Orthodox Calendar

۲۵ نوامبر ۲۰۲۶
چهارشنبه هفته بیست‌وششم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • بدرقه ورود

یادبودها

  • مقدس کبیر شهید و بسیار حکیم کاترین اسکندریه و کسانی که با او (۳۰۵)
  • شهید بزرگ مرکوریوس (حدود ۲۵۹)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول تیموتائوس ۱.۱۸-۲۰, ۲.۸-۱۵ (رساله)

۱۸ای پسرم، تیموتائوس، این حکم را مطابق با نبوّتهایی که پیشتر بر تو شد، به تو می‌سپارم تا به مدد آنها در نبردِ نیکو پیکار کنی، ۱۹و به ایمان و وجدانی پاک متمسّک باشی، چرا که کِشتی ایمان بعضی با زیر پا نهادن آنها در‌هم شکسته است. ۲۰هیمِنائوس و اسکندر از این دسته‌اند، که ایشان را به شیطان سپردم تا عبرت گرفته، دیگر کفر نگویند. ۸پس آرزویم این است که مردان در همه جا، بی‌خشم و جدال، دستهایی مقدّس را به دعا برافرازند. ۹نیز خواهانم که زنان پوششی شایسته بر تن کنند و خویشتن را به نجابت و متانت بیارایند، نه به گیسوانِ بافته، یا طلا و مروارید، یا جامه‌های فاخر، ۱۰بلکه به زیورِ اعمال نیکو آراسته باشند، چنانکه شایستۀ زنانی است که مدّعی خداپرستی‌اند. ۱۱زن باید در آرامی و تسلیم کامل، تعلیم گیرد. ۱۲زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلّط شود؛ بلکه باید آرام باشد. ۱۳زیرا نخست آدم سرشته شد و بعد حوا. ۱۴و آدم فریب نخورد، بلکه زن بود که فریب خورد و نافرمان شد. ۱۵امّا زنان با زادنِ فرزندان، رستگار خواهند شد، اگر در ایمان و محبت و تقدّس، نجیبانه ثابت بمانند.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, والده خدا)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

لوقا ۱۸.۱۵-۱۷, ۲۶-۳۰ (انجیل)

۱۵مردم حتی نوزادان را نزد عیسی می‌آوردند تا بر آنها دست بگذارد. شاگردان چون این را دیدند، مردم را سرزنش کردند. ۱۶امّا عیسی آنان را نزد خود فرا خواند و گفت: «بگذارید کودکان نزد من آیند؛ ایشان را بازمدارید، زیرا پادشاهی خدا از آنِ چنین کسان است. ۱۷آمین، به شما می‌گویم، هر که پادشاهی خدا را همچون کودکی نپذیرد، هرگز بدان راه نخواهد یافت.» ۲۶کسانی که این را شنیدند، پرسیدند: «پس چه کسی می‌تواند نجات یابد؟» ۲۷فرمود: «آنچه برای انسان ناممکن است، برای خدا ممکن است.» ۲۸پطرس گفت: «ما که خانه و کاشانۀ خود را ترک گفتیم تا از تو پیروی کنیم!» ۲۹عیسی به ایشان گفت: «آمین، به شما می‌گویم، کسی نیست که خانه یا زن یا برادران یا والدین یا فرزندان را به‌خاطر پادشاهی خدا ترک کند، ۳۰و در همین عصر چند برابر به دست نیاورد، و در عصر آینده نیز از حیات جاویدان بهره‌مند نگردد.»

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

مقدس کبیر شهید و بسیار حکیم کاترین اسکندریه و کسانی که با او (۳۰۵)

“Saint Catherine, who was from Alexandria, was the daughter of Constas (or Cestus). She was an exceedingly beautiful maiden, most chaste, and illustrious in wealth, lineage, and learning. By her steadfast understanding, she utterly vanquished the passionate and unbridled soul of Maximinus, the tyrant of Alexandria; and by her eloquence, she stopped the mouths of the so-called philosophers who had been gathered to dispute with her. She was crowned with the crown of martyrdom in the year 305. Her holy relics were taken by Angels to the holy mountain of Sinai, where they were discovered many years later; the famous monastery of Saint Catherine was originally dedicated to the Holy Transfiguration of the Lord and the Burning Bush, but later was dedicated to Saint Catherine.” (Great Horologion) So great was St Catherine’s eloquence that the fifty orators assigned to debate her recognized their error and, as a body, asked for baptism, for which Maximinus condemned them all to death. The Saint was then subjected to torture on a specially-constructed spiked wheel (with which she is usually shown in her icon), but an angel loosed her and miraculously smashed the wheel. Maximinus’ own wife and 200 soldiers, seeing her sufferings and the nobility with which she bore them, were moved to profess their faith in Christ and their yearning to be baptized. All of them were put to death. Finally Catherine herself was led outside the walls of Alexandria and, after a prayer of thanksgiving to God, was beheaded.

شهید بزرگ مرکوریوس (حدود ۲۵۹)

He was born in the province of Asia, to a Scythian who had secretly converted to Christianity. Like his parents, he was a secret follower of Christ, serving as a legionary in the Roman army during the reign of the Emperor Decius. During a campaign, an Angel appeared to him, gave him a sword and told him to go into battle trusting in Christ’s help. Mercurius plunged into battle, fought his way alone through the enemy lines, and reached the barbarian commander Rigas, whom he killed. Upon the death of their chief the barbarians scattered and the victory was won.

The Emperor, hearing of the young soldier’s exploits, promoted him to a position at court. There, lulled by the pleasures and honors of the court, Mercurius forgot his duties to Christ his King. One night the same Angel who had given him the sword appeared to him once again and reminded him of the sword that Christ had given him, an emblem of the battle of martyrdom that he was about to enter. The next day Mercurius, now returned to his senses, refused to offer sacrifice to the gods. When called before the Emperor, he boldly proclaimed Christ and threw off his badges of office. He was thrown in prison and subjected to cruel tortures, all of which he bore with peace and joy, encouraged by the Angel who appeared to him again to offer comfort and encouragement. After long torment he was beheaded in Caesarea in Cappadocia, at the age of twenty-five.