Orthodox Calendar

۲۹ فوریه ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ

یادبودها

  • شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱.۱۹-۲.۳ (ساعت ششم)

۱۹اگر راغب باشید و گوش فرا دهید، از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛ ۲۰اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید، شمشیر شما را خواهد خورد؛ زیرا دهان خداوند چنین گفته است.» ۲۱دریغا که شهر امین، فاحشه شده است! زمانی از انصاف مملو بود، و عدالت در آن سکونت داشت، اما حال قاتلان در آن مسکن دارند! ۲۲نقرۀ تو به زنگار بدل گشته و بهترین شرابت، به آب آمیخته است. ۲۳حاکمانت شورشگرند و رفیق دزدان گشته‌اند؛ جملگی رشوه‌‌ را دوست می‌دارند، و در پی هدایا می‌دوند؛ دادِ یتیمان را نمی‌ستانند و دعوای بیوه‌زنان بدیشان نمی‌رسد. ۲۴بنابراین، خداوندگار، خداوند لشکرها، قدیر اسرائیل، چنین می‌فرماید: «هان، من از خصمانِ خویش راحتی خواهم یافت، و از دشمنان خویش انتقام خواهم ستانید. ۲۵دست خود را بر ضد تو خواهم گردانید و زنگارِ تو را چونان با قلیاب خواهم زدود، و تمام ناخالصی‌هایت را دور خواهم کرد. ۲۶داورانِ تو را همچون نخست، و مشاورانت را مانند اوّل باز خواهم آورد، و تو از آن پس ’شهر عدالت‘ و ’شهر امین‘ خوانده خواهی شد. ۲۷صَهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد، و آنان که در وی توبه کنند، به عدالت بازخرید خواهند گشت. ۲۸اما عِصیانگران و گنهکاران با هم نابود خواهند شد، و آنان که خداوند را ترک نمایند هلاک خواهند گردید. ۲۹زیرا شما از درختان بلوطی که بدان رغبت داشتید، خجل خواهید شد، و از باغستانهایی که برگزیده بودید، شرمسار خواهید بود. ۳۰آری، شما مانند بلوطی پژمرده‌برگ، و همچون باغستانی بی‌آب خواهید بود. ۳۱مرد زورمندْ خاشاک، و عملش جَرَقۀ آتش خواهد بود؛ هر دو با هم خواهند سوخت، و خاموش‌کننده‌ای نخواهد بود. ۱این است کلامی که اِشعیا فرزند آموص دربارۀ یهودا و اورشلیم دید: ۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت. ۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.

پیدایش ۱.۱۴-۲۳ (نماز شامگاهی)

۱۴و خدا گفت: «نورافشانها در فَلَک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند، و تا نشانه‌ها باشند برای نمایاندن زمانها و روزها و سالها، ۱۵و نورافشانها باشند در فَلَک آسمان تا بر زمین روشنایی بخشند.» و چنین شد. ۱۶خدا دو نورافشان بزرگ ساخت، نورافشان بزرگتر را برای فرمانروایی بر روز، و نورافشان کوچکتر را برای فرمانروایی بر شب، و نیز ستارگان را. ۱۷خدا آنها را در فَلَک آسمان نهاد تا بر زمین روشنایی بخشند ۱۸و بر روز و بر شب سلطنت کنند و نور را از تاریکی جدا سازند. و خدا دید که نیکوست. ۱۹شامگاه شد و بامداد آمد، روز چهارم. ۲۰و خدا گفت: «آبها از انبوه جانداران پر شود و پرندگان بر فراز زمین در فَلَک آسمان پرواز کنند.» ۲۱پس خدا موجودات بزرگ دریایی و همۀ جانداران را که می‌جنبند و آبها را پر می‌سازند، بر حسب گونه‌هایشان، و همۀ پرندگان بالدار را بر حسب گونه‌هایشان آفرید. و خدا دید که نیکوست. ۲۲خدا آنها را برکت داد و گفت: «بارور و کثیر شوید و آب دریاها را پر سازید، و پرندگان نیز بر زمین کثیر شوند.» ۲۳شامگاه شد و بامداد آمد، روز پنجم.

امثال ۱.۲۰-۳۳ (نماز شامگاهی)

۲۰حکمت در کوی و برزن ندا درمی‌دهد و در میدانها آواز خود را بلند می‌کند؛ ۲۱در جاهای پرازدحام بانگ در می‌دهد و بر دروازه‌های شهر، سخن می‌راند: ۲۲«ای ساده‌لوحان، تا چند ساده‌لوحی را دوست خواهید داشت؟ تا چند تمسخرگران از تمسخر لذت خواهند برد و جاهلان از دانش بیزار خواهند بود؟ ۲۳توبیخ مرا بشنوید و بازگشت کنید، و من روح خود را بر شما فرو خواهم ریخت و کلمات خویش را بر شما اعلام خواهم کرد. ۲۴اما چون هنگامی که فرا خواندم مرا نپذیرفتید و آنگاه که دست خویش دراز کردم، کسی اعتنا نکرد؛ ۲۵چون مشورت مرا یکسره نادیده گرفتید و نخواستید توبیخ مرا بپذیرید، ۲۶من نیز در مصیبت شما خواهم خندید و چون آنچه از آن می‌ترسید بر سرتان آید، تمسخر خواهم کرد - ۲۷آری، چون آنچه از آن می‌ترسید همچون توفان بر شما عارض شود، و مصیبت چون گردباد شما را فرو پیچد، و تنگی و فشار بر شما چیره آید. ۲۸«آنگاه مرا خواهند خواند، و پاسخ نخواهم داد؛ مرا بسیار خواهند جُست و نخواهند یافت. ۲۹چراکه از دانش بیزار بودند و ترس خداوند را برنگزیدند؛ ۳۰چراکه مشورت مرا نپذیرفتند و توبیخ مرا سراسر خوار شمردند. ۳۱پس ثمرۀ طریقهای خود را خواهند خورد و از میوۀ تدبیرهای خویش سیر خواهند شد. ۳۲زیرا از‌ راه برگشتن ساده‌لوحان آنان را به کشتن خواهد داد و آسوده‌خیالی جاهلان ایشان را هلاک خواهد کرد. ۳۳اما هر که به من گوش فرا دهد، در امنیت ساکن خواهد بود و از بیمِ بلا آسوده خواهد ماند.»

یادبودها

شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

These twelve holy Martyrs suffered in the reign of Diocletian.

“The first of these, Pamphilius, was priest in the church at Caesarea in Palestine; a learned and devout man, he corrected the mistakes of various copiers in the text of the New Testament. He himself copied this saving Book and gave it to any who desired it. The second was a deacon, Valentine, old in years and white with wisdom. He was a great expert in the Holy Scriptures, knowing them by heart. The third was Paul, a respected and eminent man, who had on a previous occasion been cast into the fire for the sake of Christ. With them were five Egyptians, brothers both in blood and soul, who were returning to their native land from serving a sentence in the mines of Cilicia. As they reached the gate of the town of Caesarea they said that they were Christians, and were therefore brought to trial. When asked their names, they replied: ‘We have cast away the pagan names given us by our mother, and are called Elias, Isaiah, Jeremiah, Samuel and Daniel.’ when asked where they were from, they replied: ‘From Jerusalem that is above.’ They were all beheaded, and a young man called Porphyrius, who had searched for their bodies to give them burial, suffered soon afterwards. Him they burned. An officer, Seleucus, who had come up to the martyrs and embraced them before the sword descended on their heads, was also burned, and an old man, Theodulus, a servant of the Roman judge, who had embraced one of the martyrs while they were under escort. Lastly Julian, who had kissed the dead bodies of the martyrs and honoured them, followed them in death. So they exchanged the small for the greater, the tawdry for the precious and death for immortality, and went to the Lord in 308.” (Prologue)

The Synaxarion concludes, “After the martyrdom of Pamphilius, the leader of the glorious cohort, the impious governor gave orders that his body and those of his companions should be left where they lay as food for carnivorous animals. However by God’s Providence, no animal came near their holy relics, which the Christians were able to lay to rest with due honour.” The account of these Martyrs was written by Eusebius of Caeserea, Pamphilius’ disciple.