Orthodox Calendar

۱۷ اوت ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته نهم بعد از پنطیکاست

روزه رقاد والده خدا

یادبودها

  • هفت خفته اِفِسُس

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱۲.۱۲-۲۶ (رساله)

۱۲زیرا بدن هرچند یکی است، از اعضای بسیار تشکیل شده؛ و همۀ اعضای بدن، اگرچه بسیارند، امّا یک بدن را تشکیل می‌دهند. در مورد مسیح نیز چنین است. ۱۳زیرا همۀ ما، چه یهود و چه یونانی، چه غلام و چه آزاد، در یک روح تعمید یافتیم تا یک بدن را تشکیل دهیم؛ و همۀ ما از یک روح نوشانیده شدیم. ۱۴زیرا بدن نه از یک عضو، بلکه از اعضای بسیار تشکیل شده است. ۱۵اگر پا گوید، «چون دست نیستم، به بدن تعلق ندارم،» این سبب نمی‌شود که عضوی از بدن نباشد. ۱۶و اگر گوش گوید، «چون چشم نیستم، به بدن تعلق ندارم،» این سبب نمی‌شود که عضوی از بدن نباشد. ۱۷اگر تمام بدن چشم بود، شنیدن چگونه میسّر می‌شد؟ و اگر تمام بدن گوش بود، بوییدن چگونه امکان داشت؟ ۱۸امّا حقیقت این است که خدا اعضا را آن‌گونه که خود می‌خواست، یک به یک در بدن قرار داد. ۱۹اگر همه یک عضو بودند، بدن کجا وجود می‌داشت؟ ۲۰امّا اعضا بسیارند، در حالی که بدن یکی است. ۲۱چشم نمی‌تواند به دست بگوید، «نیازی به تو ندارم!» و سر نیز نمی‌تواند به پاها گوید، «نیازمند شما نیستم!» ۲۲برعکس، آن اعضای بدن که ضعیفتر می‌نمایند، بسیار ضروریترند. ۲۳و آن اعضای بدن را که پست‌تر می‌انگاریم، با حرمت خاص می‌پوشانیم، و با اعضایی که زیبا نیستند با احترام خاص رفتار می‌کنیم؛ ۲۴حال آنکه اعضای زیبای ما به چنین احترامی نیاز ندارند. امّا خدا بدن را چنان مرتب ساخته که حرمت بیشتر نصیب اعضایی شود که فاقد آنند، ۲۵تا جدایی در بدن نباشد، بلکه اعضای آن به یک اندازه در فکر یکدیگر باشند. ۲۶و اگر یک عضو دردمند گردد، همۀ اعضا با او همدرد باشند؛ و اگر یک عضو سرافراز شود، همه در خوشی او شریک گردند.

متی ۱۸.۱۸-۲۲, ۱۹.۱-۲, ۱۳-۱۵ (انجیل)

۱۸آمین، به شما می‌گویم، هرآنچه بر زمین ببندید، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هرآنچه بر زمین بگشایید، در آسمان گشوده خواهد شد. ۱۹باز به شما می‌گویم که هر گاه دو نفر از شما بر روی زمین دربارۀ هر مسئله‌ای که در خصوص آن سؤال می‌کنند با هم موافق باشند، همانا از جانب پدر من که در آسمان است برای ایشان به انجام خواهد رسید. ۲۰زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم.» ۲۱سپس پطرس نزد عیسی آمد و پرسید: «سرور من، تا چند بار اگر برادرم به من گناه ورزد، باید او را ببخشم؟ آیا تا هفت بار؟» ۲۲عیسی پاسخ داد: «به تو می‌گویم نه هفت بار، بلکه هفتادْ هفت بار. ۱هنگامی که عیسی این سخنان را به پایان رسانید، جلیل را ترک گفت و از آن سوی رود اردن به نواحی یهودیه آمد. ۲جمعیت انبوهی در پی او روانه شدند و او ایشان را در آنجا شفا بخشید. ۱۳آنگاه مردم کودکان را نزد عیسی آوردند تا بر آنان دست بگذارد و دعا کند. امّا شاگردان مردم را سرزنش کردند. ۱۴عیسی گفت: «بگذارید کودکان نزد من آیند و ایشان را بازمدارید، زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسان است.» ۱۵پس بر آنان دست نهاد و از آنجا رفت.

یادبودها

هفت خفته اِفِسُس

During a persecution of Christians under the Emperor Decius, these seven Christian youths hid themselves in a cave outside Ephesus. When they were discovered, their persecutors sealed them in the cave to die; but God instead sent them a miraculous, life-preserving sleep. There they rested for about two hundred years. In the time of the Emperor Theodosius the Younger (408-450), a heresy that denied the bodily Resurrection of the dead began to trouble the people. The Emperor prayed God to reveal the truth to the people. At this time, some shepherds removed the stones blocking the cave in order to build a sheep-pen. They discovered the seven youths, who awoke in full health and told their miraculous story. The miracle was told throughout the empire, and the Emperor himself came to Ephesus and spoke with the youths. A week later, they again fell asleep, this time in death.