Orthodox Calendar

۴ فوریه ۲۰۲۸

روزه

یادبودها

  • رسول تیموتائوس از هفتاد
  • شهید مقدس آناستاسیوس ایرانی (۶۲۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم پطرس ۱.۱-۱۰ (رساله)

۱از شَمعون پطرس، خادم و رسول عیسی مسیح، به آنان که به برکتِ عدالت خدا و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح، ایمانی همتراز با ایمان ما نصیبشان شده است: ۲فیض و سلامتی به واسطۀ شناخت خدا و خداوند ما عیسی، به‌فزونی بر شما باد. ۳قدرت الهیِ او هرآنچه را برای حیات و دینداری نیاز داریم بر ما ارزانی داشته است. این از طریق شناختِ او میسّر شده که ما را به واسطۀ جلال و نیکویی خویش فرا خوانده است. ۴او به واسطۀ اینها وعده‌های عظیم و گرانبهای خود را به ما بخشیده، تا از طریق آنها شریک طبیعت الهی شوید و از فسادی که در نتیجۀ امیال نفسانی در دنیا وجود دارد، بِرَهید. ۵از همین رو، به سعی تمام بکوشید تا به واسطۀ ایمان خود نیکویی بار آورید و به واسطۀ نیکویی، شناخت، ۶و به واسطۀ شناخت، خویشتنداری، و به واسطۀ خویشتنداری، پایداری، و به واسطۀ پایداری، دینداری، ۷و به واسطۀ دینداری، مهرِ برادرانه و به واسطۀ مهرِ برادرانه، محبت. ۸زیرا چون اینها در شما باشد و فزونی یابد، نخواهد گذاشت در شناخت خداوند ما عیسی مسیح، بی‌فایده و بی‌ثمر باشید. ۹امّا آن که عاری از اینهاست، کور است و کوته‌بین، و از یاد برده که از گناهان گذشتۀ خویش پاک شده است. ۱۰پس ای برادران، هر چه بیشتر بکوشید تا فراخواندگی و برگزیدگی خویش را تثبیت نمایید، چرا که اگر چنین کنید هرگز سقوط نخواهید کرد.

مرقس ۱۳.۱-۸ (انجیل)

۱هنگامی که عیسی معبد را ترک می‌کرد، یکی از شاگردانش به او گفت: «استاد، بنگر! چه سنگها و چه بناهای باشکوهی!» ۲امّا عیسی به او فرمود: «همۀ این بناهای بزرگ را می‌بینی؟ بدان که سنگی بر سنگ دیگر باقی نخواهد ماند، بلکه همه فرو خواهد ریخت.» ۳و چون عیسی بر کوه زیتون روبه‌روی معبد نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنا و آندریاس در خلوت از او پرسیدند: ۴«به ما بگو این وقایع کِی روی خواهد داد و نشانۀ نزدیک شدن زمان تحقق آنها چیست؟» ۵عیسی بدیشان فرمود: «به‌هوش باشید تا کسی گمراهتان نکند. ۶بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت، ”من همانم“ و بسیاری را گمراه خواهند کرد. ۷چون دربارۀ جنگها می‌شنوید و خبر جنگها به گوشتان می‌رسد، مشوش مشوید. چنین وقایعی می‌باید رخ دهد، ولی هنوز پایان فرا نرسیده است. ۸قومی بر قوم دیگر و حکومتی بر حکومت دیگر بر خواهند خاست. زلزله‌ها در جایهای گوناگون خواهد آمد و قحطیها خواهد شد. امّا این تنها به منزلۀ آغاز درد زایمان است.

یادبودها

رسول تیموتائوس از هفتاد

This is the Apostle to whom two of St Paul’s Epistles are addressed. He was from Lystra in Lycaonia, born to a pagan Greek father and a Jewish mother. His mother, whose name was Eunice, and his grandmother, Lois, brought him up in piety and love of the Scriptures. The Apostle Paul converted the two women during his first missionary visit to Lystra; returning seven years later, he found Timothy full of zeal for Christ, and baptized him. Timothy became his closest disciple: in his epistles, St Paul calls calls him “my dearly beloved son.” So that Timothy would be able to preach the Gospel in the synagogues, St Paul personally circumcised him.

The Apostle Paul consecrated Timothy as the first bishop of Ephesus. As such, he became a disciple and exarch of St John the Evangelist, who supervised all the churches in Asia. In AD 97, he attempted to oppose the celebration of a festival to Artemis; the pagans, enraged, mobbed him and beat him to death. He was buried near the tomb of St John. In 356 his precious relics were translated (along with those of Sts Andrew and Luke) to Constantinople and enshrined in the Church of the Holy Apostles. In 1204 they were stolen by the Latin Crusaders when they pillaged the city.

شهید مقدس آناستاسیوس ایرانی (۶۲۸)

او ایرانی بود، پسرِ یکی از مغان، و سربازی در سپاه ایران در روزگار خسرو دوم، که در آن زمان به سرزمین‌های امپراتوری مسیحی می‌تاخت. نام ایرانی‌اش مگوندات بود. خسرو در سال ۶۱۴ اورشلیم را گرفت و صلیب گرانبها را چون غنیمت با خود برد. مگوندات این را شنید و از همهٔ معجزه‌هایی که صلیب پدید آورده بود آگاه شد؛ و در شگفت ماند که چرا مسیحیان بازماندهٔ ابزارِ شکنجه‌ای را چنین گرامی می‌دارند. پیران مسیحی را جُست تا به پرسش‌هایش پاسخ دهند، و از تجسم، زندگی، مصلوب شدن و رستاخیز مسیح آگاه شد، و با شادی ایمان مسیحی را چون حقیقت پذیرفت. قدیس مودستوس، پاتریارک اورشلیم، او را تعمید داد و نام آناستاسیوس بر او نهاد. در همان هنگام عهد رهبانی نیز بست. چندی در صومعه‌ای در اورشلیم زیست، اما سپس بیرون رفت، در قیصریه گروهی از مغان ایرانی را یافت و ایشان را از آن رو که به گمراهی گرویده بودند سرزنش کرد. چون در قلمرو ایران بود (و این را نیک می‌دانست)، او را نزد فرماندار ایرانی بردند، بازجویی کردند، به زندان افکندند، و سرانجام همراه اسیرانی دیگر به ایران بردند. در آنجا، با وجود شکنجه‌های سخت بسیار، از بازگشت به گمراهیِ پیشین سر باز زد؛ او را از یک دست آویختند، خفه کردند و سپس سر از تنش جدا کردند.