Orthodox Calendar

۱ مارس ۲۰۲۷
دوشنبه هفته گوشت‌خوری

بدون روزه

یادبودها

  • شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۲.۱۸-۳.۱۰ (رساله)

۱۸بچه‌ها، این ساعتِ آخر است و چنانکه شنیده‌اید ’ضدّمسیح‘ می‌آید، هم‌اکنون نیز ضدّمسیحانِ بسیار ظهور کرده‌اند، و از همین در‌می‌یابیم که ساعت آخر است. ۱۹آنها از میان ما بیرون رفتند، امّا از ما نبودند؛ چه اگر از ما بودند، با ما می‌ماندند. ولی رفتنشان نشان داد که هیچ‌یک از ایشان از ما نبودند. ۲۰امّا شما مسحی از آن قدّوس یافته‌اید و همگی دارای معرفت هستید. ۲۱من اینها را به شما می‌نویسم، نه از آن رو که حقیقت را نمی‌دانید، بلکه از آن رو که آن را می‌دانید، و نیز می‌دانید که هیچ دروغی از حقیقت پدید نمی‌آید. ۲۲دروغگو کیست، جز آن که مسیح بودنِ عیسی را انکار می‌کند. چنین کسی همان ’ضدّمسیح‘ است که هم پدر و هم پسر را انکار می‌کند. ۲۳هر که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و هر که پسر را اقرار کند، پدر را نیز دارد. ۲۴بگذارید آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند؛ اگر آنچه از آغاز شنیده‌اید در شما بماند، شما نیز در پسر و در پدر خواهید ماند. ۲۵و این است آنچه او به ما وعده داده است، یعنی حیات جاویدان. ۲۶من اینها را به شما دربارۀ کسانی نوشتم که گمراهتان می‌کنند. ۲۷امّا دربارۀ شما باید بگویم آن مسح که از او یافته‌اید، در شما می‌ماند و نیازی ندارید کسی به شما تعلیم دهد، بلکه مسحِ او دربارۀ همه چیز به شما تعلیم می‌دهد. آن مسح، حقیقی است، نه دروغین. پس همان‌گونه که به شما تعلیم داده است، در او بمانید. ۲۸پس حال، ای فرزندان، در او بمانید تا آنگاه که او ظهور کند اطمینان داشته باشیم و هنگام آمدنش از وی شرمنده نشویم. ۲۹اگر دریافته‌اید که او پارساست، پس می‌دانید آن که پارسایی را به عمل می‌آورد، از او مولود شده است. ۱ببینید پدر چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم! و چنین نیز هستیم! از همین روست که دنیا ما را نمی‌شناسد، چرا که او را نشناخت. ۲ای عزیزان، اینک فرزندانِ خداییم، ولی آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود، چون او را چنانکه هست خواهیم دید. ۳هر که چنین امیدی بر وی دارد، خود را پاک می‌سازد، چنانکه او پاک است. ۴هر کس در گناه زندگی می‌کند بر‌خلاف شریعت عمل می‌کند؛ گناه به‌واقع مخالفت با شریعت است. ۵شما می‌دانید که او ظهور کرد تا گناهان را از میان بردارد. در او هیچ گناهی نیست. ۶آن که در او می‌ماند گناه نمی‌کند، امّا کسی که در گناه زندگی می‌کند، او را نه دیده و نه شناخته است. ۷ای فرزندان، کسی شما را گمراه نسازد. هر که پارسایانه عمل می‌کند، پارساست، چنانکه او پارساست. ۸آن که در گناه زندگی می‌کند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان آغاز گناه کرده و می‌کند. از همین رو پسر خدا ظهور کرد تا کارهای ابلیس را باطل سازد. ۹آن که از خدا مولود شده است گناه نمی‌کند، زیرا سرشت خدا در او می‌ماند؛ پس او نمی‌تواند در گناه زندگی کند، چرا که از خدا مولود شده است. ۱۰فرزندان خدا و فرزندان ابلیس این‌گونه آشکار می‌شوند: آن که پارسایانه عمل نمی‌کند، از خدا نیست، و نه آن که برادر خود را محبت نمی‌کند.

مرقس ۱۱.۱-۱۱ (انجیل)

۱چون به بِیت‌فاجی و بِیت‌عَنْیا رسیدند که نزدیک اورشلیم در دامنۀ کوه زیتون بود، عیسی دو تن از شاگردان خود را فرستاد ۲و به آنان فرمود: «به دهکده‌ای که پیش روی شماست، بروید. به محض ورود، کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا کنون کسی بر آن سوار نشده است. آن را باز کنید و بیاورید. ۳اگر کسی از شما پرسید: ”چرا چنین می‌کنید؟“ بگویید: ”خداوند بدان نیاز دارد و بی‌درنگ آن را به اینجا باز خواهد فرستاد.“‌» ۴آن دو رفتند و بیرون، در کوچه‌ای کره الاغی یافتند که مقابل دری بسته شده بود. پس آن را باز کردند. ۵در همان هنگام، بعضی از کسانی که آنجا ایستاده بودند پرسیدند: «چرا کره الاغ را باز می‌کنید؟» ۶آن دو همان‌گونه که عیسی بدیشان فرموده بود، پاسخ دادند؛ پس گذاشتند بروند. ۷آنگاه کره الاغ را نزد عیسی آورده، رداهای خود را بر آن افکندند، و عیسی سوار شد. ۸بسیاری از مردم نیز رداهای خود را بر سر راه گستردند و عده‌ای نیز شاخه‌هایی را که در مزارع بریده بودند، در راه می‌گستردند. ۹کسانی که پیشاپیش او می‌رفتند و آنان که از پس او می‌آمدند، فریاد‌کنان می‌گفتند: «هوشیعانا!» «مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید!» ۱۰«مبارک است پادشاهی پدر ما داوود که فرا می‌رسد!» «هوشیعانا در عرش برین!» ۱۱پس عیسی به اورشلیم درآمد و به معبد رفت. در آنجا همه چیز را ملاحظه کرد، امّا چون دیروقت بود همراه با آن دوازده تن به بِیت‌عَنْیا رفت.

یادبودها

شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

Eudocia was from Heliopolis of Phoenicia (now Baalbek in Lebanon). A surpassingly beautiful pagan, she led a licentious life and became wealthy from the gifts of her many lovers. One day an elderly monk, Germanus, came to Heliopolis and stayed with a Christian whose house adjoined Eudocia’s. At night, he began to read aloud from the Psalter and a book on the Last Judgment. From next-door, Eudocia heard him. Her heart was reached, and she stood attentively all night, listening to every word in fear and contrition. The next day she begged Germanus to visit her, and he explained the saving Christian faith to her. Finally, Eudocia asked the local bishop to baptise her. She freed her servants, gave all her wealth to the poor, and entered a monastery.

“Her former lovers, enraged at her conversion, her refusal to return to her old ways, and the withering away of her beauty through the severe mortifications she practiced, betrayed her as a Christian to Vincent the Governor, and she was beheaded”(Great Horologion). According to some,this was under Trajan (98-117); according to others, under Hadrian (117-138).

The Prologue gives a somewhat different account: that after entering the monastery, Eudocia was permitted to pursue the monastic life in peace — with such devotion that, thirteen months after she entered the monastery, she was chosen as abbess. She lived for fifty-six years in the monastery, and was granted the gift of raising the dead. In her old age, a persecution of Christians arose, and Eudocia was beheaded along with many others. “Here is a wonderful example of how a vessel of uncleanness can be purified, sanctified and filled with a precious, heavenly fragrance by the grace of the Holy Spirit” (Prologue).