Orthodox Calendar

۴ ژوئیه ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته پنجم بعد از پنطیکاست

روزه رسولان — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • شهید ژولیان تارسوس (۳۰۵)
  • ما مقدس پدران ژولیوس و ژولیان (سده ۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

Romans 14.9-18 (رساله)

۹مسیح نیز به همین سبب مرد و زنده شد تا خداوندِ زندگان و مردگان باشد. ۱۰پس تو چرا برادر خود را محکوم می‌کنی؟ و تو چرا به برادر خود به دیدۀ تحقیر می‌نگری؟ زیرا همۀ ما در برابر مسند داوری خدا حاضر خواهیم شد. ۱۱چرا که نوشته شده است: «خداوند می‌گوید: به حیات خود قسم که هر زانویی در برابر من خم خواهد شد و هر زبانی به خدا اقرار خواهد کرد.» ۱۲پس هر یک از ما حساب خود را به خدا باز خواهد داد. ۱۳بنابراین، بیایید از این پس یکدیگر را محکوم نکنیم. به جای آن، تصمیم بگیرید که هیچ سنگ لغزش یا مانعی در راه برادر خود مگذارید. ۱۴من در عیسای خداوند می‌دانم و متقاعد هستم که هیچ چیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس می‌شمارد، برای او نجس خواهد بود. ۱۵اگر با خوراکی که می‌خوری برادرت را دردمند می‌سازی، دیگر بر پایۀ محبت رفتار نمی‌کنی. با خوراک خود، برادر خویش را که مسیح به‌خاطر او مرد، هلاک مساز. ۱۶مگذارید در مورد آنچه شما نیکو می‌شمارید، بد گفته شود. ۱۷زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست، بلکه پارسایی، سلامتی و شادی در روح‌القدس است. ۱۸هر که بدین طریق مسیح را خدمت کند، خدا را خشنود می‌سازد و پذیرفتۀ مردم نیز هست.

متی ۱۲.۱۴-۱۶, ۲۲-۳۰ (انجیل)

۱۴امّا فَریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند. ۱۵چون عیسی از این امر آگاه شد، آن مکان را ترک گفت. امّا عدۀ بسیاری از پی او رفتند و او جمیع ایشان را شفا بخشید ۱۶و ایشان را قدغن فرمود که او را شهرت ندهند. ۲۲آنگاه مردی دیوزده را که کور و لال بود نزدش آوردند و عیسی او را شفا داد، به گونه‌ای که توانست ببیند و سخن بگوید. ۲۳پس آن جماعت همه در شگفت شدند و گفتند: «آیا این مرد همان پسر داوود نیست؟» ۲۴امّا چون فَریسیان این را شنیدند، گفتند: «به یاری بِعِلزِبول، رئیس دیوهاست که دیوها را بیرون می‌کند و بس!» ۲۵عیسی افکار آنان را دریافت و بدیشان گفت: «هر حکومتی که بر ضد خود تجزیه شود، نابود خواهد شد، و هر شهر یا خانه‌ای که بر ضد خود تجزیه شود، پابرجا نخواهد ماند. ۲۶اگر شیطان، شیطان را بیرون کند، بر ضد خود تجزیه شده است؛ پس چگونه حکومتش پابرجا خواهد ماند؟ ۲۷و اگر من به یاری بِعِلزِبول دیوها را بیرون می‌کنم، شاگردان شما به یاری که آنها را بیرون می‌کنند؟ پس ایشان خودْ داوران شما خواهند بود. ۲۸امّا اگر من به واسطۀ روح خدا دیوها را بیرون می‌کنم، یقین بدانید که پادشاهی خدا بر شما وارد آمده است. ۲۹به‌علاوه، چگونه کسی می‌تواند به خانۀ مردی نیرومند درآید و اموالش را غارت کند، مگر این که نخست آن مرد را ببندد. سپس می‌تواند خانۀ او را غارت کند. ۳۰هر که با من نیست، بر ضد من است، و هر که با من جمع نکند، پراکنده می‌سازد.

یادبودها

شهید ژولیان تارسوس (۳۰۵)

“Of a noble senatorial family, he lived in Tarsus in Cilicia and suffered in the reign of Diocletian. Although only eighteen years old when he was taken for trial for the Faith, St Julian was already both educated and resolute in Christian faith and devotion. The imperial governor took him from city to city for a whole year, torturing him all the while and attempting to persuade him to renounce Christ. Julian’s mother followed her son at a distance. When the governor seized her and sent her to urge her son to renounce Christ, she spent three days in the prison with him, giving him precisely the opposite advice, teaching him and giving him the strength not to lose heart but to go to his death with courage and gratitude to God. His torturers then sewed Julian into a sack of sand with scorpions and snakes and threw him into the sea, and his mother also died under torture. The waves carried his body onto the shore, and the faithful took it to Alexandria, where they buried it in 290. His relics were later taken to Antioch. St John Chrysostom himself gave an eulogy for the holy martyr Julian: ‘A holy voice comes forth from the lips of the martyr, and with this voice is poured out a light brighter than the rays of the sun.’ He said further: ‘Take whomsoever you will, be he a madman or one possessed, and lead him to the grave of this saint, to the martyr’s relics, and you will see the demon immediately jump out and flee as from blazing fire.’ It is evident from this speech that many wonders must have been wrought at St Julian’s grave.” (Prologue)

ما مقدس پدران ژولیوس و ژولیان (سده ۵)

They were brothers from Greece, Christians from childhood; Julius was a priest, Julian a deacon. At the command of the Emperor Theodosius the Younger, they set out as missionaries to destroy idols and bring the people to faith in Christ throughout the Empire. During their lifetime they built a hundred churches and brought thousands to Christ. They reposed in peace near Milan: that city’s people once invoked St Julius for help against wolves.