Orthodox Calendar

۲۷ مارس ۲۰۲۸
دوشنبه هفته پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس بندیکت نورسیا (۵۴۷)
  • قدیس تئوگنوستوس, متروپولیت کیف (۱۳۵۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۳۷.۳۳-۳۸.۶ (ساعت ششم)

۳۳«پس خداوند دربارۀ پادشاه آشور چنین می‌فرماید: او به این شهر داخل نخواهد شد و به اینجا تیر نخواهد انداخت. با سپر به مقابل آن بر نخواهد آمد، و پشته‌ای در برابر حصار آن بر نخواهد افراشت. ۳۴بلکه از همان راه که آمده است، باز خواهد گشت. آری، خداوند می‌فرماید که او به این شهر داخل نخواهد شد. ۳۵زیرا به‌خاطر خود و به‌خاطر خدمتگزارم داوود از این شهر محافظت کرده، آن را نجات خواهم داد.» ۳۶پس فرشتۀ خداوند بیرون آمد و صد و هشتاد و پنج هزار تن از سربازان اردوگاه آشور را کشت، چنانکه بامدادان چون قوم برخاستند، جز اجساد مردگان ندیدند! ۳۷پس سنحاریب، پادشاه آشور، اردوی خود برچید و عقب نشست. او به خانه بازگشت و در نینوا ساکن شد. ۳۸روزی چون او در معبد خدای خود، نِسروک، در حال پرستش بود، پسرانش اَدرَمِلِک و شَراِصِر او را به ضرب شمشیر کشتند و به سرزمین آرارات گریختند. پس از او پسرش اِسَرحَدّون به جای وی پادشاه شد. ۱در آن ایام حِزِقیا بیمار و مُشرف به موت شد. اِشعیای نبی پسر آموص به عیادت او رفت و گفت: «خداوند چنین می‌فرماید: تدارک خانۀ خود ببین، زیرا که می‌میری و زنده نخواهی ماند.» ۲پس حِزِقیا روی به دیوار نموده، نزد خداوند چنین دعا کرد: ۳«خداوندا، تمنا دارم به یاد آوری که چگونه وفادارانه و با تمامی دل در حضورت سلوک کرده‌ام و آنچه در نظرت نیکو بوده است، به جا آورده‌ام.» پس حِزِقیا به تلخی بگریست. ۴کلام خداوند بر اِشعیا نازل شده، فرمود: ۵«برو و به حِزِقیا بگو: یهوه خدای جَدّت داوود چنین می‌گوید: دعایت را شنیدم و اشکهایت را دیدم؛ اینک پانزده سال بر عمرت می‌افزایم. ۶تو و این شهر را از دست پادشاه آشور خواهم رهانید، و از این شهر حمایت خواهم کرد.

پیدایش ۱۳.۱۲-۱۸ (نماز شامگاهی)

۱۲اَبرام در سرزمین کنعان اقامت گزید، اما لوط در شهرهای وادی ساکن شد و خیمۀ خویش را تا سُدوم نقل کرد. ۱۳اما مردمان سُدوم شریر بودند و بسیار به خداوند گناه می‌ورزیدند. ۱۴پس از آن که لوط از اَبرام جدا شد، خداوند به اَبرام گفت: «اکنون تو چشمان خویش را برافراز و از جایی که هستی به سوی شمال و جنوب و شرق و غرب بنگر، ۱۵زیرا سراسر این سرزمین را که می‌بینی تا ابد به تو و نسل تو خواهم بخشید. ۱۶نسل تو را همچون غبار زمین می‌گردانم، چنانکه اگر کسی بتواند غبار زمین را بشمارد، نسل تو را نیز می‌توان شمرد. ۱۷برخیز و در طول و عرض زمین بگرد، زیرا آن را به تو خواهم داد.» ۱۸پس اَبرام خیمۀ خود را نقل کرد و رفته، نزدیک بلوط مَمری در حِبرون ساکن شد، و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا کرد.

امثال ۱۴.۲۷-۱۵.۴ (نماز شامگاهی)

۲۷ترس خداوند، چشمۀ حیات است تا آدمی خویشتن را از دام‌های مرگ دور بدارد. ۲۸جلالِ پادشاه در جمعیتِ بسیار است، سلطان از نبودِ مردم تباه می‌شود. ۲۹شخص دیرخشم از درک بسیار برخوردار است، اما تندخو حماقت را به نمایش می‌گذارد. ۳۰دلِ آرام به بدن حیات می‌بخشد، اما حسادت، استخوانها را می‌پوساند. ۳۱آن که بر بینوا ظلم کند، بر آفرینندۀ او اهانت می‌ورزد، اما هر که بر نیازمند شفقت کند، او را حرمت می‌دارد. ۳۲شریران از شرارتِ خود سرنگون می‌شوند، اما پارسایان را در مرگ نیز پناهی هست. ۳۳حکمت در دل شخص فهیم آشیان می‌گیرد، اما آیا در میان جاهلان شناخته شده است؟ ۳۴پارسایی، قوم را سرافراز می‌سازد، اما گناه مایۀ شرمساری هر ملتی است. ۳۵خشنودیِ پادشاه نصیب خادم عاقل است، خشم او نصیب آن که مایۀ شرمساری است. ۱جوابِ نرم خشم را برمی‌گرداند، اما سخن تند غضب را برمی‌انگیزد! ۲زبان حکیمان معرفت را دل‌انگیز می‌سازد، اما از دهان احمقان حماقت روان می‌شود. ۳چشمان خداوند همه جا هست، بر بدان و نیکان دیدبانی می‌کند. ۴زبان شفابخش، درخت حیات است، اما زبان کج، روح را در هم می‌شکند.

یادبودها

قدیس بندیکت نورسیا (۵۴۷)

His name, Benedictus, means “Blessed” in Latin. He was born in 480 in Nursia, a small town northeast of Rome. He had only rudimentary schooling: he wrote later of his fear that through book-learning he might ‘lose the great understanding of my soul.’ At an early age he fled to a monastery where he was tonsured; he then withdrew to a remote mountain, where he lived or several years in a cave, perfecting himself in prayer. His only food was some bread brought to him by Romanus, the monk who had tonsured him. When he became known in the area, he fled his cave to escape the attentions of the pious; but flight proved useless, and in time a community of monks formed around him. He was granted many spiritual gifts: he healed the sick and drove out evil spirits, raised the dead, and appeared in visions to others many miles away.

Benedict founded twelve monasteries, most famously that at Monte Cassino. Initially, each monastic house had twelve monks, to imitate the number of the Twelve Apostles. The Rule that he established for his monks was based on the works of St John Cassian and St Basil the Great, and became a standard for western monasteries. Thus he is sometimes called the first teacher of monks in the West.

Six days before his death, the Saint ordered that his grave be opened, gathered all his monks together, gave them counsel, then gave his soul back to God on the day that he had predicted. At the moment of his death, two monks in different places had the same vision: they saw a path from earth to heaven, richly adorned and lined on either side with ranks of people. At the top of the path stood a man, clothed in light and unspeakably beautiful, who told them that the path was prepared for Benedict, the beloved of God. In this way, the monks learned that their abbot had gone to his rest.

قدیس تئوگنوستوس, متروپولیت کیف (۱۳۵۳)

He was born in Greece and succeeded St Peter of Kiev as Metropolitan of that city. Some of his enemies among his own flock denounced him to the Mongol ruler, saying that he had collected no tribute from his churches to pay to the Mongols. Summoned before the Mongol prince and asked about this, he answered ‘Christ our God bought His Church from the unbelievers with His precious Blood. For what do we pay tribute to unbelievers?’ Returning home, he governed the Church for twenty-five more years and reposed in peace in 1353.