Orthodox Calendar

۲۵ ژوئیه ۲۰۲۷
یکشنبه پنجم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهیدان پروکلوس و هیلاری آنکارا
  • قدیس ورونیکا, زن با بیماری خون که بود شفا داده توسط نجات‌دهنده
  • قدیس پاییسیوس مقدس کوه (۱۹۹۴) (۲۹ ژوئن ت.ق)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۲۴.۱۲-۳۵ (انجیل پنجم صبحگاهی)

۱۲با این همه، پطرس برخاست و به سوی مقبره دوید و خم شده نگریست، امّا جز کفن چیزی ندید. پس حیران از آنچه روی داده بود، به خانه بازگشت. ۱۳در همان روز، دو تن از آنان به دهکده‌ای می‌رفتند، عِمائوس نام، واقع در دو فرسنگی اورشلیم. ۱۴ایشان دربارۀ همۀ وقایعی که رخ داده بود، با یکدیگر گفتگو می‌کردند. ۱۵همچنان که سرگرم بحث و گفتگو بودند، عیسی، خود، نزد آنها آمد و با ایشان همراه شد. ۱۶امّا او را نشناختند زیرا چشمان ایشان بسته شده بود. ۱۷از آنها پرسید: «در راه، دربارۀ چه گفتگو می‌کنید؟» آنها با چهره‌هایی اندوهگین، خاموش ایستادند. ۱۸آنگاه یکی از ایشان که کْلِئوپاس نام داشت، در پاسخ گفت: «آیا تو تنها شخص غریب در اورشلیمی که از آنچه در این روزها واقع شده بی‌خبری؟» ۱۹پرسید: «چه چیزی؟» گفتند: «آنچه بر عیسای ناصری گذشت. او پیامبری بود که در پیشگاه خدا و نزد همۀ مردم، کلام و اعمال پرقدرتی داشت. ۲۰سران کاهنان و بزرگان ما او را سپردند تا به مرگ محکوم شود و بر صلیبش کشیدند. ۲۱امّا ما امید داشتیم او همان باشد که می‌بایست اسرائیل را رهایی بخشد. افزون بر این، به‌واقع اکنون سه روز از این وقایع گذشته است. ۲۲برخی از زنان نیز که در میان ما هستند، ما را به حیرت افکنده‌اند. آنان امروز صبح زود به مقبره رفتند، ۲۳امّا پیکر او را نیافتند. آنگاه آمده، به ما گفتند فرشتگانی را در رؤیا دیده‌اند که به ایشان گفته‌اند او زنده است. ۲۴برخی از دوستان ما به مقبره رفتند و اوضاع را همان‌گونه که زنان نقل کرده بودند، یافتند، امّا او را ندیدند.» ۲۵آنگاه به ایشان گفت: «ای بی‌خردان که دلی دیرفهم برای باور کردن گفته‌های انبیا دارید! ۲۶آیا نمی‌بایست مسیح این رنجها را ببیند و سپس به جلال خود درآید؟» ۲۷سپس از موسی و همۀ انبیا آغاز کرد و آنچه را که در تمامی کتب مقدّس دربارۀ او گفته شده بود، برایشان توضیح داد. ۲۸چون به دهکده‌ای که مقصدشان بود نزدیک شدند، عیسی وانمود کرد که می‌خواهد دورتر برود. ۲۹آنها اصرار کردند و گفتند: «با ما بمان، زیرا چیزی به پایان روز نمانده و شب نزدیک است.» پس داخل شد تا با ایشان بماند. ۳۰چون با آنان بر سفره نشسته بود، نان را برگرفت و شکر نموده، پاره کرد و به ایشان داد. ۳۱در همان هنگام، چشمان ایشان گشوده شد و او را شناختند، امّا در‌ دم از نظرشان ناپدید گشت. ۳۲آنها از یکدیگر پرسیدند: «آیا هنگامی که در راه با ما سخن می‌گفت و کتب مقدّس را برایمان تفسیر می‌کرد، دل در درون ما نمی‌تپید؟» ۳۳پس بی‌درنگ برخاستند و به اورشلیم بازگشتند. آنجا آن یازده رسول را یافتند که با دوستان خود گرد ‌آمده، ۳۴می‌گفتند: «این حقیقت دارد که خداوند قیام کرده است، زیرا بر شَمعون ظاهر شده است.» ۳۵سپس، آن دو نیز بازگفتند که در راه چه روی داده و چگونه عیسی را هنگام پاره کردن نان شناخته‌اند.

Romans 10.1-10 (رساله)

۱ای برادران، آرزوی قلبی و دعای من به درگاه خدا برای قوم اسرائیل این است که نجات یابند. ۲زیرا دربارۀ ایشان می‌توانم شهادت دهم که برای خدا غیرت دارند، امّا نه از روی معرفت. ۳زیرا به سبب ناآگاهی از آن پارسایی که از خداست، و از آن رو که در پی اثبات پارسایی خویش بودند، در برابر آن پارسایی که از خداست، سر فرود نیاوردند. ۴زیرا مسیح غایتِ شریعت است تا هر که ایمان آوَرَد، پارسا شمرده شود. ۵موسی آن پارسایی را که بر پایۀ شریعت است چنین توصیف می‌کند: «کسی که اینها را به عمل آوَرَد، به واسطۀ آنها حیات خواهد داشت.» ۶امّا پارساییِ مبتنی بر ایمان می‌گوید: «در دل خود مگو ”کیست که به آسمان صعود کند؟“ » - یعنی تا مسیح را فرود آورد - ۷یا «”کیست که به جهان زیرین نزول کند؟“ » - یعنی تا مسیح را از مردگان بازآورد. ۸و در مقابل، چه می‌گوید؟ اینکه «این کلامْ نزدیکِ تو، در دهان تو، و در دل توست.» این همان کلامِ ایمان است که ما وعظ می‌کنیم، ۹که اگر به زبان خود اعتراف کنی «عیسی خداوند است» و در دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت. ۱۰زیرا در دل است که شخص ایمان می‌آورد و پارسا شمرده می‌شود، و با زبان است که اعتراف می‌کند و نجات می‌یابد.

متی ۸.۲۸-۹.۱ (انجیل)

۲۸هنگامی که به ناحیۀ جَدَریان، واقع در آن سوی دریا رسیدند، دو مرد دیوزده که از گورستان خارج می‌شدند، بدو برخوردند. آن دو به قدری وحشی بودند که هیچ‌کس نمی‌توانست از آن راه عبور کند. ۲۹آنان فریاد زدند: «تو را با ما چه کار است، ای پسر خدا؟ آیا آمده‌ای تا پیش از وقتِ مقرر عذابمان دهی؟» ۳۰کمی دورتر از آنها گله‌ای بزرگ از خوکها مشغول چرا بود. ۳۱دیوها التماس‌کنان به عیسی گفتند: «اگر بیرونمان می‌رانی، به درون گلۀ خوکها بفرست.» ۳۲به آنها گفت: «بروید!» دیوها خارج شدند و به درون خوکها رفتند و تمام گله از سرازیریِ تپه به درون دریا هجوم بردند و در آب هلاک شدند. ۳۳خوکبانان گریخته، به شهر رفتند و همۀ این وقایع، از جمله آنچه را که برای آن دیوزده‌ها رخ داده بود، بازگو کردند. ۳۴سپس تمام مردم شهر برای دیدن عیسی بیرون آمدند و چون او را دیدند بدو التماس کردند که آن ناحیه را ترک گوید. ۱پس عیسی سوار قایق شد و به آن سوی دریا، به شهر خود رفت.

یادبودها

شهیدان پروکلوس و هیلاری آنکارا

Proclus was the uncle of Hilarius; both were from Kallippi in Asia during the reign of Trajan. When Proclus was brought to be tried as a Christian, the judge asked him ‘Of what race are you?’ Proclus answered ‘I am of the race of Christ, and my hope is in my God.’ When the judge threatened to torture him, he said ‘When you are afraid to transgress the Emperor’s commands and risk falling into temporal punishment, how much more do we Christians fear to transgress against God’s commands and fall into eternal torment!’ When Proclus was given over to torture, his nephew Hilarius came forward and proclaimed ‘I too am a Christian.’ After torture, both were condemned to death; Proclus was crucified and Hilarius beheaded.

Imagine how the Orthodox Church would benefit if, when we were asked ‘Of what race are you?’ the first answer that came to mind was not ‘I am Greek, Russian, Serbian…’ but ‘I am of the race of Christ!’

قدیس ورونیکا, زن با بیماری خون که بود شفا داده توسط نجات‌دهنده

See Matthew ch. 9, Mark ch. 5, and Luke ch. 8. After the events told in the Gospel, she spent the remainder of her life as a follower of Christ and reposed in peace.

قدیس پاییسیوس مقدس کوه (۱۹۹۴) (۲۹ ژوئن ت.ق)

‘The future Elder Paisius was born in 1924 and baptized by St. Arsenius of Cappadocia. He spent his youth as a carpenter until WW II, during which he repeatedly distinguished himself in the army by his bravery and self-sacrifice. In 1950 he went to Mt. Athos for eight years, where he was tonsured. Then he was asked to spend some time in his home village of Epirus, in order to defend the faithful against Protestant proselytism. He returned to Mt. Athos in 1964 and stayed in several monasteries, eventually settling in the Panagouda hermitage of Koutloumousiou Monastery, where he remained for fifteen years. Here his reputation as a holy elder and guide grew, and he tirelessly received those thirsting for spiritual direction, allowing himself only two or three hours of sleep each day. He reposed in 1994, one of the most well-known and beloved contemporary elders. Many of his counsels and other writings have been published.’ (St Herman Calendar, 1994)

Elder Païsios was glorified by the Church in 2015; he is commemorated on the anniversary of his repose.