Orthodox Calendar

۳۰ سپتامبر ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته پانزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهید سوفیا و دخترانش ایمان، امید و محبت (۱۳۷)
  • پدر مقدس ما لامبرت, اسقف ماستریخت (۷۰۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۳.۲۳-۴.۵ (رساله)

۲۳ما پیش از آمدن ایمان، تحت مراقبت شریعت به سر می‌بردیم و تا ظهور ایمان در بند نگاه داشته می‌شدیم. ۲۴پس شریعت مربی ما شد تا زمانی که مسیح بیاید و به وسیلۀ ایمان پارسا شمرده شویم. ۲۵امّا اکنون که ایمان آمده، دیگر زیر دستِ آن مربی نیستیم. ۲۶زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید. ۲۷چرا که همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید. ۲۸دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن، زیرا شما همگی در مسیحْ عیسی یکی هستید. ۲۹و حال اگر شما از آنِ مسیح هستید، پس نسل ابراهیم‌اید و بنا بر وعده، وارثان نیز هستید. ۱باری سخن من این است: تا زمانی که وارث صغیر است، با غلام فرقی ندارد، هرچند مالک همه چیز باشد. ۲و تا زمانی که پدرش تعیین کرده است زیر دست قیّمان و وکلاست. ۳در مورد ما نیز به همین‌گونه است: تا زمانی که ما صغیر بودیم، در غلامی اصول ابتدایی دنیا به سر می‌بردیم. ۴امّا چون زمان مقرر به کمال فرا رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زنی زاده شد و زیر شریعت به دنیا آمد، ۵تا آنان را که زیر شریعت بودند بازخرید کند، و بدین‌گونه ما مقام پسرخواندگی را به دست آوریم.

مرقس ۶.۳۰-۴۵ (انجیل)

۳۰و امّا رسولان نزد عیسی گرد آمدند و آنچه کرده و تعلیم داده بودند به او بازگفتند. ۳۱عیسی به ایشان گفت: «با من به خلوتگاهی دورافتاده بیایید و اندکی بیارامید.» زیرا آمد و رفت مردم چندان بود که مجال نان خوردن هم نداشتند. ۳۲پس تنها، با قایق عازم مکانی دورافتاده شدند. ۳۳امّا به هنگام عزیمت، گروهی بسیار ایشان را دیدند و شناختند. پس مردم از همۀ شهرها پای پیاده به آن محل شتافتند و پیش از ایشان به آنجا رسیدند. ۳۴چون عیسی از قایق پیاده شد، جمعیتی بی‌شمار دید و دلش بر حال آنان به رحم آمد، زیرا همچون گوسفندانی بی‌شبان بودند. پس به تعلیم آنان پرداخت و چیزهای بسیار به ایشان آموخت. ۳۵نزدیک غروب، شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «اینجا مکانی است دورافتاده و دیروقت نیز هست. ۳۶مردم را روانه کن تا به روستاها و مزارع اطراف بروند و برای خود خوراک بخرند.» ۳۷عیسی در جواب فرمود: «شما خود به ایشان خوراک دهید.» گفتند: «آیا می‌خواهی برویم و دویست دینار نان بخریم و به آنها بدهیم تا بخورند؟» ۳۸فرمود: «چند نان دارید؟ بروید و تحقیق کنید.» پس پرس و جو کردند و گفتند: «پنج نان و دو ماهی.» ۳۹آنگاه به شاگردان خود فرمود تا مردم را دسته دسته بر سبزه‌ها بنشانند. ۴۰بدین‌گونه مردم در دسته‌های صد، و پنجاه نفری بر زمین نشستند. ۴۱آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت و به آسمان نگریسته، برکت داد. سپس نانها را پاره کرد و به شاگردان خود داد تا پیش مردم بگذارند؛ دو ماهی را نیز میان همه تقسیم کرد. ۴۲همه خوردند و سیر شدند، ۴۳و از خرده‌های نان و ماهی، دوازده سبدِ پر برگرفتند. ۴۴شمار مردانی که نان خوردند پنج هزار بود. ۴۵عیسی بی‌درنگ شاگردان خود را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص می‌کرد، سوار قایق شوند و پیش از او به بِیت‌صِیْدا در آن سوی دریا بروند.

یادبودها

شهید سوفیا و دخترانش ایمان، امید و محبت (۱۳۷)

Sophia was a widow in Rome in the time of the Emperor Hadrian, and raised her three daughters in the Faith. When the four of them were brought before the persecutors, Faith was twelve years old, Hope was ten, and Love was nine. Ordered to make sacrifice to the goddess Artemis, all of them humbly refused. All three daughters were tortured, then executed, before their mother’s eyes. Sophia buried their bodies and mourned at their grave for three days and nights, then fell asleep in peace. For her steadfastness and solidarity with her daughters’ sufferings she is counted as a martyr along with them. Sophia means “wisdom” in Greek; the three daughters’ names in Greek are Pistis, Elpis, and Agape; in Russian, Vera, Nadezhda, and Lyubov. They are represented on many icons.

پدر مقدس ما لامبرت, اسقف ماستریخت (۷۰۵)

He was born to a noble family in Maastricht (in modern-day Netherlands). When his spiritual father Bishop Theodard was killed in 671, St Lambert was elected Bishop of Maastricht despite his youth. He was loved by his flock for his holiness, ascetic labors and almsgiving, but was driven from his see in 675 after his patron King Childeric II was assasinated. He withdrew to the Monastery of Stavelot where he lived for seven years as one of the brethren, claiming no privileges despite his office. Once, getting up to pray during the night, he accidentally disturbed the monastic silence. The Abbot called out for whoever was responsible to do penance by standing barefoot in the snow before a cross outside the monastery church. In the morning the Abbot was dismayed to see the Bishop standing barefoot, covered with snow, before the cross, his face shining. The Abbot sought to apologize, but Lambert replied that he was honored to serve God like the Apostles, in cold and nakedness.

When King Pepin of Heristal took power in 681, he restored Lambert to his see, despite the Saint’s desire to remain in obscurity. The holy bishop renewed his pastoral labors with vigor, visiting the most distant parishes and preaching the Gospel to the pagans who still inhabited the area, despite danger and threats. But when King Pepin put away his wife and replaced her with his concubine Alpais, St Lambert was the only Bishop who dared to rebuke him. For this he incurred the wrath of Alpais, who ordered his death. His assassins carried out their evil commission, even though they found a cross shining above the humble dwelling where he was staying.

Saint Lambert is one of the best-loved Saints of the Netherlands and Belgium, where many parish churches are dedicated to him. His relics are now in the Belgian city of Liège.