Orthodox Calendar

۲۶ آوریل ۲۰۲۶
یکشنبه سوم پاسخا

بدون روزه

اعیاد

  • زنان حامل مر

یادبودها

  • کشیش‌شهید باسیل, اسقف آماسیا و عادل باکره گلافیرا (۳۲۲)
  • قدیس استفان، اسقف پرم (۱۳۹۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

مرقس ۱۶.۹-۲۰ (انجیل سوم صبحگاهی)

۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. ۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد. ۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند. ۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع می‌رفتند، ظاهر شد. ۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند. ۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بی‌ایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند. ۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. ۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. ۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت ۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.» ۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. ۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه می‌کردند، و خداوند با ایشان عمل می‌کرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت می‌نمود.

اعمال رسولان ۶.۱-۷ (رساله)

۱در آن ایام که شمار شاگردان فزونی می‌یافت، یهودیانِ یونانی‌زبان از یهودیانِ عبرانی‌زبان گِلِه کردند که بیوه‌زنانِ ایشان از جیرۀ روزانۀ غذا بی‌بهره می‌مانند. ۲پس آن دوازده رسول، جماعتِ شاگردان را فرا خواندند و گفتند: «شایسته نیست که ما برای غذا دادن به مردم، از خدمتِ کلام خدا غافل مانیم. ۳پس ای برادران، از میان خود هفت تن نیک‌نام را که پر از روح و حکمت باشند برگزینید تا آنان را بر این کار بگماریم ۴و ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.» ۵این سخن همگان را پسند آمد. پس استیفان را که مردی پر از ایمان و روح‌القدس بود، به اتفاق فیلیپُس، پْروخُروس، نیکانور، تیمون، پَرمیناس و نیکولائوس، که از یهودی‌شدگان اَنطاکیه بود، برگزیدند. ۶این مردان را نزد رسولان حاضر کردند و رسولان دعا کرده، بر ایشان دست گذاشتند. ۷پس نشر کلام خدا ادامه یافت و شمار شاگردان در اورشلیم به‌سرعت فزونی گرفت و جمعی کثیر از کاهنان نیز مطیع ایمان شدند.

مرقس ۱۵.۴۳-۱۶.۸ (انجیل)

۴۳یوسف نامی از مردم رامَه، که عضوی محترم از شورای یهود بود و انتظار پادشاهی خدا را می‌کشید، شجاعانه نزد پیلاتُس رفت و جسد عیسی را طلب کرد. ۴۴پیلاتُس که باور نمی‌کرد عیسی بدین زودی درگذشته باشد، فرماندۀ سربازان را فرا خواند تا ببیند عیسی جان سپرده است یا نه. ۴۵چون از او دریافت که چنین است، جسد عیسی را به یوسف سپرد. ۴۶یوسف نیز پارچه‌ای کتانی خرید و جسد را از صلیب پایین آورده، در کتان پیچید و در مقبره‌ای که در صخره تراشیده شده بود، نهاد. سپس سنگی جلوی دهانۀ مقبره غلتانید. ۴۷مریم مَجدَلیّه و مریم، مادر یوشا، دیدند که عیسی کجا گذاشته شد. ۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

یادبودها

کشیش‌شهید باسیل, اسقف آماسیا و عادل باکره گلافیرا (۳۲۲)

Licinius was co-emperor with Constantine the Great. At his accession, he had agreed to tolerate Christianity in his territories, but soon turned to persecuting the Christians, and to a variety of carnal sins. He conceived a passion for Glaphyra, a Christian virgin handmaid of the Empress Constantia. When Glaphyra told Constantia of this, the Empress sent her away to Amasia in the East for her protection. There she was received and protected by Bishop Basil of that city. Licinius learned where Glaphyra was hiding and ordered that both she and the bishop be brought to him as prisoners. The soldiers who came for her found that she had already died, so they returned with only Bishop Basil, who was subjected to cruel tortures, then beheaded. His body was cast into the sea, but, with the help of an angel of God, his people found his body, retrieved it from the sea, and returned it to Amasia.

The Prologue adds, “The Emperor Constantine raised an army against Licinius, overcame him, arrested him and sent him into exile in Gaul, where he ended his God-hating days.”

قدیس استفان، اسقف پرم (۱۳۹۶)

As a young man he entered monastic life at the monastery of St Gregory the Theologian in Rostov. Learning that the land of Perm (on the western slopes of the Ural Mountains) was still immured in paganism, he was filled with a desire to bring the Gospel to its people. He set about learning the language, created an alphabet and translated the service books. With the blessing of the Metropolitan of Moscow he then set out and began his apostolic labors. When, after much difficulty and many sufferings, he had gathered a community of baptised Christians, he was made Bishop of the region. Once, in his old age, he returned to Moscow, where he reposed in 1396.