Orthodox Calendar

۲۴ سپتامبر ۲۰۲۷
جمعه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • قدیسه تئودورا اسکندریه (۴۹۰)
  • قدیس اِفروسینوس آشپز اسکندریه (سده ۹)
  • قدیس پافنوتیوس معترف (سده ۴)
  • رسمیت‌بخشی قدیس کسنیا قدیس پترزبورگ (۱۹۷۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۲.۶-۱۰ (رساله)

۶امّا آن رهبران سرشناس- آنان هر که بودند مرا تفاوتی نمی‌کند، زیرا خدا بر صورت ظاهر قضاوت نمی‌نماید - آری، آن رهبران سرشناس چیزی بر من نیفزودند، ۷بلکه به‌عکس، ایشان دریافتند که وظیفۀ رسانیدن انجیل به غیریهودیان به من سپرده شده است، همان‌گونه که وظیفۀ رسانیدن انجیل به یهودیان به پطرس سپرده شده بود. ۸زیرا او که از طریق پطرس چون رسولِ یهودیان عمل کرد، از طریق من نیز چون رسولِ غیریهودیان عمل نمود. ۹پس چون یعقوب و پطرس و یوحنا که مشهور به ارکان بودند فیضی را که نصیب من شده بود مشاهده کردند، به من و برنابا دست رفاقت دادند و توافق شد که ما نزد غیریهودیان برویم و آنان نزد یهودیان. ۱۰فقط خواستند که فقرا را به یاد داشته باشیم، که البته این به‌واقع کاری بود که من خود نیز مشتاق انجامش بودم.

مرقس ۵.۲۲-۲۴, ۳۵-۶.۱ (انجیل)

۲۲یکی از رئیسان کنیسه که یایروس نام داشت نیز به آنجا آمد و با دیدن عیسی به پایش افتاد ۲۳و التماس‌کنان گفت: «دختر کوچکم در حال مرگ است. تمنا دارم آمده، دست خود را بر او بگذاری تا شفا یابد و زنده ماند.» ۲۴پس عیسی با او رفت. گروهی بسیار نیز از پی عیسی به‌راه افتادند. آنها سخت بر او ازدحام می‌کردند. ۳۵او هنوز سخن می‌گفت که عده‌ای از خانۀ یایروس، رئیس کنیسه، آمدند و گفتند: «دخترت مرد! دیگر چرا استاد را زحمت می‌دهی؟» ۳۶عیسی چون سخن آنها را شنید، به رئیس کنیسه گفت: «مترس! فقط ایمان داشته باش.» ۳۷و اجازه نداد جز پطرس و یعقوب و یوحنا، برادر یعقوب، کسی دیگر از پی او برود. ۳۸چون به خانۀ رئیس کنیسه رسیدند، دید غوغایی به پاست و عده‌ای با صدای بلند می‌گریند و شیون می‌کنند. ۳۹پس داخل شد و به آنها گفت: «این غوغا و شیون برای چیست؟ دختر نمرده، بلکه در خواب است.» ۴۰امّا آنها به او خندیدند. پس از اینکه همۀ آنها را بیرون کرد، پدر و مادر دختر و همچنین شاگردانی را که همراهش بودند با خود برگرفت و به جایی که دختر بود، داخل شد. ۴۱آنگاه دست دختر را گرفت و به وی گفت: «تالیتا کوم!» یعنی: «ای دختر کوچک، به تو می‌گویم برخیز!» ۴۲او بی‌درنگ برخاست و راه رفتن آغاز کرد. آن دختر دوازده ساله بود. آنها از این واقعه بی‌نهایت شگفت‌زده شدند. ۴۳عیسی به آنان دستور اکید داد که نگذارند کسی از این واقعه آگاه شود، و فرمود چیزی به آن دختر بدهند تا بخورد. ۱سپس عیسی آنجا را ترک گفت و با شاگردان خود به شهر خویش رفت.

یادبودها

قدیسه تئودورا اسکندریه (۴۹۰)

While a young married woman, she committed adultery with another man. Seized by remorse, she fled her husband’s house, dressed herself as a man, renamed herself Theodore, and entered a men’s monastery, pretending to be a eunuch. “Theodore“‘s fasts, prayers, vigils and tears amazed “his” brethren. Her secret was only discovered after her death. She had spent nine full years devoting her life to repentance for one sin. During her life she showed herself to be a wonderworker, taming wild beasts and healing sicknesses. Her husband came to her funeral, then lived until his death in the cell of his former wife.

قدیس اِفروسینوس آشپز اسکندریه (سده ۹)

His icon is found in countless Orthodox kitchens. A simple and holy man, when he entered monastic life in Alexandria he was judged unfit for any service more demanding than kitchen work. There he labored without complaint, looked down upon by most of the other monks. One night the abbot dreamed that he was in Paradise, and there met Euphrosynos, who gave him a branch that bore three fragrant apples. Awakening, the abbot found the same apples on his pillow. He hurried to find Euphrosynos and asked him, `Where were you last night, brother?’ Euphrosynos only replied, `Where were you, Father?’ The abbot gathered the monks and told them the wonderful story, by which they all realized the cook’s holiness. But Euphrosynos, unwilling to endure the praise of men, fled the monastery for the desert.

قدیس پافنوتیوس معترف (سده ۴)

“A bishop of the Egyptian Thebaid, he suffered greatly for the Orthodox faith: heretics put out one of his eyes and broke his left leg. He took part in the First Ecumenical Council, refuting the Arian heresy with great power. The Emperor Constantine valued him greatly and often kissed him on the missing eye, lost for the truth of Orthodoxy. At the council, he stood in opposition to the western representatives, who proposed that secular priests be completely forbidden to marry. He was chaste throughout the whole of his life.” (Prologue)

رسمیت‌بخشی قدیس کسنیا قدیس پترزبورگ (۱۹۷۸)

She is commemorated on January 24.