Orthodox Calendar

۲۷ آوریل ۲۰۲۶
دوشنبه هفته سوم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید شمعون، خویشاوند خداوند (۱۰۷)
  • پدر مقدس ما استفان, رئیس دیر غارهای کیف و اسقف ولادیمیر (۱۰۹۴)
  • سوزان ذخایر قدیس ساوا I صربستان توسط ترکان (۱۵۹۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۶.۸-۷.۵, ۴۷-۶۰ (رساله)

۸استیفان پر از فیض و قدرت بود و معجزات و آیات عظیم در میان قوم به ظهور می‌آورد. ۹امّا تنی چند از اعضای کنیسه‌ای موسوم به ’کنیسۀ آزاد شدگان‘، که از یهودیان قیرَوان و اسکندریه و نیز شماری از اهالی کیلیکیه و آسیا بودند، با او به مجادله برخاستند. ۱۰ولی در برابر حکمت و روحی که استیفان با آن سخن می‌گفت، یارای مقاومت نداشتند. ۱۱پس تنی چند را مخفیانه برانگیختند تا بگویند: «ما شنیدیم که استیفان به موسی و خدا سخنان کفرآمیز می‌گفت.» ۱۲آنها مردم و مشایخ و علمای دین را تحریک کردند و بر سر استیفان ریخته، او را گرفتند و به شورا بردند. ۱۳چند شاهد دروغین نیز آوردند که می‌گفتند: «این شخص دمی از سخن‌گفتن بر‌ضد این مکان مقدّس و شریعت بازنمی‌ایستد. ۱۴زیرا خود شنیدیم که می‌گفت عیسای ناصری این مکان را ویران خواهد کرد و رسومی را که موسی به ما سپرده است، تغییر خواهد داد.» ۱۵در این هنگام، همۀ حاضرانِ در شورا به استیفان چشم دوختند و چهرۀ او را همچون چهرۀ فرشتگان دیدند. ۱آنگاه کاهن اعظم از او پرسید: «آیا اینها صحت دارد؟» ۲استیفان گفت: «ای برادران و ای پدران، به من گوش فرا دهید! خدای پرجلال، زمانی که پدر ما ابراهیم در بین‌النهرین سکونت داشت و هنوز به حَران مهاجرت نکرده بود، بر او ظاهر شد ۳و به او فرمود: ”از سرزمین خویش و از نزد خویشان خود بیرون آمده، به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد، برو.“ ۴«پس، از سرزمین کَلدانیان عزیمت کرد و در حَران ساکن شد. پس از مرگِ پدرش، خدا او را به این سرزمین که امروز در آن ساکنید، هدایت کرد. ۵خدا در اینجا حتی به اندازۀ وجبی زمین به او میراث نبخشید؛ ولی وعده داد که آن را به او و پس از او به نسل او به ملکیت بدهد، هر‌چند ابراهیم در آن هنگام هنوز فرزندی نداشت. ۴۷ولی سلیمان بود که برای خدا خانه‌ای ساخت. ۴۸«امّا آن متعال در خانه‌های ساخته شده به دست ساکن نمی‌شود، چنانکه نبی گفته است: ۴۹«”خداوند می‌فرماید: ’آسمان تخت پادشاهی من است و زمین کرسی زیر پایم! چه خانه‌ای برای من بنا می‌کنید، و مکان آرمیدنم کجاست؟ ۵۰مگر دست من این همه را نساخته است؟“‘ ۵۱«ای قوم گردنکش، ای کسانی که دلها و گوشهایتان ختنه‌ناشده است! شما نیز همچون پدران خود همواره در برابر روح‌القدس مقاومت می‌کنید. ۵۲کدام پیامبر است که از دست پدران شما آزار ندیده باشد؟ آنان حتی پیامبرانی را که ظهور آن پارسا را پیشگویی کرده بودند، کشتند؛ و اکنون شما تسلیم‌کننده و قاتل خودِ او شده‌اید، ۵۳شمایی که شریعت را که به واسطۀ فرشتگان مقرر گردید، دریافت کردید امّا از اطاعت آن سر باز زده‌اید.» ۵۴چون این سخنان را شنیدند، برافروختند و به سبب او دندانهای خود را به هم فشردند. ۵۵امّا استیفان پر از روح‌القدس به آسمان چشم دوخته، جلال خدا را دید و عیسی را که بر دست راست خدا ایستاده بود. ۵۶پس گفت: «هم‌اکنون آسمان را گشوده و پسر انسان را بر دست راست خدا ایستاده می‌بینم.» ۵۷در آن دم گوشهای خود را گرفته، نعره‌ای بلند برکشیدند و همگی با هم به سوی او حمله بردند ۵۸و او را کشان‌کشان از شهر بیرون برده، سنگسار کردند. شاهدان جامه‌های خود را نزد پاهای جوانی سولُس نام گذاشتند. ۵۹چون استیفان را سنگسار می‌کردند، او دعا کرده، گفت: «ای عیسای خداوند، روح مرا بپذیر!» ۶۰سپس زانو زد و به آواز بلند ندا در‌داد که «خداوندا، این گناه را به پای ایشان مگذار.» این را گفت و بخفت.

یوحنا ۴.۴۶-۵۴ (انجیل)

۴۶سپس دیگر بار به قانای جلیل رفت، همان‌جا که آب را شراب کرده بود. در آنجا یکی از درباریان بود که پسری بیمار در کَفَرناحوم داشت. ۴۷چون شنید عیسی از یهودیه به جلیل آمده است، به دیدار او شتافت و تمنا کرد که فرود آید و پسر او را شفا دهد، زیرا در آستانۀ مرگ بود. ۴۸عیسی به او گفت: «تا آیات و عجایب نبینید، ایمان نمی‌آورید.» ۴۹آن مرد گفت: «سرورم، پیش از آنکه فرزندم بمیرد، بیا.» ۵۰عیسی به او گفت: «برو؛ پسرت زنده می‌ماند.» آن مرد کلام عیسی را پذیرفت و به راه افتاد. ۵۱هنوز در راه بود که خدمتکارانش به استقبال او آمده، گفتند: «پسرت زنده و تندرست است.» ۵۲از آنها پرسید: «از چه ساعت رو به بهبود نهاد؟» گفتند: «دیروز، در هفتمین ساعت روز تبْ او را رها کرد.» ۵۳آنگاه پدر دریافت که این همان ساعت بود که عیسی به او گفته بود: «پسرت زنده می‌ماند.» پس خود و همۀ اهل خانه‌اش ایمان آوردند. ۵۴این دوّمین آیتی بود که عیسی هنگامی که از یهودیه به جلیل آمد، به ظهور رسانید.

یادبودها

کشیش‌شهید شمعون، خویشاوند خداوند (۱۰۷)

He was the nephew of Joseph the Betrothed, and one of the Seventy. When the Apostle James, first Bishop of Jerusalem, was martyred, St Symeon was named to replace him. As second Bishop of Jerusalem he governed the Church there to a very great age. In the time of the Emperor Trajan a persecution broke out in Palestine against both Christians and Jews; Symeon was condemned on both counts, and was privileged to die, like his Lord, by crucifixion. He was 120 years old.

پدر مقدس ما استفان, رئیس دیر غارهای کیف و اسقف ولادیمیر (۱۰۹۴)

He was a disciple of St Theodosius of the Kiev Caves (commemorated May 3), and became abbot of the Monastery of the Caves. After many years of faithful service he fell victim to the intrigues of a monk against him, lost his abbacy and was even driven from the monastery. In God’s time the holy monk was vindicated and made Bishop of Vladimir. There he guided the Church for many years, reposing peacefully in old age in 1094.

سوزان ذخایر قدیس ساوا I صربستان توسط ترکان (۱۵۹۴)

At the time of the Turkish occupation, so many Serbian Christians gathered around the relics of St Sava (at Mileseva), pleading for his intercession, that the Ottoman ruler, Sinan Pasha, feared that the relics would become the focus of a popular rebellion. He therefore had the relics brought to Belgrade and burned. The Pasha is long gone; the Saint continues to intercede for his people and for the world.