Orthodox Calendar

۱۴ مارس ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۹.۹-۱۰.۴ (ساعت ششم)

۹تمامی قوم آن را خواهند دانست، یعنی اِفرایِم و ساکنان سامِرِه که با غرور و با تکبر دل می‌گویند: ۱۰«خشتها فرو افتاده است، ولی با سنگهای تراشیده از نو بنا خواهیم کرد. درختان انجیر قطع گردیده‌اند، ولی سروهای آزاد به جای آنها خواهیم کاشت.» ۱۱از این رو خداوند دشمنان رِصین را بر ضد آنان برمی‌افرازد، و خصمان ایشان را برمی‌انگیزد. ۱۲اَرامیان از شرق و فلسطینیان از غرب، بنی‌اسرائیل را با دهانی گشاده فرو می‌بلعند؛ با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۳اما قوم نزد آن که ایشان را زده، بازگشت نکرده‌اند، و خداوندِ لشکرها را نجُسته‌اند. ۱۴پس خداوند در یک روز هم سَر و هم دُم را از اسرائیل خواهد برید، و هم نخل و هم نی را در یک روز قطع خواهد کرد. ۱۵مشایخ و اشراف ’سَر‘ هستند، و انبیایی که تعلیم دروغ می‌دهند، ’دُم‘. ۱۶راهنمایان این قوم آنان را گمراه می‌سازند، و پیروان ایشان سرگردان می‌شوند. ۱۷از این رو خداوند از جوانان ایشان خشنود نیست، و بر یتیمان و بیوه‌زنانشان رحم نخواهد کرد، زیرا که جملگی خدانشناس و شریرند، و هر دهانی به قباحت سخن می‌گوید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۸زیرا که شرارت همچون آتش می‌سوزاند و خار و خَس را فرو می‌بلعد؛ بوته‌های جنگل را مشتعل می‌سازد، و آنها در ستونی از دود، پیچان بالا می‌روند. ۱۹از خشم خداوند لشکرها زمین سوخته می‌شود، و مردمان چون هیزم برای آتشند؛ کسی بر دیگری رحم نمی‌کند. ۲۰در جانب راست فرو می‌بلعند، اما باز گرسنه‌اند؛ در جانب چپ می‌خورند، اما سیر نمی‌شوند؛ هر کس گوشت فرزند خود را خواهد خورد! ۲۱مَنَسی اِفرایِم را فرو می‌بلعد و اِفرایِم مَنَسی را، و هر دو با هم بر یهودا حمله‌ور می‌شوند. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱وای بر آنان که احکام ناعادلانه وضع می‌کنند، و کاتبانی که قوانین ظالمانه رَقَم می‌زنند؛ ۲تا بینوایان را از حقشان محروم کنند، و انصاف را از ستمدیدگانِ قوم من بربایند؛ تا بیوه‌زنان را چپاول کنند، و یتیمان را غارت نمایند. ۳پس شما در روز بازخواست چه خواهید کرد، آنگاه که مصیبت از دور فرا رسد؟ نزد کِه برای کمک خواهید گریخت، و ثروت خویش را کجا خواهید نهاد؟ ۴غیر از آنکه چون اسیران خم شوید، و در میان کشتگان بیفتید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۷.۱-۵ (نماز شامگاهی)

۱آنگاه خداوند به نوح گفت: «تو و همۀ اهل خانه‌ات به کشتی درآیید، زیرا تو را در این عصر در حضور خود پارسا دیدم. ۲از همۀ چارپایان طاهر، هفت جفت، نر و ماده، با خود برگیر، و از چارپایان نجس، یک جفت، نر و ماده، ۳و نیز از پرندگان آسمان هفت جفت، نر و ماده، تا نسل آنها را بر روی تمام زمین زنده نگاه داری. ۴زیرا من پس از هفت روز، چهل روز و چهل شب باران بر زمین خواهم بارانید، و هر موجودی را که ساخته‌ام از روی زمین محو خواهم کرد.» ۵و نوح هرآنچه را که خداوند به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۳۲-۹.۱۱ (نماز شامگاهی)

۳۲«پس حال، ای پسران، به من گوش فرا دهید؛ خوشا به حال آنان که طریقهای مرا نگاه دارند. ۳۳رهنمود را بشنوید و حکیم باشید و از آن غفلت مکنید. ۳۴خوشا به حال آن که به من گوش فرا دهد و هر روزه بر دروازه‌های من دید‌بانی کند و بر دَرم به انتظار بنشیند. ۳۵زیرا هر که مرا یابد، حیات را یافته است و لطف خداوند شامل حالش می‌شود. ۳۶اما هر که از یافتنِ من درمانَد، بر جان خود زیان رسانده است و هر که از من نفرت کند، مرگ را دوست داشته است!» ۱حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. ۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است. ۳کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد: ۴«هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید: ۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید. ۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» ۷«هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند. ۸تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. ۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت. ۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. ۱۱زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

یادبودها

شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

Eudocia was from Heliopolis of Phoenicia (now Baalbek in Lebanon). A surpassingly beautiful pagan, she led a licentious life and became wealthy from the gifts of her many lovers. One day an elderly monk, Germanus, came to Heliopolis and stayed with a Christian whose house adjoined Eudocia’s. At night, he began to read aloud from the Psalter and a book on the Last Judgment. From next-door, Eudocia heard him. Her heart was reached, and she stood attentively all night, listening to every word in fear and contrition. The next day she begged Germanus to visit her, and he explained the saving Christian faith to her. Finally, Eudocia asked the local bishop to baptise her. She freed her servants, gave all her wealth to the poor, and entered a monastery.

“Her former lovers, enraged at her conversion, her refusal to return to her old ways, and the withering away of her beauty through the severe mortifications she practiced, betrayed her as a Christian to Vincent the Governor, and she was beheaded”(Great Horologion). According to some,this was under Trajan (98-117); according to others, under Hadrian (117-138).

The Prologue gives a somewhat different account: that after entering the monastery, Eudocia was permitted to pursue the monastic life in peace — with such devotion that, thirteen months after she entered the monastery, she was chosen as abbess. She lived for fifty-six years in the monastery, and was granted the gift of raising the dead. In her old age, a persecution of Christians arose, and Eudocia was beheaded along with many others. “Here is a wonderful example of how a vessel of uncleanness can be purified, sanctified and filled with a precious, heavenly fragrance by the grace of the Holy Spirit” (Prologue).