He traveled secretly to Cyzicus in Asia, where the bishop Theodosius baptised him. He then entered a monastery to spend his days in prayer and study. But some years later Theodosius, who was near death, had a vision in which he was told to consecrate Nikon as his successor. He summoned Nikon from the monastery and, to the monk’s amazement, immediately ordained him a deacon, then a priest, then a bishop.

Later, bishop Nikon returned to Italy to preach the Gospel of Christ. In Naples, he found his mother still alive, and remained with her until her death. He then set out with nine disciples, former fellow-soldiers, to proclaim the Faith. Through the Saint’s grace-filled preaching and example, many more disciples were soon added to this number. At that time a great persecution of Christians was underway, and Quintinianus, ruler of that region, seized Nikon and his companions and handed them over to the torturers. One hundred ninety of Nikon’s companions perished under torture. Nikon himself was beaten, flayed, and even thrown from a high cliff, but was miraculously preserved. Finally he was slain by the sword and his body thrown in a field to be eaten by the beasts. A shepherd boy, possessed by a spirit of madness, found the body, fell on it, and was instantly healed. He told his story to some Christians, who found the body and gave it honorable burial. Saint Nikon contested during the reign of the Emperor Decius.