Orthodox Calendar

۲۴ فوریه ۲۰۲۵
دوشنبه هفته پنیرخوری

روزه — روزه گوشت

اعیاد

  • یافتن اول و دوم سر محترم قدیس یوحنای تعمیددهنده

یادبودها

  • اول (سده ۴) و دوم (سده ۹) یافته‌ها مقدس سر قدیس یوحنا تعمیددهنده
  • قدیس اتلبرت (اتلبرت), اول مسیحی پادشاه کنت (۶۱۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

Composite ۸ - اشعیا ۴۰, ۴۱, ۴۵, ۴۸, ۵۴ (نماز شامگاهی, پیشرو)

۱Thus says the Lord: Comfort, comfort my people, says God. Priests, speak to the heart of Jerusalem. Comfort her, because her humiliation has been completed; for her has sin has been abolished, because she has received from the Lord’s hand double for her sins. A voice of one crying in the wilderness: Prepare the way of the Lord, make straight the paths of our God. Every valley will be filled and every mountain and hill made low; what is crooked will become straight, and the rough ways will be made smooth; and all flesh shall see the salvation of God. Go up onto a high mountain, you who bring good tidings to Sion; lift up your voice with strength, you who bring good tidings to Jerusalem. Lift it up, do not be afraid. I the Lord God, I, the God of Israel, will hearken and will not forsake them; but I will open rivers from the mountains and springs in the middle of plains. I will turn the wilderness into water meadows and the thirsty earth with water courses. Let the heavens rejoice from on high and let the clouds rain justice. Let the earth sprout and blossom with mercy and justice. Announce a voice of gladness to the end of the earth and let this be heard: Say that the Lord has delivered his servant Jacob. And if they thirst through deserts, he will bring water for them from a rock. Rejoice you barren who have never given birth, break out and shout, you who have never known birth pangs, for the children of the deserted are more than those of her who has a husband.

Composite ۹ - ملاکی ۳, ۴ (نماز شامگاهی, پیشرو)

۱Thus says the Lord Almighty: See, I am sending my Angel, my messenger, before your face, who will prepare your way before you. And the Lord whom you seek will come to his temple. And who will endure the day of his entrance? And who will withstand at his appearing? Because he will enter like fire in a smelting furnace and like the lye of launderers. And he will come to you in judgement; and he will be a swift witness against the wicked and against adulteresses and against those swear falsely in his name and those who do not fear him, says the Lord Almighty. Because I am the Lord your God, and I have not changed and you, children of Jacob, have perverted the laws and not kept them. Therefore turn back to me and I will turn back to you, says the Lord Almighty. And all the nations will call you blessed and you will know that I am the Lord who discern between just and lawless on the day on which I make a peculiar possession of those who love me. Know then and remember the law of Moses my servant, as I gave him commandment on Horeb, to all Israel ordinances and judgements. And see, I will send you Elias the Thesbite, before the great and manifest day of the Lord comes; he will turn again the heart of father to son and of a man to his neighbour, lest when I come I smite the earth grievously, says the Lord Almighty, God the Holy One of Israel.

Composite ۳ - حکمت سلیمان ۴, ۵ (نماز شامگاهی, پیشرو)

۱A just man if he comes to his end will be at rest. A just man who dies will condemn the ungodly who are alive; for they will see the end of a just man and will not understand what they counselled concerning him. For the Lord will break the ungodly, render them voiceless and cast them headlong, and he will shake them from the foundations and they will be utterly worsted in sorrow, and their memory shall perish. They shall come with fear at the accounting of their sins, and their iniquities will convict them to their face. Then the just will stand with much boldness in the face of those who afflicted him and made his toils of no account. When they see this they will be troubled with great fear and will be amazed at the wonder of his salvation. For they will say as they repent and with anguish they will groan and say: Is this he whom we fools once made a laughing stock and a byword of reproach? We reckoned his life folly and his end dishonour. How has he been numbered among the children of God and his lot with the Saints? Therefore we have erred from the way of truth and the light of righteousness has not shone on us and the sun has not dawned on us. We have been filled with paths of lawlessness and destruction and journeyed through trackless paths, but have not known the way of the Lord.

لوقا ۷.۱۷-۳۰ (انجیل نماز صبحگاهی, پیشرو)

۱۷خبر این کار عیسی در تمام یهودیه و نواحی اطراف منتشر شد. ۱۸شاگردان یحیی او را از همۀ این وقایع آگاه ساختند. پس او دو تن از آنان را فرا خواند ۱۹و با این پیغام نزد عیسی فرستاد: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۰آن دو نزد عیسی آمده، گفتند: «یحیای تعمیددهنده ما را فرستاده تا از تو بپرسیم آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۲۱در همان ساعت، عیسی بسیاری را از بیماریها و دردها و ارواح پلید شفا داد و نابینایان بسیار را بینایی بخشید. ۲۲پس در پاسخ آن فرستادگان فرمود: «بروید و آنچه دیده و شنیده‌اید به یحیی بازگویید، که کوران بینا می‌شوند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، مردگان زنده می‌گردند و به فقیران بشارت داده می‌شود. ۲۳خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد.» ۲۴چون فرستادگان یحیی رفتند، عیسی دربارۀ او سخن آغاز کرد و به جماعت گفت: «برای دیدن چه چیز به بیابان رفته بودید؟ برای دیدن نی‌ای که از باد در جنبش است؟ ۲۵برای دیدن چه چیز رفتید؟ مردی که جامه‌ای لطیف در بر دارد؟ آنان که جامه‌های فاخر می‌پوشند و در تجمّل زندگی می‌کنند، در قصرهای پادشاهانند. ۲۶پس برای دیدن چه رفته بودید؟ برای دیدن پیامبری؟ آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. ۲۷او همان است که درباره‌اش نوشته شده: «”اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم که راهت را پیش رویت مهیا خواهد کرد.“ ۲۸به شما می‌گویم که کسی بزرگتر از یحیی از مادر زاده نشده است؛ امّا کوچکترین در پادشاهی خدا، از او بزرگتر است.» ۲۹همۀ مردمانی که این سخنان را شنیدند، حتی خَراجگیران، تصدیق کردند که راه خدا حق است، زیرا به دست یحیی تعمید گرفته بودند. ۳۰امّا فَریسیان و فقیهان با امتناع از تعمید گرفتن به دست یحیی، ارادۀ خدا را برای خود رد کردند.

سوم یوحنا ۱.۱-۱۴ (رساله)

۱از شیخ کلیسا، به گایوس عزیز که او را در ’حقیقت‘ دوست می‌دارم. ۲ای عزیز، دعایم این است که از هر جهت کامیاب باشی و در تندرستی به سر بَری، همچنان که جانت نیز کامیاب است. ۳بسی شادمان شدم که برادران آمده، بر وفاداری‌ات به حقیقت و شیوۀ سلوکت در آن شهادت دادند. ۴هیچ چیز مرا بیش از این شاد نمی‌کند که بشنوم فرزندانم در ’حقیقت‘ سلوک می‌کنند. ۵ای عزیز، تو در همۀ کارهایت برای برادران، امانت خود را نشان می‌دهی، بخصوص اینکه نزد تو بیگانه‌اند. ۶ایشان نیز در حضور کلیسا بر محبت تو شهادت داده‌اند؛ پس کاری نیکو می‌کنی اگر ایشان را آن گونه که سزاوار خداست، روانۀ سفر کنی. ۷زیرا که ایشان به خاطر آن نام عزیمت کرده‌اند و از غیریهودیان کمکی دریافت نداشته‌اند. ۸پس باید که ما چنین کسان را حمایت کنیم تا با ایشان در پیشبرد حقیقت همکاری کرده باشیم. ۹مطلبی به کلیسا نوشتم، امّا دیوتْرِفیس که جایگاه نخست را دوست می‌دارد، اقتدار ما را گردن نمی‌نهد. ۱۰پس چون بیایم، به آنچه می‌کند رسیدگی خواهم کرد، چرا که مغرضانه دربارۀ ما بد می‌گوید، و به این هم بسنده نکرده، از پذیرش برادران سر باز می‌زند؛ و کسانی را نیز که می‌خواهند ایشان را بپذیرند، بازداشته، از کلیسا بیرون می‌راند. ۱۱ای عزیز، بدی را سرمشق خود مساز، بلکه از نیکویی سرمشق گیر؛ زیرا نیکو‌کردار از خداست، امّا بدکردار خدا را ندیده است. ۱۲همگان دربارۀ دیمیتریوس نیکو شهادت می‌دهند، حتی خودِ حق. ما نیز چنین شهادت می‌دهیم و می‌دانی که شهادت ما راست است. ۱۳بسیار چیزها داشتم به تو بنویسم، لیکن نمی‌خواهم با مرکّب و قلم باشد. ۱۴امّا امیدوارم بزودی تو را ببینم و رویاروی گفتگو کنیم.

دوم قرنتیان ۴.۶-۱۵ (رساله, پیشرو)

۶زیرا همان خدا که گفت: «نور از میان تاریکی بتابد،» نور خود را در دلهای ما تابانید تا شناخت جلال خدا در چهرۀ مسیح، ما را منوّر سازد. ۷امّا این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارق‌العاده از خداست نه از ما. ۸ما از هر سو در فشاریم، امّا خُرد نشده‌ایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛ ۹آزار می‌بینیم، امّا وانهاده نشده‌ایم؛ بر زمین افکنده شده‌ایم، امّا از پا درنیامده‌ایم. ۱۰همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود. ۱۱زیرا ما که زنده‌ایم، همواره به‌خاطر عیسی به مرگ سپرده می‌شویم تا حیات او در بدن فانی ما آشکار گردد. ۱۲پس مرگ در ما عمل می‌کند، امّا حیات در شما. ۱۳در کتب مقدّس آمده که «ایمان آوردم، پس سخن گفتم.» با همین روحِ ایمان، ما نیز ایمان داریم و سخن می‌گوییم. ۱۴زیرا می‌دانیم او که عیسای خداوند را از مردگان برخیزانید، ما را نیز با عیسی برخیزانیده، با شما به حضور او خواهد آورد. ۱۵اینها همه به‌خاطر شماست، تا فیضی که شامل حال عدۀ بیشتر و بیشتری می‌شود، سبب شکرگزاری هر چه بیشتر برای جلال خدا گردد.

لوقا ۱۹.۲۹-۴۰, ۲۲.۷-۳۹ (انجیل)

۲۹چون به نزدیکی بِیت‌فاجی و بِیت‌عَنْیا که بر فراز کوهی بود رسید، دو تن از شاگردان خود را فرستاده گفت: ۳۰«به دهکده‌ای که پیش روی شماست، بروید. چون وارد شدید، کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال کسی بر آن سوار نشده است. آن را باز کنید و به اینجا بیاورید. ۳۱اگر کسی از شما پرسید: ”چرا آن را باز می‌کنید؟“ بگویید: ”خداوند بدان نیاز دارد.“‌» ۳۲فرستادگان رفتند و همه چیز را چنان یافتند که عیسی گفته بود. ۳۳و چون کره را باز می‌کردند، صاحبانش به ایشان گفتند: «چرا کره را باز می‌کنید؟» ۳۴پاسخ دادند: «خداوند بدان نیاز دارد.» ۳۵آنان کره را نزد عیسی آوردند. سپس رداهای خود را بر آن افکندند و عیسی را بر آن نشاندند. ۳۶همچنان که عیسی پیش می‌راند، مردم رداهای خود را بر سر راه می‌گستردند. ۳۷چون نزدیک سرازیری کوه زیتون رسید، جماعتِ شاگردان همگی شادمانه خدا را با صدای بلند به‌خاطر همۀ معجزاتی که از او دیده بودند سپاس گفته، ۳۸ندا در دادند که: «مبارک است پادشاهی که به نام خداوند می‌آید! صلح و سلامت در آسمان و جلال در عرشِ برین باد!» ۳۹برخی از فَریسیان از میان جمعیت به عیسی گفتند: «استاد، شاگردانت را عتاب کن!» ۴۰در پاسخ گفت: «به شما می‌گویم اگر اینان خاموش شوند، سنگها به فریاد خواهند آمد!» ۷پس روز عید فَطیر که می‌بایست برۀ پِسَخ قربانی شود، فرا رسید. ۸عیسی، پطرس و یوحنا را فرستاده، گفت: «بروید و شام پِسَخ را برایمان تدارک ببینید تا بخوریم.» ۹پرسیدند: «کجا می‌خواهی تدارک ببینیم؟» ۱۰پاسخ داد: «هنگامی که داخل شهر می‌شوید، مردی با کوزه‌ای آب به شما برمی‌خورد. از پی او به خانه‌ای بروید که بدان داخل می‌شود ۱۱و به صاحبخانه بگویید: ”استاد می‌گوید: ’میهمانخانه کجاست تا شام پِسَخ را با شاگردانم بخورم؟“‘ ۱۲او بالاخانۀ بزرگ و مفروشی به شما نشان خواهد داد. در آنجا تدارک ببینید.» ۱۳آنها رفتند و همه چیز را همان‌گونه یافتند که به ایشان گفته بود، و پِسَخ را تدارک دیدند. ۱۴ساعت مقرر فرا رسید و عیسی با رسولان خود بر سفره بنشست. ۱۵آنگاه به ایشان گفت: «اشتیاق بسیار داشتم پیش از رنج کشیدنم، این پِسَخ را با شما بخورم. ۱۶زیرا به شما می‌گویم که دیگر از آن نخواهم خورد تا آن هنگام که در پادشاهی خدا تحقق یابد.» ۱۷پس جامی برگرفت و شکر کرد و گفت: «این را بگیرید و میان خود تقسیم کنید. ۱۸زیرا به شما می‌گویم که تا آمدن پادشاهی خدا دیگر از محصول مو نخواهم نوشید.» ۱۹همچنین نان را برگرفته، شکر کرد و پاره نمود و به آنها داد و گفت: «این بدن من است که برای شما داده می‌شود؛ این را به یاد من به جا آرید.» ۲۰به همین‌سان، پس از شام جام را برگرفت و گفت: «این جام، عهد جدید است در خون من، که به‌خاطر شما ریخته می‌شود. ۲۱امّا دست آن کس که قصد تسلیم من دارد، با دست من در سفره است. ۲۲پسر انسان آن‌گونه که مقدّر است، خواهد رفت، امّا وای بر آن کس که او را تسلیم دشمن می‌کند.» ۲۳آنگاه به پرسش از یکدیگر آغاز کردند که کدام‌یک چنین خواهد کرد. ۲۴نیز جدالی میانشان درگرفت در این باره که کدام‌یک از ایشان بزرگتر است. ۲۵عیسی بدیشان گفت: «پادشاهانِ دیگرْ قومها بر ایشان سروری می‌کنند؛ و حاکمانِ ایشان ’ولی‌نعمت‘ خوانده می‌شوند. ۲۶امّا شما چنین مباشید. بزرگترین در میان شما باید همچون کوچکترین باشد و رهبر باید همچون خادم بُوَد. ۲۷زیرا کدام‌یک بزرگتر است، آن که بر سفره نشیند یا آن که خدمت کند؟ آیا نه آن که بر سفره نشیند؟ امّا من در میان شما همچون خادم هستم. ۲۸«شما کسانی هستید که در آزمایشهای من در کنارم ایستادید. ۲۹پس همان‌گونه که پدرم پادشاهی‌ای به من عطا کرد، من نیز به شما عطا می‌کنم، ۳۰تا بر سفرۀ من در پادشاهی من بخورید و بیاشامید و بر تختها بنشینید و بر دوازده قبیلۀ اسرائیل داوری کنید. ۳۱«ای شَمعون، ای شَمعون، شیطان اجازه خواست شما را همچون گندم غَربال کند. ۳۲امّا من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود. پس چون بازگشتی، برادرانت را استوار بدار.» ۳۳امّا او در پاسخ گفت: «ای سرورم، من آماده‌ام با تو به زندان بروم و جان بسپارم.» ۳۴عیسی جواب داد: «پطرس، بدان که امروز پیش از بانگ خروس، سه بار انکار خواهی کرد که مرا می‌شناسی.» ۳۵سپس از آنها پرسید: «آیا زمانی که شما را بدون کیسۀ پول و توشه‌دان و کفش گسیل داشتم، به چیزی محتاج شدید؟» پاسخ دادند: «نه، به هیچ چیز.» ۳۶پس به آنها گفت: «امّا اکنون هر که کیسه یا توشه‌دان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامۀ خود را فروخته، شمشیری بخرد. ۳۷زیرا این نوشته باید دربارۀ من تحقق یابد که: ”او از خطاکاران محسوب شد.“ آری، آنچه دربارۀ من نوشته شده، در شرف تحقق است.» ۳۸شاگردان گفتند: «ای خداوند، بنگر، دو شمشیر داریم.» به ایشان گفت: «کافی است!» ۳۹سپس عیسی بیرون رفت و بنا‌ به عادت، راهی کوه زیتون شد و شاگردانش نیز از پی او رفتند.

متی ۱۱.۲-۱۵ (انجیل, پیشرو)

۲چون یحیی در زندان، وصف کارهای مسیح را شنید، شاگردان خود را نزد وی فرستاد ۳تا بپرسند: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» ۴عیسی در پاسخ گفت: «بروید و آنچه می‌بینید و می‌شنوید به یحیی بازگویید، که ۵کوران بینا می‌شوند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، مردگان زنده می‌گردند و به فقیران بشارت داده می‌شود. ۶خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد.» ۷چون شاگردان یحیی می‌رفتند، عیسی دربارۀ یحیی سخن آغاز کرد و به جماعت گفت: «برای دیدن چه چیز به بیابان رفتید؟ برای دیدن نی‌ای که از باد در جنبش است؟ ۸اگر نه، پس برای دیدن چه رفتید؟ برای دیدن مردی که جامه‌ای لطیف در بر دارد؟ آنان که جامه‌های لطیف در بر می‌کنند در کاخهای پادشاهانند. ۹پس برای دیدن چه رفتید؟ برای دیدن پیامبری؟ آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. ۱۰زیرا او همان است که درباره‌اش نوشته شده: «”اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم، که راهت را پیش رویت مهیا خواهد کرد.“ ۱۱آمین، به شما می‌گویم، که بزرگتر از یحیای تعمیددهنده از مادر زاده نشده است، امّا کوچکترین در پادشاهی آسمان از او بزرگتر است. ۱۲از زمان یحیای تعمیددهنده تا کنون، پادشاهی آسمان نیرومندانه به پیش می‌رود و زورآوران آن را تصاحب می‌کنند. ۱۳زیرا همۀ پیامبران و تورات تا زمان یحیی نبوّت می‌کردند. ۱۴و اگر بخواهید بپذیرید، یحیی همان ایلیا است که می‌بایست بیاید. ۱۵هر که گوش شنوا دارد، بشنود.

یادبودها

اول (سده ۴) و دوم (سده ۹) یافته‌ها مقدس سر قدیس یوحنا تعمیددهنده

After the Forerunner was beheaded at the order of Herod and his illicit wife Herodias, his head was discarded in what the Synaxarion calls “an unseemly location,” presumably a privy. According to some, it was secretly recovered by Joanna, one of the Myrrhbearing women, and given honorable burial near Jerusalem. There it was found, through a revelation of the Forerunner, by two monks who had come to Jerusalem to worship at the tomb of our Savior (the first finding). Putting the head in a bag, the monks returned home. On the way, they met an indigent potter from Emesa. That night the Forerunner appeared to the poor man and instructed him to make off with the relic. He returned with it to Emesa and immediately began to prosper in his business. Just before he died, he put the holy relic in a chest, which he left to his sister with these instructions: never to open it without instructions from the one hidden inside it; and to pass it on to a pious man beloved of God. Thus the Head of the Baptist passed through many generations, eventually being concealed in a cave near a monastery founded during the reign of Marcian (450-457), whose abbot was the godly Marcellus.

The blessed Forerunner appeared several times to Marcellus, embracing him and once even giving him a pot of honey. The Baptist ordered Marcellus to follow a star which led him to the cave and came to rest in front of a niche in the wall. Marcellus dug there and came upon a marble slab, under which was a large jar containing the precious Head. The holy relic was taken with rejoicing to the cathedral in Emesa,where it worked many wonders. In the reign of Michael III (842-867), it was taken to Constantinople. It was at this translation that the present Feast was instituted.

The version given here is that of St Symeon Metaphrastes. Other sources give substantially different accounts.

The Prologue observes: “It is important and interesting to note that, while he was alive, John did not work a single miracle (Jn 10:41), but to his relics was given the blessed power of working miracles.”

قدیس اتلبرت (اتلبرت), اول مسیحی پادشاه کنت (۶۱۶)

In 597, a party of forty missionary monks, led by St Augustine of Canterbury (May 28), was sent to Britain by the holy Pope Gregory the Great, to bring the blessed Gospel of Jesus Christ to the English people. Aethelberht, who had been King of Kent for thirty-six years, received the monks favorably, allowed them to preach in his kingdom, and invited them to establish their headquarters in Canterbury, his capital city, which already contained a small, ruined church dedicated to St Martin of Tours in Roman times.

The king himself was converted and received holy Baptism at the hands of St Augustine; a crowd of his subjects followed his example. When St Augustine was consecrated bishop, Aethelberht allowed him to be made Archbishop of Canterbury and gave his own palace to serve as a monastery. The king worked steadily for the conversion of the neighboring kindoms, and in 604 established an episcopal see in London. Unlike some Christian rulers, he refused to see anyone converted forcibly.

Saint Aethelberht reposed in peace in 616, after reigning for fifty-six years. He was buried in the Church of Saints Peter and Paul, which he had established. Many miracles were worked at his tomb, where a lamp was kept lit perpetually until the monastery was disbanded by the Protestants in 1538.