Orthodox Calendar

۲۳ مه ۲۰۲۵
جمعه هفته پنجم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • قدیس میکائیل معترف؛ کشف ذخایر قدیس لئونتی، اسقف روستوف (۸۱۸)
  • مقدس عطر-حامل مریم, همسر کلئوپاس
  • شهید مقدس میکائیل قدیس ساباس صومعه(سده ۹)
  • مقدس باکره اِفروسینه, شاهدخت پولوتسک (۱۱۷۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۵.۵-۳۴ (رساله)

۵آنگاه برخی از فرقۀ فَریسیان که ایمان آورده بودند، برخاسته، گفتند: «این غیریهودیان را باید ختنه کرد و حکم داد که شریعت موسی را نگاه دارند.» ۶پس رسولان و مشایخ گرد آمدند تا به این مسئله رسیدگی کنند. ۷پس از مباحثۀ بسیار، سرانجام پطرس برخاست و بدیشان گفت: «ای برادران، شما آگاهید که در روزهای نخست، خدا مرا از میان شما برگزید تا غیریهودیان از زبان من پیام انجیل را بشنوند و ایمان آورند. ۸و خدایی که عارف‌القلوب است بر ایشان گواهی داد بدین که روح‌القدس را بدیشان عطا فرمود، چنانکه به ما نیز. ۹او در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان، دلهایشان را طاهر ساخت. ۱۰پس حال چرا خدا را می‌آزمایید و یوغی بر گردن شاگردان می‌نهید که نه ما قادر به حملش بودیم، نه پدران ما؟ ۱۱زیرا ما ایمان داریم که به فیض خداوندْ عیسی است که نجات یافته‌ایم، چنانکه ایشان نیز.» ۱۲سپس جماعتْ همه ساکت شدند و به برنابا و پولس گوش فرا دادند. آنان آیات و معجزاتی را که خدا به دست ایشان در میان غیریهودیان ظاهر کرده بود، بازمی‌گفتند. ۱۳چون سخنان ایشان به پایان رسید، یعقوب گفت: «ای برادران، به من گوش فرا دهید! ۱۴شَمعون بیان کرد که چگونه خدا برای نخستین‌بار غیریهودیان را مورد لطف خود قرار داده، از میان آنان قومی برای خود برگزیده است. ۱۵این با گفتار پیامبران مطابق است، چنانکه نوشته شده: ۱۶«”پس از این، باز خواهم گشت و خیمۀ داوود را که فرو افتاده از نو بر پا خواهم کرد؛ ویرانه‌هایش را دیگر بار بنا خواهم نمود، و آن را مرمّت خواهم کرد، ۱۷تا باقی افراد بشر جملگی خداوند را بطلبند، همۀ ملتهایی که نام مرا بر خود دارند. خداوندی که این را به جا می‌آورد چنین می‌گوید، ۱۸اموری را که از دیرباز معلوم بوده است.“ ۱۹«پس رأی من بر این است که آنان را که از غیریهودیان به سوی خدا بازمی‌گردند، زحمت نرسانیم. ۲۰امّا باید در نامه‌ای از ایشان بخواهیم که از خوراک آلوده به بت‌پرستی، بی‌عفتی، گوشت حیوانات خفه شده و خون بپرهیزند. ۲۱زیرا از دیرباز موسی در هر شهر کسانی را داشته است که بدو موعظه کنند، چنانکه هر شَبّات نوشته‌های او را در کنیسه‌ها تلاوت می‌کنند.» ۲۲پس رسولان و مشایخ به اتفاق تمامی کلیسا تصمیم گرفتند از میان خود مردانی برگزینند و آنان را همراه پولس و برنابا به اَنطاکیه بفرستند. پس یهودای معروف به بَرسابا و سیلاس را که در میان برادران مقام رهبری داشتند، برگزیدند. ۲۳آنگاه نامه‌ای به دست ایشان فرستادند، بدین عبارات که: «از ما رسولان و مشایخ، برادران شما، به برادرانِ غیریهودی در اَنطاکیه، سوریه و کیلیکیه، سلام! ۲۴شنیده‌ایم که کسانی از میان ما، بی‌آنکه دستوری از ما داشته باشند، آمده‌اند و شما را با سخنانشان مشوش ساخته، باعث پریشانی خاطرتان شده‌اند. ۲۵پس ما یکدل چنین مصلحت دیدیم که مردانی برگزینیم و آنها را همراه عزیزان خود، برنابا و پولس، نزد شما بفرستیم، ۲۶همراه کسانی که به‌خاطر نام خداوند ما عیسی مسیح، جان بر‌کف نهاده‌اند. ۲۷پس یهودا و سیلاس را فرستاده‌ایم تا شما را زبانی از این امور آگاه سازند. ۲۸روح‌القدس و ما مصلحت چنین دیدیم که باری بر دوش شما ننهیم، جز این ضروریات که ۲۹از خوراک تقدیمی به بتها و خون و گوشت حیوانات خفه شده و بی‌عفتی بپرهیزید. هر گاه از اینها دوری کنید، کاری پسندیده انجام داده‌اید. والسّلام.» ۳۰پس ایشان روانه شده، به اَنطاکیه رفتند و در آنجا کلیسا را گرد آورده، نامه را رساندند. ۳۱چون آنها نامه را خواندند، از پیام دلگرم‌کنندۀ آن شادمان شدند. ۳۲یهودا و سیلاس نیز که نبی بودند، با سخنان بسیار، برادران را تشویق و تقویت کردند. ۳۳پس چندی در آنجا ماندند، و سپس برادرانْ ایشان را به سلامت روانه کردند تا نزد فرستندگان خود بازگردند. ۳۴امّا پولس و برنابا در اَنطاکیه ماندند

یوحنا ۱۰.۱۷-۲۸ (انجیل)

۱۷پدر، مرا از این رو دوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن را بازستانم. ۱۸هیچ‌کس آن را از من نمی‌گیرد، بلکه من به میل خود آن را می‌دهم. اختیار دارم آن را بدهم و اختیار دارم آن را بازستانم. این حکم را از پدر خود یافته‌ام.» ۱۹به سبب این سخنان، دیگر بار میان یهودیان اختلاف افتاد. ۲۰بسیاری از ایشان گفتند: «او دیوزده و دیوانه است؛ چرا به او گوش می‌دهید؟» ۲۱امّا دیگران گفتند: «اینها سخنان یک دیوزده نیست. آیا دیو می‌تواند چشمان کوران را بگشاید؟» ۲۲زمان برگزاری عید وقف در اورشلیم فرا رسیده بود. زمستان بود ۲۳و عیسی در محوطۀ معبد، در ایوان سلیمان راه می‌رفت. ۲۴یهودیان بر او گرد آمدند و گفتند: «تا به کِی می‌خواهی ما را در تردید نگاه داری؟ اگر مسیح هستی، آشکارا به ما بگو.» ۲۵عیسی پاسخ داد: «به شما گفتم، امّا باور نمی‌کنید. کارهایی که من به نام پدر خود می‌کنم، بر من شهادت می‌دهند. ۲۶امّا شما ایمان نمی‌آورید، زیرا از گوسفندان من نیستید. ۲۷گوسفندان من به صدای من گوش فرا می‌دهند؛ من آنها را می‌شناسم و آنها از پی من می‌آیند. ۲۸من به آنها حیات جاویدان می‌بخشم، و به‌یقین هرگز هلاک نخواهند شد. کسی آنها را از دست من نخواهد ربود.

یادبودها

قدیس میکائیل معترف؛ کشف ذخایر قدیس لئونتی، اسقف روستوف (۸۱۸)

“This Saint was from Synnada in Phrygia of Asia Minor. In Constantinople he met Saint Theophylact (March 8); the holy Patriarch Tarasius, learning that Michael and Theophylact desired to become monks, sent them to a monastery on the Black Sea. Because of their great virtue, St Tarasius afterwards compelled them to accept consecration, Theophylact as Bishop of Nicomedia, and Michael as Bishop of his native Synnada. Because St Michael fearlessly confessed the veneration of the holy icons, he was banished by the Iconoclast Emperor Leo V the Armenian, who reigned from 813 to 820. After being driven from one place to another, in many hardships and bitter pains, St Michael died in exile.” (Great Horologion)

مقدس عطر-حامل مریم, همسر کلئوپاس

شهید مقدس میکائیل قدیس ساباس صومعه(سده ۹)

When his parents died, the young Michael gave away all his goods and travelled to Jerusalem, where he entered the monastery of St Sabbas the Sanctified. Once he was sent into town to sell some handwork for the monastery. A eunuch of an Arab princess met him in the street and brought him to princess’ home to show his wares. (Jerusalem was ruled by Muslim Arabs at that time.) The princess, like Potiphar’s wife, conceived an illicit passion for the young monk and invited him to her bed. When he refused, the angry princess had him beaten and taken to the Sultan, where she accused him of blasphemy against Mohammed. The Sultan tried to make him accept Islam, but he refused. When a dose of poison had no effect on the holy Michael, the Sultan had him publicly beheaded in the center of Jerusalem. The monks retrieved his body and gave it honorable burial at his monastery.

مقدس باکره اِفروسینه, شاهدخت پولوتسک (۱۱۷۳)

“She was the daughter of Prince Vseslav of Polotsk. When her parents wished her to be married, she ran away to a monastery and became a nun. An angel of the Lord appeared to her three times to show her the place where she was to build a new monastery for virgins. She brought her own sister, Evdokia, into monasticism and many other young girls from the ranks of the aristocracy. One kinswoman of hers, Zvenislava, a princess of Borisov, brought all her wealth, clothing and precious jewels, and said: ‘I count all the beauty of this world as naught, and wish to give these fine things, prepared for my marriage, to the Church of the Saviour. And I desire to espouse myself to Him in a spiritual marriage, and to bow my head beneath His easy and light yoke.’ Euphrosyne professed her too, and gave her the name Evpraxia. In old age, Euphrosyne evinced a desire to die in Jerusalem, and prayed for this boon. God heard her prayer, and she did indeed die in the monastery of St Theodosius in Jerusalem on May 23rd, 1173, during a visit there.” (Prologue)