Orthodox Calendar

۱۱ مارس ۲۰۲۵
سه‌شنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس سوفرونیوس, پاتریارک اورشلیم (۶۳۸)
  • قدیس یوحنا موسخوس, نویسنده روحانی مرغزار (۶۲۲)
  • شهید مقدس پیونیوس (۲۵۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۵.۷-۱۶ (ساعت ششم)

۷آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود! ۸وای بر شما که خانه بر خانه و مزرعه بر مزرعه می‌افزایید، تا آنگاه که مکانی باقی نمانَد و شما تنها صاحبانِ زمین در میان آن باشید! ۹خداوندِ لشکرها در گوش من گفت: «براستی که خانه‌های بسیار منهدم خواهد شد؛ خانه‌‌‌های بزرگ و مجلل، خالی از سَکَنِه خواهد گشت. ۱۰از ده جریب تاکستان، تنها یک بَت شراب حاصل خواهد شد، و از یک حومِر تخم، تنها یک ایفَه غَله.» ۱۱وای بر آنان که سحرگاهان برمی‌خیزند تا در پی مُسکِرات روند، و شب تا دیرگاه بیدار می‌مانند تا شرابْ ایشان را گرم کند! ۱۲در بزمهای ایشان بربط و چنگ است، و دف و نی و شراب؛ اما به کارهای خداوند نظر نمی‌کنند، و عمل دستهای او را نمی‌بینند. ۱۳بنابراین، قوم من به سبب عدم معرفت به اسارت خواهند رفت؛ اشراف ایشان گرسنگی خواهند کشید، و عوام ایشان از تشنگی بی‌تاب خواهند شد. ۱۴از این رو هاویه گلوی خود را گشادتر کرده، و دهان خویش را بی‌اندازه گشوده است؛ نجبای اورشلیم و عوام آن، عربده‌‌کشان و وجدکنندگان آن، بدان فرو خواهند رفت. ۱۵مردمان خم خواهند شد، و هر یک ذلیل خواهند گشت، و چشمان متکبران پست خواهد گردید. ۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود.

پیدایش ۴.۸-۱۵ (نماز شامگاهی)

۸قائن به برادر خویش هابیل گفت: «بیا تا به صحرا برویم». و چون در صحرا بودند قائن بر برادرش هابیل برخاست و او را کشت. ۹آنگاه خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی‌دانم؛ مگر من نگهبان برادرم هستم؟» ۱۰خداوند فرمود: «چه کرده‌ای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی‌آورد. ۱۱و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را گشود تا خون برادرت را از دست تو دریافت کند. ۱۲چون زمین را کِشت کنی، دیگر قوّت خود را به تو نخواهد داد. و تو بر زمین آواره و سرگردان خواهی بود.» ۱۳قائن به خداوند گفت: «مکافاتم بیش از تحمل من است. ۱۴هان امروز مرا از این زمین طرد کردی و از حضور تو پنهان خواهم بود. پس در جهان آواره و سرگردان خواهم بود و هر که مرا یابد، مرا خواهد کشت.» ۱۵آنگاه خداوند به او گفت: «در این صورت، هر که قائن را بکشد، از او هفت چندان انتقام گرفته خواهد شد.» و خداوند نشانی بر قائن نهاد تا اگر کسی او را بیابد، وی را نکشد.

امثال ۵.۱-۱۵ (نماز شامگاهی)

۱پسرم! به حکمت من توجه کن، و به بصیرت من نیک گوش فرا ده؛ ۲تا دوراندیشی را پاس داری و لبانت معرفت را نگاه دارد. ۳زیرا از لبان زن زناکار عسل می‌چکد، و زبان او از روغن چربتر است. ۴اما سرانجامش همچون اَفسَنطین، تلخ است، و تیز همچون شمشیرِ دو دم. ۵پاهایش به کام مرگ فرو می‌رود؛ و گامهایش مستقیم به گور می‌انجامد. ۶به راه حیات هرگز نمی‌اندیشد؛ گمراه است، اما این را نمی‌داند. ۷پس اکنون، پسرم به من گوش فرا ده، و سخنان زبانم را ترک مگو. ۸راه خویش از او دور نگاه دار و به درِ خانه‌اش نزدیک مشو. ۹مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی و سالهای خویش را به آن که بی‌رحم است. ۱۰مبادا بیگانگان از دولت تو سیر شوند و دسترنج تو، خانۀ غریبه را آباد کند؛ ۱۱و در پایانِ عمر، ناله سر دهی، آنگاه که گوشت و تَنَت زایل شده باشد. ۱۲و بگویی: «دریغا که از تأدیب بیزار بودم! و افسوس که دل من توبیخ را خوار شمرد! ۱۳آوای معلمانِ خویش نشنیدم و به آموزگاران خود گوش فرا ندادم. ۱۴و در میان قوم و جماعت، به لبۀ پرتگاه رسیده‌ام.» ۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن.

یادبودها

قدیس سوفرونیوس, پاتریارک اورشلیم (۶۳۸)

He was born in Damascus to an eminent family, and was well educated in his youth. Discontented with the wisdom of the world, he entered monastic life in the monastery of St Theodosius, where he became the lifelong friend and disciple of John Moschos. Together they visited the monasteries and hermitages of Egypt; they later wrote down their discoveries among the holy monks in the classic Spiritual Meadow. After the death of his teacher, St Sophronius traveled to Jerusalem, which had just been liberated from the Persians. He was there to see the Precious Cross returned from Persia by the Emperor Heraclius, who carried it into Jerusalem on his back. A few years later, in 634, St Sophronius was elected Patriarch of Jerusalem, where he served his flock wisely for three years and three months. He was zealous in the defense of Orthodoxy against the Monothelite heresy: He convoked a Council in Jerusalem which condemned it before it was condemned at the Sixth Ecumenical Council. The holy Patriarch even traveled to Constantinople to rebuke the Patriarch Sergius and Emperor Heraclius, who had embraced the Monothelite error.

The years of peace were few for the Holy Land; for just as the Persian Empire was decisively defeated by Heraclius, the followers of Islam erupted out of Arabia, conquering most of North Africa and the Middle East in a few years. The Saint was so grieved by the capture of Jerusalem in 637 by the Caliph Omar that begged God to take him, so that he might not live to see the desecration of the holy places. His prayer was granted, and he reposed in peace less than a year later.

St Sophronios is the author of the Life of Saint Mary of Egypt, appointed to be read in the churches during every Great Lent. He also wrote the service of the Great Blessing of the Waters. Some have attributed the Vesperal hymn “Gladsome Light” to him, but we know that it dates from before the time of St Basil the Great, who mentions it in his writings. It seems though, that St Sophronios supplemented the hymn, and that its present form is due to him.

قدیس یوحنا موسخوس, نویسنده روحانی مرغزار (۶۲۲)

He is commemorated today along with his disciple and friend St Sophronius (see above).

شهید مقدس پیونیوس (۲۵۰)

“A priest of Smyrna, he suffered there in the time of Decius’ persecution. They condemned him to be crucified, which was a great joy to him. And as soon as the soldiers assembled the cross and laid it on the ground, Pionius laid himself on it and stretched out his arms, calling to the soldiers to put the nails into his hands. The cross was inserted into the ground upside down, and a fire lit under the martyr’s head. There were many bystanders. Pionius closed his eyes and prayed to God within himself. The flames could not succeed in igniting even his hair, and when the fire had at last gone out and everyone thought that he was dead, Pionius opened his eyes and cried out joyfully: ‘O Lord, receive my spirit!’, and breathed his last. This saint wrote the life of St Polycarp of Smyrna, together with whom he now makes merry in the Kingdom of Christ. He suffered and was glorified in 250.” (Prologue)