Orthodox Calendar

۱۷ مه ۲۰۲۸
چهارشنبه هفته پنجم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • بدرقه نیمه پنطیکاست

یادبودها

  • پدر مقدس ما نیکیفوروس سکوت‌گرا (سده ۱۴)
  • شهید باکره پلاگیا تارسوس (۲۸۷)
  • قدیس مونیکا, مادر مبارک آگوستین (۳۸۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۳.۱۳-۲۴ (رساله)

۱۳آنگاه پولس و همراهانش از راه دریا از پافوس به پِرجۀ پامفیلیه رفتند. امّا در آنجا یوحنا از ایشان جدا شد و به اورشلیم بازگشت. ۱۴آنها از پِرجه گذشتند و به اَنطاکیۀ پیسیدیه رسیدند. در روز شَبّات، به کنیسه درآمدند و نشستند. ۱۵پس از تلاوت تورات و کتب پیامبران، رهبرانِ کنیسه نزد ایشان فرستادند و گفتند: «برادران، اگر پند و اندرزی برای مردم دارید، بگویید.» ۱۶پولس ایستاد و با دست اشاره کرده، گفت: «ای مردان اسرائیلی و ای غیریهودیانِ خداترس، گوش فرا دهید! ۱۷خدای قوم اسرائیل، پدران ما را برگزید و قوم ما را در زمان غربتشان در مصر سرافراز ساخت و با قدرتی عظیم آنها را از آن سرزمین به در آورد، ۱۸و قریب به چهل سال رفتارشان را در بیابان تحمل کرد. ۱۹او هفت قوم را که در کنعان بودند، نابود ساخت و سرزمینشان را به قوم خود به میراث داد. ۲۰این همه حدود چهارصد و پنجاه سال به طول انجامید. «پس از آن، تا زمان سموئیل نبی، خدا داوران بدیشان داد. ۲۱آنگاه پادشاهی خواستند و خدا شائول، پسر قِیس، از قبیلۀ بِنیامین را به ایشان داد، که چهل سال حکومت کرد. ۲۲پس از برداشتن شائول، داوود را برانگیخت تا شاه ایشان گردد، و بر او چنین گواهی داد: ”داوود پسر یَسا را دلخواه خویش یافتم؛ او خواستِ مرا به‌طور کامل به جا خواهد آورد.“ ۲۳«از نسل همین مرد، خدا طبق وعدۀ خود، نجات‌دهنده یعنی عیسی را برای اسرائیل فرستاد. ۲۴پیش از آمدن عیسی، یحیی تعمیدِ توبه را به همۀ مردم اسرائیل موعظه می‌کرد.

یوحنا ۶.۵-۱۴ (انجیل)

۵چون عیسی نگریست و دید که گروهی بسیار به سویش می‌آیند، فیلیپُس را گفت: «از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟» ۶این را گفت تا او را بیازماید، زیرا خود نیک می‌دانست چه خواهد کرد. ۷فیلیپُس پاسخ داد: «دویست دینار نان نیز کفافشان نمی‌کند، حتی اگر هر یک فقط اندکی بخورند.» ۸یکی دیگر از شاگردان به نام آندریاس، که برادر شَمعون پطرس بود، گفت: ۹«پسرکی اینجاست که پنج نان جو و دو ماهی دارد، امّا این کجا این گروه را کفایت می‌کند؟» ۱۰عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» در آنجا سبزۀ بسیار بود. پس ایشان که نزدیک پنج هزار مرد بودند، نشستند. ۱۱آنگاه عیسی نانها را برگرفت، و پس از شکرگزاری، میان نشستگان تقسیم کرد، و ماهیها را نیز، به قدری که خواستند. ۱۲چون سیر شدند، به شاگردان گفت: «پاره‌نانهای باقی‌مانده را جمع کنید تا چیزی هدر نرود.» ۱۳پس آنها را جمع کردند و از پاره‌های باقی‌ماندۀ آن پنج نان جو که جماعت خورده بودند، دوازده سبد پر شد. ۱۴مردم با دیدن این آیت که از عیسی به ظهور رسید، گفتند: «براستی که او همان پیامبر است که می‌باید به جهان بیاید.»

یادبودها

پدر مقدس ما نیکیفوروس سکوت‌گرا (سده ۱۴)

He was originally a Roman Catholic, but became Orthodox and lived in asceticism on the Holy Mountain as a monk. He was the spiritual father of St Gregory Palamas. His life was outwardly uneventful, and he reposed in peace in the 14th century. He left this very concise description of the hesychast’s path:

“Gather your mind and compel it to enter into your heart and remain there. When your mind is firmly in your heart, it must not remain empty, but must incessantly make the prayer: ‘Lord Jesus Christ, Son of God, have mercy on me!’ And it must never fall silent. Through this the whole string of the virtues: love, joy, peace and the others, will make their abode in you, by which, then, every request of yours to God will be fulfilled.”

شهید باکره پلاگیا تارسوس (۲۸۷)

She was born in Tarsus (home of the Apostle Paul). Though her parents were prominent pagans, she heard of Christ from Christians in that city, and her heart was filled with love for the Savior. The Emperor Diocletian visited Tarsus, and during his stay the Emperor’s son and heir fell in love with Pelagia and wished to marry her. To her parents’ complete amazement, Pelagia replied that she was already promised to her betrothed, Christ the Lord. She then fled her parents’ house and went to the holy Bishop Linus, who instructed her in the Faith and baptized her. Pelagia then gave away all her many possessions, returned home, and told her parents that she was baptised. The Emperor’s son, despairing of marryng her, killed himself. Pelagia’s mother then denounced her daughter to the Emperor, who summoned her for trial. When Pelagia freely confessed her unwavering faith in Christ, the Emperor condemned her to be burned in a metal ox heated by fire. An account of her martyrdom says that, entering the ox with prayers of thanksgiving on her lips, she instantly melted like wax. Bishop Linus, who had baptised her, found a few of her bones and buried them on a hill near Tarsus. During the reign of the Emperor Constantine Copronymus (741-775), a church was built there in her honor.

قدیس مونیکا, مادر مبارک آگوستین (۳۸۸)