Orthodox Calendar

۱۶ مه ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته پنجم پاسخا

بدون روزه

اعیاد

  • قدیس تئودوسیوس، رئیس دیر غارهای کیف

یادبودها

  • شهیدان تیموتائوس قاری و او همسر ماورا آنتینوئه در مصر (۲۸۶)
  • قدیس تئودوسیوس, رئیس دیر غارهای کیف صومعه و بنیانگذار صومعه‌نشینی رهبانیت در روسیه (۱۰۷۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی)

لوقا ۶.۱۷-۲۳ (انجیل نماز صبحگاهی)

۱۷عیسی همراه ایشان فرود آمد و در مکانی هموار ایستاد. بسیاری از شاگردانش و انبوهی از مردم از سرتاسر یهودیه، اورشلیم، و از شهرهای ساحلی صور و صیدون، آنجا حضور داشتند. ۱۸آنها آمده بودند تا سخنان او را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند؛ و کسانی که ارواح پلید آزارشان می‌داد، شفا می‌یافتند. ۱۹مردم همه می‌کوشیدند او را لمس کنند، زیرا نیرویی از وی صادر می‌شد که همگان را شفا می‌بخشید. ۲۰آنگاه عیسی بر شاگردانش نظر افکند و گفت: «خوشا به حال شما که فقیرید، زیرا پادشاهی خدا از آن شماست. ۲۱خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید، زیرا سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. ۲۲«خوشا به حال شما آنگاه که مردم به‌خاطر پسر انسان، بر شما نفرت گیرند و شما را از جمع خود برانند و دشنام دهند و بدنام سازند. ۲۳در آن روز، شادی و پایکوبی کنید، زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا که پدران آنها نیز با پیامبران چنین کردند.

اعمال رسولان ۱۲.۲۵-۱۳.۱۲ (رساله)

۲۵چون برنابا و سولُس مأموریت خود را به انجام رسانیدند، از اورشلیم بازگشتند و یوحنای معروف به مَرقُس را نیز همراه خود آوردند. ۱در کلیسایی که در اَنطاکیه بود، انبیا و معلّمانی چند بودند: برنابا، شَمعون معروف به نیجِر، لوکیوسِ قیرَوانی، مَنائِن که برادرخواندۀ هیرودیسِ حاکم بود و سولُس. ۲هنگامی که ایشان در عبادت خداوند و روزه به سر می‌بردند، روح‌القدس گفت: «برنابا و سولُس را برای من جدا سازید، به جهت کاری که ایشان را بدان فرا خوانده‌ام.» ۳آنگاه، پس از روزه و دعا، دست بر آن دو نهاده، ایشان را روانۀ سفر کردند. ۴بدین قرار، آن دو که از جانب روح‌القدس فرستاده شده بودند، به سِلوکیه رفتند و از آنجا از راه دریا به قپرس رسیدند. ۵چون وارد سَلامیس شدند، در کنیسه‌های یهود به کلام خدا موعظه کردند. یوحنا نیز در خدمت ایشان بود. ۶آنان سرتاسر جزیره را درنَوَردیدند تا به پافوس رسیدند. در آنجا به فردی یهودی به نام بارْ‌یِشوعَ برخوردند که جادوگر و نبی دروغین بود. ۷او از دوستان ’سِرگیوس پولسِ‘ والی بود. والی که مردی خردمند بود، برنابا و سولُس را به حضور فرا خواند، زیرا می‌خواست کلام خدا را بشنود. ۸امّا عِلیمای جادوگر - که ترجمۀ نامش چنین است - به مخالفت با ایشان برخاست و کوشید والی را از ایمان آوردن، بازدارد. ۹در این هنگام سولُس، که پولس نیز نامیده می‌شد، پر از روح‌القدس شده، بدو چشم دوخت و گفت: ۱۰«ای فرزند ابلیس، ای دشمن هر پارسایی، که پر از مکر و فریبی! چرا از کج کردن راههای راست خداوند بازنمی‌ایستی؟ ۱۱بدان که دست خداوند بر ضد توست. اکنون کور خواهی شد و تا مدتی قادر به دیدن آفتاب نخواهی بود.» در دَم، مه و تاریکی او را فرو گرفت، و دور زده کسی را می‌جُست که دستش را بگیرد و راه را به او بنماید. ۱۲چون والی این واقعه را دید، ایمان آورد، زیرا از تعلیمی که دربارۀ خداوند می‌دادند در شگفت شده بود.

عبرانیان ۱۳.۷-۱۶ (رساله, قدیس تئودوسیوس)

۷رهبران خود را که کلام خدا را برای شما بیان کردند، به یاد داشته باشید. به ثمرۀ شیوۀ زندگی آنها توجه کنید و از ایمانشان سرمشق گیرید. ۸عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابد همان است. ۹با تعالیم مختلف و عجیب از راه به در مشوید؛ زیرا نیکوست که دل انسان از فیض تقویت یابد، نه از خوراکهایی که برای معتقدانِ به آنها نفعی ندارد. ۱۰ما مذبحی داریم که خدمتگزارانِ خیمه حق ندارند از آنچه بر آن است بخورند. ۱۱کاهن اعظم، خون حیوانات را به عنوان قربانیِ گناه به قُدس‌الاقداس می‌بَرَد، امّا لاشه‌ها بیرون از اردوگاه سوزانیده می‌شوند. ۱۲به همین‌سان، عیسی نیز بیرون دروازۀ شهر رنج کشید تا با خون خود، قوم را تقدیس کند. ۱۳پس بیایید در حالی که همان ننگ را که او متحمل شد، بر خود حمل می‌کنیم، نزد او بیرون از اردوگاه برویم. ۱۴زیرا در اینجا شهری ماندگار نداریم بلکه مشتاقانه در انتظار آن شهر آینده هستیم. ۱۵پس بیایید به واسطۀ عیسی قربانیِ سپاس را پیوسته به خدا تقدیم کنیم. این قربانی، همان ثمرۀ لبهایی است که به نام او معترفند. ۱۶از نیکویی کردن و سهیم نمودن دیگران در آنچه دارید غفلت مورزید، زیرا خدا از چنین قربانیها خشنود است.

یوحنا ۸.۵۱-۵۹ (انجیل)

۵۱آمین، آمین، به شما می‌گویم، اگر کسی کلام مرا نگاه دارد، مرگ را تا به ابد نخواهد دید.» ۵۲یهودیان به او گفتند: «اکنون دیگر یقین دانستیم که دیوزده‌ای! ابراهیم و پیامبران مردند، و حال تو می‌گویی، ”اگر کسی کلام مرا نگاه دارد، طعم مرگ را تا به ابد نخواهد چشید!“ ۵۳آیا تو از پدر ما ابراهیم هم بزرگتری؟ او مُرد، و پیامبران نیز مردند. خود را که می‌پنداری؟» ۵۴عیسی گفت: «اگر من خود را جلال دهم، جلال من ارزشی ندارد. آن که مرا جلال می‌دهد، پدر من است، همان که شما می‌گویید، خدای ماست. ۵۵هرچند شما او را نمی‌شناسید، امّا من او را می‌شناسم. اگر بگویم او را نمی‌شناسم، همچون شما دروغگو خواهم بود. امّا من او را می‌شناسم و کلام او را نگاه می‌دارم. ۵۶پدر شما ابراهیم شادی می‌کرد که روز مرا ببیند؛ و آن را دید و شادمان شد.» ۵۷یهودیان به او گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده‌ای؟» ۵۸عیسی به ایشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم!» ۵۹پس سنگ برداشتند تا سنگسارش کنند، امّا عیسی خود را پنهان کرد و از محوطۀ معبد بیرون رفت.

متی ۱۱.۲۷-۳۰ (انجیل, قدیس تئودوسیوس)

۲۷پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچ‌کس پسر را نمی‌شناسد جز پدر، و هیچ‌کس پدر را نمی‌شناسد جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد. ۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. ۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. ۳۰چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.»

یادبودها

شهیدان تیموتائوس قاری و او همسر ماورا آنتینوئه در مصر (۲۸۶)

These holy martyrs were husband and wife. During the persecutions of Diocletian, the governor Arian demanded that Timothy hand over his sacred books (these were rare at that time, and as a Reader he was entrusted with their care). Timothy refused, saying that he would no more do so than a father would hand over his own children to death. He was brutally tortured and, when he refused to yield, the governor summoned Timothy’s wife Maura, thinking that she would urge her husband to bow to the idols, but instead she confessed herself to be a Christian too. She in turn was subjected to many tortures, and finally the couple were crucified facing one another, where they hung for nine days, encouraging one another in the Faith, before they met their blessed end. They had been married for less than a month when they received their crowns.

قدیس تئودوسیوس, رئیس دیر غارهای کیف صومعه و بنیانگذار صومعه‌نشینی رهبانیت در روسیه (۱۰۷۴)

“Our righteous Father Theodosius was born in 1009, not far from Kiev, and brought up in Kursk. From early childhood he showed the wisdom of an elder, avoiding childish games and refusing to wear anything but the poorest of clothing. When he was about thirteen years old, and his father died, he began to humble himself even more, going out to work with the serfs in the field. His mother went so far as to beat him in her attempts to make him behave more respectably. Hearing of the labours of Saint Anthony of Kiev, he fled to him secretly and was accepted by him as his disciple. He was tonsured at the age of twenty-four by Saint Anthony’s disciple Nicon, and was elected Abbot of the Caves Monastery in 1057, since Saint Anthony refused this out of humility, and lived his whole life as a hermit. It was Saint Theodosius who introduced in Russia the cenobitic rule of the Monastery of Studium in Constantinople, and under his guidance many monks attained to great holiness, and the monastic life spread. When Prince Svyatoslav drove out his elder brother the pious Prince Isyaslav, and ascended to the throne of Chernigov in his place, Saint Theodosius courageously rebuked him, and continued reproving him even when threatened with exile. At the request of Prince Shimon, the son of a Varangian (Viking) prince, the Saint wrote a prayer for the nobleman’s forgiveness of sins, and, at his behest, had it placed in his coffin, whence arose this custom in Rusia. He reposed on May 3, 1074, being sixty-five years of age.” (Great Horologion)