Orthodox Calendar

۱۴ ژانویه ۲۰۲۸
جمعه هفته سی‌ام بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • ختنه خداوند ما؛ قدیس باسیل کبیر

یادبودها

  • ختنه خداوند ما عیسی مسیح
  • پدر ما در میان قدیسان باسیل کبیر (۳۷۹)
  • قدیس گریگوری, اسقف نازیانزوس (۳۷۴), پدر قدیس گریگوری الهیدان
  • قدیس امیلیا (۳۷۵), مادر قدیسان ماکرینا, باسیل کبیر و گریگوری نیسا, پطرس سبسطیه, و تئوسِویا

خوانش‌های کتاب مقدس

Composite ۱ - پیدایش ۱۷.۱-۲, ۴, ۵-۷, ۸, ۹-۱۰, ۱۱-۱۲, ۱۴ (نماز شامگاهی)

۱The Lord appeared to Abram and said to him, ‘I am your God. Be well pleasing before me and be blameless. I will establish my covenant between me and you, and I will multiply you greatly; and you will be the father of a multitude of nations. And your name will not be Abram, but your name will be Abraham, because I have established you as father of many nations. And I will increase you very greatly, and I will establish you for nations, and kings will come from you. And I will establish my covenant between me and you and between your seed after you for their generations as an eternal covenant, and I will be their God.’ And Abraham fell on his face and worshipped the Lord. And God said to Abraham, ‘You are to keep my covenant, you and your seed after you to their generations. And this is the covenant which you are to keep between me and between your seed after you to their generations. Every male among you shall be circumcised; and you shall be circumcised in the foreskin of your flesh, and it shall be for a sign of the covenant between me and you. And every male child among you shall be circumcised at eight days for your generations. And an uncircumcised male that is not circumcised in the flesh of his foreskin on the eighth day, that soul shall be wiped out from its race; because it has rejected my covenant.’

امثال ۸.۲۲-۳۰ (نماز شامگاهی)

۲۲«خداوند مرا در آغازِ راه خویش تولد بخشید، پیش از کارهای خود در زمانهای قدیم. ۲۳من از ازل شکل گرفتم، در ابتدا، پیش از آغاز جهان. ۲۴آنگاه که هنوز ژرفاها نبود، من زاده شدم، زمانی که هیچ چشمۀ پرآبی وجود نداشت؛ ۲۵پیش از آنکه کوهها بر پا شوند، پیش از تپه‌ها، من زاده شدم؛ ۲۶پیش از آنکه زمین و دشتها را بیافریند یا ذره‌ای از غبار جهان را. ۲۷آنگاه که آسمانها را استوار ساخت و افق را بر سطح ژرفا نشان گذاشت، من آنجا بودم؛ ۲۸آنگاه که ابرها را در بالا برنشانید و چشمه‌های ژرفا را استوار ساخت؛ ۲۹چون بر دریا حد قرار داد تا آبها از فرمان او تجاوز نکنند، و زمانی که بنیان زمین را نشان گذاشت. ۳۰آنگاه همچون معماری در کنار او بودم و هر روزه لذت بسیار می‌بردم، و همیشه در حضورش پایکوبی می‌کردم؛

امثال ۱۰.۳۱-۱۱.۱۲ (نماز شامگاهی)

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد. ۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف! ۱خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست. ۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است. ۳راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان. ۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۵پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند. ۶پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند. ۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد. ۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد. ۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد. ۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد. ۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون! ۱۲آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

یوحنا ۱۰.۹-۱۶ (انجیل نماز صبحگاهی)

۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. ۱۰دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. ۱۱«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. ۱۲مزدور، چون شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نیستند، هر گاه بیند گرگ می‌آید، گوسفندان را واگذاشته می‌گریزد و گرگ بر آنها حمله می‌برد و آنها را می‌پراکَنَد. ۱۳مزدور می‌گریزد، چرا که مزدوری بیش نیست و به گوسفندان نمی‌اندیشد. ۱۴من شبان نیکو هستم. من گوسفندان خود را می‌شناسم و گوسفندان من مرا می‌شناسند، ۱۵همان‌گونه که پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. ۱۶گوسفندانی دیگر نیز دارم که از این آغل نیستند. آنها را نیز باید بیاورم و آنها نیز به صدای من گوش فرا خواهند داد. آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان.

Colossians 2.8-12 (رساله, ختنه)

۸به‌هوش باشید کسی شما را با فلسفه‌ای پوچ و فریبنده اسیر نسازد، که نه بر مسیح، بلکه بر سنّت آدمیان و اصول ابتدایی این دنیا استوار است. ۹زیرا الوهیت با همۀ کمالش به صورت جسمانی در مسیح ساکن است، ۱۰و شما در او، که همۀ ریاستها و قدرتها را سَر است، از کمال برخوردار گشته‌اید. ۱۱و در او ختنه نیز شده‌اید، به ختنه‌ای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به در آوردنِ شخصیت نفسانی است در ختنۀ مسیح. ۱۲و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او برخیزانیده شدید.

عبرانیان ۷.۲۶-۸.۲ (رساله, قدیس باسیل)

۲۶ما به چنین کاهن اعظمی نیاز داشتیم، کاهنی قدّوس، بی‌عیب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها. ۲۷برخلاف دیگر کاهنان اعظم، او نیازی ندارد هر روز، نخست برای گناهان خود و سپس برای گناهان قوم، قربانی تقدیم کند. بلکه آنگاه که خود را تقدیم کرد، یک بار برای همیشه برای گناهان ایشان قربانی داد. ۲۸زیرا شریعت، انسانهایی ضعیف را به کهانت اعظم برمی‌گمارد، امّا سوگندی که پس از شریعت آمد، پسر را برگماشت، که جاودانه کامل شده است. ۱جان کلام در آنچه می‌گوییم این است که ما چنین کاهن اعظمی داریم که بر جانب راست تختِ مقام کبریا در آسمان نشسته ۲و خدمتگزار مکان اقدس یعنی آن خیمۀ حقیقی است که خداوند بر پا کرده، نه انسان.

لوقا ۲.۲۰-۲۱, ۴۰-۵۲ (انجیل, ختنه)

۲۰پس شبانان خدا را حمد و ثنا گویان بازگشتند، به سبب هرآنچه دیده و شنیده بودند، چنانکه بدیشان گفته شده بود. ۲۱در روز هشتم، چون زمان ختنۀ نوزاد فرا رسید، او را عیسی نام نهادند. این همان نامی بود که فرشته، پیش از قرار گرفتن او در رَحِم مریم، بر وی نهاده بود. ۴۰باری، آن کودک رشد می‌کرد و قوی می‌شد. او پر از حکمت بود و فیض خدا بر او قرار داشت. ۴۱والدین عیسی هر سال برای عید پِسَخ به اورشلیم می‌رفتند. ۴۲چون عیسی دوازده ساله شد، به رسم عید به اورشلیم رفتند. ۴۳پس از پایان آیین عید، چون راه بازگشت پیش گرفتند، عیسای نوجوان در اورشلیم ماند. امّا والدینش از این امر آگاه نبودند، ۴۴بلکه چون می‌پنداشتند در کاروان است، روزی تمام سفر کردند. سرانجام به جستجوی عیسی در میان خویشاوندان و دوستان برآمدند. ۴۵و چون او را نیافتند، در جستجویش به اورشلیم بازگشتند. ۴۶پس از سه روز، سرانجام او را در معبد یافتند. در میان معلمان نشسته بود و به سخنان ایشان گوش فرا می‌داد و از آنها پرسشها می‌کرد. ۴۷هر که سخنان او را می‌شنید، از فهم او و پاسخهایی که می‌داد، در شگفت می‌شد. ۴۸چون والدینش او را در آنجا دیدند، شگفت‌زده شدند. مادرش به او گفت: «پسرم، چرا با ما چنین کردی؟ پدرت و من با نگرانی بسیار در جستجوی تو بودیم.» ۴۹امّا او در پاسخ گفت: «چرا مرا می‌جستید؟ مگر نمی‌دانستید که می‌باید در خانۀ پدرم باشم؟» ۵۰امّا آنها معنای این سخن را که بدیشان گفت درنیافتند. ۵۱پس با ایشان به راه افتاد و به ناصره رفت و مطیع ایشان بود. امّا مادرش تمامی این امور را به خاطر می‌سپرد. ۵۲و عیسی در قامت و حکمت، و در محبوبیت نزد خدا و مردم، ترقّی می‌کرد.

لوقا ۶.۱۷-۲۳ (انجیل, قدیس باسیل)

۱۷عیسی همراه ایشان فرود آمد و در مکانی هموار ایستاد. بسیاری از شاگردانش و انبوهی از مردم از سرتاسر یهودیه، اورشلیم، و از شهرهای ساحلی صور و صیدون، آنجا حضور داشتند. ۱۸آنها آمده بودند تا سخنان او را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند؛ و کسانی که ارواح پلید آزارشان می‌داد، شفا می‌یافتند. ۱۹مردم همه می‌کوشیدند او را لمس کنند، زیرا نیرویی از وی صادر می‌شد که همگان را شفا می‌بخشید. ۲۰آنگاه عیسی بر شاگردانش نظر افکند و گفت: «خوشا به حال شما که فقیرید، زیرا پادشاهی خدا از آن شماست. ۲۱خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید، زیرا سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. ۲۲«خوشا به حال شما آنگاه که مردم به‌خاطر پسر انسان، بر شما نفرت گیرند و شما را از جمع خود برانند و دشنام دهند و بدنام سازند. ۲۳در آن روز، شادی و پایکوبی کنید، زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا که پدران آنها نیز با پیامبران چنین کردند.

یادبودها

ختنه خداوند ما عیسی مسیح

In keeping with the Law of Moses, the Savior’s parents had Him circumcised eight days after His birth (see Luke ch. 2). On this day, following Jewish custom, he received the name Jesus (Yeshua, a form of Joshua), meaning “God saves.” Thus, on this day, the Covenant of Moses was fulfilled and brought to an end, and the Salvation of God’s people was proclaimed to the world.

پدر ما در میان قدیسان باسیل کبیر (۳۷۹)

In its services, the Church calls St Basil a “bee of the Church of Christ”: bringing the honey of divinely-inspired wisdom to the faithful, stinging the uprisings of heresy. He was born in Cappadocia to a wealthy and prominent family. Their worldly wealth, however, is as nothing compared to the wealth of Saints that they have given to the Church: his parents St Basil the Elder and St Emmelia; his sister St Macrina (July 19), the spiritual head of the family; and his brothers St Gregory of Nyssa (January 10), and St Peter, future bishop of Sebaste (January 9).

Inspired and tutored by his father, a renowned professor of rhetoric, the brilliant Basil set out to master the secular learning and arts of his day, traveling to Athens, where he studied alongside his life-long friend St Gregory of Nazianzus. When he returned from his studies in 356, he found that his mother and his sister Macrina had turned the family home into a convent, and that his brothers had also taken up the monastic life nearby. Puffed up by his secular accomplishments, he at first resisted his sister’s pleas to take up a life devoted to God, but at last, through her prayers and admonition, entered upon the ascetical life.

After traveling among the monks of Egypt, Palestine and Syria, he settled in Cappadocia as a hermit, living in utter poverty and writing his ascetical homilies. A monastic community steadily gathered around him, and for its good order St Basil wrote his Rule, which is regarded as the charter of monasticism. (St Benedict in the West was familiar with this Rule, and his own is modeled on it.)

In about 370 he was consecrated Bishop of Caesarea in Cappadocia. Even as bishop, he continued to live without any possessions save a worn garment to cover himself. At this time the Arian heresy was rending the Church, and it became St Basil’s lot to defend Orthodoxy in Sermons and writings, a task which he fulfilled with such erudition and wisdom that he is called “Basil the Great.” He reposed in peace in 379, at the age of forty-nine.

قدیس گریگوری, اسقف نازیانزوس (۳۷۴), پدر قدیس گریگوری الهیدان

He converted to Christianity from paganism as an adult through the influence of his pious wife St Nonna (Aug. 5). He was made Bishop of Nazianzus in Cappadocia in 329, and served faithfully for forty-five years, defending his flock against the inroads of Arianism and the persecutions of Julian the Apostate. Late in life, he ordained his son Gregory, later known as St Gregory the Theologian (Jan. 25) to assist him. He reposed in peace, aged almost 100.

قدیس امیلیا (۳۷۵), مادر قدیسان ماکرینا, باسیل کبیر و گریگوری نیسا, پطرس سبسطیه, و تئوسِویا

Her main commemoration is on May 8.