Orthodox Calendar

۱۲ مه ۲۰۲۵
دوشنبه هفته چهارم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۰.۱-۱۶ (رساله)

۱در قیصریه مردی بود، کُرنِلیوس نام، از فرماندهان هنگ رومی موسوم به ’هنگ ایتالیایی‘. ۲او و اهل خانه‌اش همگی پرهیزگار و خداترس بودند. کُرنِلیوس سخاوتمندانه به مستمندان صدقه می‌داد و پیوسته به درگاه خدا دعا می‌کرد. ۳روزی حوالی ساعت نهم از روز آشکارا در رؤیا دید که فرشتۀ خدا نزدش آمد و گفت: «ای کُرنِلیوس!» ۴کُرنِلیوس با وحشت به او چشم دوخت و پاسخ داد: «بله، سرورم!» فرشته گفت: «دعاها و صدقه‌های تو چون هدیۀ یادگاری به پیشگاه خدا برآمده است. ۵اکنون کسانی به یافا بفرست تا شَمعونِ معروف به پطرس را بدین‌جا بیاورند. ۶او نزد دَبّاغی شَمعون نام که کنار دریا منزل دارد، میهمان است.» ۷چون فرشته‌ای که با او سخن می‌گفت او را ترک کرد، کُرنِلیوس دو تن از خادمان و یکی از سپاهیان خاص خود را که مردی دیندار بود، فرا خواند ۸و تمام ماجرا را بدیشان بازگفت و آنها را به یافا فرستاد. ۹روز بعد، نزدیک ظهر، چون در راه بودند و به شهر نزدیک می‌شدند، پطرس به بام خانه رفت تا دعا کند. ۱۰در آنجا گرسنه شد و خواست چیزی بخورد. چون خوراک را آماده می‌کردند، به حالت خَلسه فرو رفت. ۱۱در آن حال دید که آسمان گشوده شده و چیزی همچون سفره‌ای بزرگ که از چهارگوشه آویخته است، به سوی زمین فرود می‌آید ۱۲و از انواع چارپایان و خزندگان و پرندگان پر است. ۱۳آنگاه ندایی به او رسید که: «ای پطرس، برخیز، ذبح کن و بخور!» ۱۴پطرس گفت: «حاشا از من، خداوندا، زیرا هرگز به چیزی حرام یا نجس لب نزده‌ام.» ۱۵بار دوّم ندا آمد که «آنچه خدا پاک ساخته است، تو نجس مخوان!» ۱۶این امر سه بار تکرار شد و سپس سفره بی‌درنگ به آسمان بالا برده شد.

یوحنا ۶.۵۶-۶۹ (انجیل)

۵۶کسی که بدن مرا می‌خورَد و خون مرا می‌نوشد، در من ساکن می‌شود و من در او. ۵۷همان‌گونه که پدرِ زنده مرا فرستاد و من به پدرْ زنده‌ام، آن که مرا می‌خورد نیز به من زنده خواهد بود. ۵۸این است نانی که از آسمان نازل شد؛ نه مانند آنچه پدران شما خوردند، و با این حال مردند؛ بلکه هر کس از این نان بخورد، تا ابد زنده خواهد ماند.» ۵۹عیسی این سخنان را زمانی گفت که در کنیسه‌ای در کَفَرناحوم تعلیم می‌داد. ۶۰بسیاری از شاگردان او با شنیدن این سخنان گفتند: «این تعلیم سخت است، چه کسی می‌تواند آن را بپذیرد؟» ۶۱عیسی، آگاه از اینکه شاگردانش در این باره همهمه می‌کنند، بدیشان گفت: «آیا این سبب لغزش شما می‌شود؟ ۶۲پس اگر پسر انسان را ببینید که به جای نخست خود صعود می‌کند، چه خواهید کرد؟ ۶۳روح است که زنده می‌کند؛ جسم را فایده‌ای نیست. سخنانی که من به شما گفتم، روح و حیات است. ۶۴امّا برخی از شما هستند که ایمان نمی‌آورند.» زیرا عیسی از آغاز می‌دانست چه کسانی ایمان نمی‌آورند و کیست آن که او را تسلیم دشمن خواهد کرد. ۶۵سپس افزود: «از همین رو به شما گفتم که هیچ‌کس نمی‌تواند نزد من آید، مگر آنکه از جانب پدر به او عطا شده باشد.» ۶۶از این زمان، بسیاری از شاگردانش برگشته، دیگر او را همراهی نکردند. ۶۷پس عیسی به آن دوازده تن گفت: «آیا شما نیز می‌خواهید بروید؟» ۶۸شَمعون پطرس پاسخ داد: «سرور ما، نزد که برویم؟ سخنان حیات جاویدان نزد توست. ۶۹و ما ایمان آورده و دانسته‌ایم که تویی آن قدّوسِ خدا.»

یادبودها

ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

Saint Epiphanios was born a Jew in Palestine, but he and his sister came to faith in Christ and were baptized together. Epiphanios gave all his possessions to the poor and became a monk. He knew St Hilarion the great (October 31), and traveled among the monks of Egypt to learn their ways and wisdom. The fame of his virtue spread so widely that several attempts were made to make him bishop, first in Egypt, then in Cyprus. Whenever Epiphanios heard of these plans, he fled the area. He was finally made bishop by means of a storm: told to go to Cyprus, he took ship instead for Gaza, but a contrary wind blew his ship directly to Cyprus, where “Epiphanios fell into the hands of bishops who had come together to elect a successor to the newly-departed Bishop of Constantia, and the venerable Epiphanios was at last constrained to be consecrated, about the year 367.” (Great Horologion). He guarded his flock faithfully for the remainder of his life, working many miracles, defending the Church against the Arian heresy, and composing several books, of which the best-loved is the Panarion (from the Latin for ‘bread-box’), an exposition of the Faith and an examination of eighty heresies. He was sometimes called the ‘Five-tongued’ because he was fluent in Hebrew, Egyptian, Syriac, Greek, and Latin.

Saint Germanos was the son of a prominent family, in Constantinople. He became Metropolitan of Cyzicus, then was elevated to the throne at Constantinople in 715. It was he who baptized the infant Constantine, who for his whole life was nicknamed “Copronymos” because he defecated in the baptismal font (though he was neither the first nor the last infant to do so). At this incident, Patriarch Germanos is said to have prophesied that the child would one day bring some foul heresy upon the Church, which he did, becoming a notorious iconoclast as emperor. Germanos openly opposed the decree of the Emperor Leo the Isaurian which began the persecution of the holy icons. For this he was deposed and driven into exile in 730. He lived the rest of his life in peace. Saint Germanos is the composer of many of the Church’s hymns, notably those for the Feast of the Meeting in the Temple.

These two Saints are always commemorated together.