Orthodox Calendar

۲۲ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه چهارم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیس یوحنای نردبانی

یادبودها

  • کشیش‌شهید باسیل آنکارا (۳۶۲)
  • شهید دروسیدا انطاکیه, و پنج راهبه‌ها (۱۰۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

عبرانیان ۶.۱۳-۲۰ (رساله)

۱۳هنگامی که خدا به ابراهیم وعده داد، چون بزرگتری از خودش نبود که به او سوگند خورَد، پس به خود سوگند خورد ۱۴و فرمود: «به‌یقین تو را برکت خواهم داد و تو را کثیر خواهم ساخت.» ۱۵و بدین‌گونه، ابراهیم پس از آنکه با شکیبایی انتظار کشید، وعده را یافت. ۱۶آدمیان به کسی بزرگتر از خود سوگند می‌خورند و سوگند، سخن شخص را تضمین می‌کند و به همۀ بحثها پایان می‌بخشد. ۱۷به همین‌سان، چون خدا خواست تغییرناپذیر بودن قصد خود را بر وارثان وعده‌ها هر چه آشکارتر سازد، آن را با سوگند تضمین کرد، ۱۸تا به واسطۀ دو امر تغییرناپذیر، که ممکن نیست خدا دربارۀ آنها دروغ بگوید، ما از دلگرمی بسیار برخوردار شویم، ما که گریخته‌ایم تا امیدی را که پیش روی ما قرار داده شده است، به چنگ گیریم. ۱۹این امید، به منزلۀ لنگری محکم و ایمن برای جان ماست، امیدی که به محرابِ درون حجاب راه می‌یابد، ۲۰جایی که عیسی چون پیشرو ما، و به نمایندگی از ما، داخل شد؛ همان که جاودانه کاهن اعظم شده است، در رتبۀ مِلْکیصِدِق.

افسسیان ۵.۸-۱۹ (رساله, قدیس یوحنا)

۸شما زمانی تاریکی بودید، امّا اکنون در خداوندْ نور هستید. پس همچون فرزندان نور رفتار کنید. ۹زیرا ثمرۀ نور، در هر گونه نیکویی، پارسایی و راستی است. ۱۰بسنجید که مایۀ خشنودی خداوند چیست. ۱۱در کارهای بی‌ثمر تاریکی سهیم نشوید، بلکه آنها را افشا کنید. ۱۲زیرا حتی بر زبان آوردن آنچه چنین کسان در خفا می‌کنند، شرم‌آور است. ۱۳امّا هرآنچه به وسیلۀ نور افشا گردد، آشکارا دیده می‌شود. ۱۴زیرا هرآنچه آشکار می‌شود نور است. از این جهت گفته شده است: «ای که در خوابی، بیدار شو، از مردگان برخیز، که مسیح بر تو خواهد درخشید.» ۱۵پس، بسیار مراقب باشید که چگونه رفتار می‌کنید، رفتاری نه چون نادانان بلکه چون دانایان. ۱۶فرصتها را غنیمت شمارید، زیرا روزهای بدی است. ۱۷پس نادان نباشید، بلکه دریابید که ارادۀ خداوند چیست. ۱۸مست شراب مشوید، که شما را به هرزگی می‌کشاند؛ بلکه از روح پر شوید. ۱۹با مزامیر، سرودها و نغمه‌هایی که از روح است با یکدیگر گفتگو کنید و از صمیم دل برای خداوند بسرایید و ترنم نمایید.

مرقس ۹.۱۷-۳۱ (انجیل)

۱۷مردی از میان جمعیت پاسخ داد: «استاد، پسرم را نزدت آورده‌ام. او گرفتار روحی است که قدرت سخن گفتن را از وی بازگرفته است. ۱۸چون او را می‌گیرد، به زمینش می‌افکند، به گونه‌ای که دهانش کف می‌کند و دندانهایش به هم فشرده شده، بدنش خشک می‌شود. از شاگردانت خواستم آن روح را بیرون کنند، امّا نتوانستند.» ۱۹عیسی در پاسخ گفت: «ای نسل بی‌ایمان، تا به کی با شما باشم و تحملتان کنم؟ او را نزد من بیاورید.» ۲۰پس او را آوردند. روح چون عیسی را دید، در دم پسر را به تشنج افکند به گونه‌ای که بر زمین افتاد و در همان حال که کف بر دهان آورده بود، بر خاک غلتان شد. ۲۱عیسی از پدر او پرسید: «چند وقت است که به این وضع دچار است؟» پاسخ داد: «از کودکی. ۲۲این روح بارها او را در آب و آتش افکنده تا هلاکش کند. اگر می‌توانی بر ما شفقت فرما و یاری‌مان ده.» ۲۳عیسی گفت: «اگر می‌توانی؟ برای کسی که ایمان دارد همه چیز ممکن است.» ۲۴پدرِ آن پسر بی‌درنگ با صدای بلند گفت: «ایمان دارم؛ یاری‌ام ده تا بر بی‌ایمانی خود غالب آیم!» ۲۵چون عیسی دید که گروهی دوان دوان به آن سو می‌آیند، بر روح پلید نهیب زده، گفت: «ای روح کر و لال، به تو دستور می‌دهم از او بیرون آیی و دیگر هرگز به او داخل نشوی!» ۲۶روح نعره‌ای برکشید و پسر را سخت تکان داده، از وی بیرون آمد. پسر همچون پیکری بی‌جان شد، به گونه‌ای که بسیاری گفتند: «مرده است.» ۲۷امّا عیسی دستِ پسر را گرفته، او را برخیزانید، و پسر بر پا ایستاد. ۲۸چون عیسی به خانه رفت، شاگردانش در خلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم آن روح را بیرون کنیم؟» ۲۹پاسخ داد: «این جنس جز به دعا بیرون نمی‌آید.» ۳۰آنها آن مکان را ترک کردند و از میان جلیل گذشتند. عیسی نمی‌خواست کسی بداند او کجاست، ۳۱زیرا شاگردان خود را تعلیم می‌داد و در این باره بدیشان سخن می‌گفت که: «پسر انسان به دست مردم تسلیم خواهد شد و او را خواهند کشت. امّا سه روز پس از کشته شدن، بر خواهد خاست.»

متی ۴.۲۵-۵.۱۲ (انجیل, قدیس یوحنا)

۲۵پس جماعتهای بزرگ از جلیل و دِکاپولیس، اورشلیم و یهودیه و فراسوی اردن از پی او روانه شدند. ۱چون عیسی آن جماعتها را دید، به کوهی برآمد و بنشست. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند ۲و او به تعلیم دادنشان آغاز کرد و گفت: ۳«خوشا به حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. ۴خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت. ۵خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد. ۶خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد. ۷خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد. ۸خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید. ۹خوشا به حال صلح‌جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. ۱۰خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. ۱۱«خوشا به حال شما، آنگاه که مردم به‌خاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به‌دروغ علیه‌تان بگویند. ۱۲خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چراکه همین‌گونه پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند.

یادبودها

کشیش‌شهید باسیل آنکارا (۳۶۲)

St Basil labored for the Church during the reign of Julian the Apostate, who briefly attempted to return the Roman empire to paganism after the reign of St Constantine. The Saint had already suffered for the Faith as bishop of Anycra (now Ankara,the capital of Turkey), and when Julian came to power, fresh persecutions began. Basil openly denounced the Emperor’s anti-Christian policies, for which he was tortured and thrown in prison.

When the Emperor came to Ancyra, Basil was brought before him, and Julian urged the bishop to renounce the Faith, promising him wealth and position if he would do so. Basil replied, ‘I believe in my Christ, whom you have denied and who gave you this earthly kingdom, but He will shortly take this from you. How can you have no shame before the altar under which you were saved from death as an eight-year-old child when they sought to kill you? Therefore He will soon make this earthly kingdom from you, and your body shall not be buried when you have spewed forth your soul in bitter torments.’ The enraged Emperor ordered that seven strips be torn from Basil’s body every day, a torture which was carried out for seven days. When the Saint was once again brought before the Emperor, he tore off a strip of his own flesh and threw it to Julian, saying ‘Take this and eat it, Julian, if such food is sweet to you, but Christ is life for me.’ At this the Emperor ordered that red-hot iron spits be driven through Basil; and thus the holy bishop at last received the crown of martyrdom.

شهید دروسیدا انطاکیه, و پنج راهبه‌ها (۱۰۴)

‘The daughter of the Emperor Trajan, she was seized with five other women when they were gathering the bodies of the martyrs who had suffered for Christ by night, and was for this cruelly mutilated by the Emperor. The five women were terribly tortured and at last thrown into molten copper, where they surrendered their souls to their Lord. But Drosida remained under strict imperial guard. However, she escaped from the court and baptised herself in a river. After eight days she gave her soul into God’s hands.’ (Prologue)